جک واردن
Warden, Jack
بازيگر (1920، نيوآرک نيوجرزي - امريکا)
ابتدا مشت زن حرفه اي و در جنگ جهاني دوم چترباز و ملوان بود. بازيگري را از دالاس شروع کرد، در برودوي ادامه داد و در اين ميان در برنامه هاي تلويزيوني نيز ظاهر مي شد. در سال 1950 با جنگل آسفالت به سينما وارد شد. در تلويزيون نيز (از جمله با مجموعه هاي آقاي پيپرز، 1953-1955، تيم بيس بال بد نيوز برز، 1979-1980، و ديوانه مثل روباه، از 1984) فعاليت داشت. از دهه ي 1950 اغلب در نقش شخصيت هاي نظامي خشن ظاهر شد. اما آرام آرام در بازي هايش وجوه کمدي نيز به نظر آمدند؛ به طوري که دو بار به خاطر بازي در نقش هاي کمدي شامپو و بهشت مي تواند منتظر بماند، کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش دوم شد. از نقش هاي جدي اش مي توان به دوازده مرد خشمگين و تمام مردان رئيس جمهور، و از ديگر نقش هاي کمدي اش به کارآموزي دادي کراويتس، حضور (در نقش رئيس جمهور ايالات متحد)، و اتوموبيل هاي کارکرده (در نقش دو برادر دوقلو)، اشاره کرد. فهرست طولاني کارگردانان بزرگي که او را به خدمت گرفته اند. (جان فورد، رابرت وايز، دان سيگل، فرد زينه مان، سيدني لومت، هال اشبي، تد کاچف و آلن ج. پاکولا) نشان از توفيق واردن دارند.
از فيلم ها: 1950 - جنگل آسفالت (هيوستن)؛ 1951 - حالا در نيروي دريايي هستي (هاتاوي)، مردان قورباغه اي (بيکن)؛ 1952 - قطار سريع السير رِد بال (باتيکر)؛ 1953 - از اين جا تا ابديت (زينه مان)؛ 1957 - لبه ي شهر (ريت)، دوازده مرد خشمگين (لومت)، مهماني مجردي (دلبرت مان)؛ 1958 - رنجرهاي داربي (ولمن)؛ 1959 - خشم و هياهو (ريت)، آن نوع زن (لومت)؛ 1960 - وقتي تمام شد، بيدارم کن (لروي)؛ 1963 - داناوانز ريف (ج. فورد)؛ 1964 - خط سرخ نازک (مارتن)، چشم بند (ف. دان)؛ 1968 - خداحافظ، دلاور (لومت)؛ 1971 - باشگاه ورزشي (پيرس)؛ 1973 - مردي که کت دانسينگ را دوست داشت (ر. سارافيان)؛ 1974 - کارآموزي دادي کراويتس (کاچف)؛ 1975 - شامپو (اشبي)؛ 1976 - همه ي مردان رئيس جمهور (پاکولا)؛ 1977 - بوفالوي سفيد (لي تامپسن)؛ 1978 - مرگ روي نيل (گيلرمين)، بهشت مي تواند منتظر بماند (بيتي و هنري)؛ 1979 - ماوراي ماجراي پسايدون (اروين آلن)، قهرمان (زفيرلي)، حضور (اشبي)، ...و عدالت براي همه (جويسن)؛ 1980 - اتوموبيل هاي کارکرده (زمکيس)؛ 1981 - شيطنت بزرگ ماپت (هنسن)؛ 1983 - حکم دادگاه (لومت)؛ 1984 - سارقان (مال)؛ 1985 - هوانورد (ج. ميلر)؛ 1987 - سپتامبر (و. آلن)؛ 1988 - زندان (هايمز)؛ 1990 - همه برنده مي شوند (رايتس)؛ 1992 - اسباب بازي ها (لوينسن)، شب و شهر (وينکلر)، گناه کار (لومت)؛ 1994 - گلوله ها بالاي برودوي (و. آلن)؛ 1995 - آفروديت توانا (و. آلن)، هنگامي که خوابيده اي (ترتلتاب)، کارهايي که پس از مردنت بايد در دنور انجام بدهي (فلدر)؛ 1996 - او (کوتوريه)؛ 1998 - بولوورث (بيتي).