م. امت والش
Walsh, M. Emmet
بازيگر (1935، آگدنزبرگ نيويورک - امريکا)
با نام مايکل امت والش به دنيا آمد. در سه سالگي از گوش چپ کر شد. در کالج کلارکسن تحصيل کرد و پس از آن به آکادمي هنرهاي دراماتيک امريکا در نيويورک رفت. در اواخر دهه ي 1960 با ايفاي نقشي کوتاه در کابوي نيمه شب فعاليت هاي بازيگري اش را آغاز کرد. سپس وارد تلويزيون شد و از جمله در مجموعه ي بارتا (1975-1978) جلوي دوربين رفت. از همان ابتداي بازيگري، دوران پُرکاري را آغاز کرد و اغلب نقش آدم هاي شرور و تبه کار را به عهده مي گرفت. والش کوتاه قد، چاق، قوي بنيه و انعطاف پذير در ايفاي نقش هاي دوم، از همان آغاز کار استعداد خود را در به تصوير کشيدن شخصيت هاي خبيث بروز داد و در دهه ي 1980 هم در کمدي و هم در درام، برجسته تر از پيش، اين خصوصيت را به نمايش گذاشت. در فيلم موفق برادران کوئن، تشنه ي خون، والش تأثيرگذارترين بازي خود را ارائه داد و با ايفاي نقش شخصيتي که هيچ بهره اي از اخلاقيات ندارد، بسيار درخشيد. در پي آن، در تعداد قابل توجهي از محصولات هاليوودي در نقش هاي متفاوت بازي کرد و از آغاز دهه ي 1990 دامنه ي گوناگوني فيلم هايش را گسترش داد.
از فيلم ها: 1969 - کابوي نيمه شب (شله زينجر)، رستوران آليس (آ. پن)، خنجر (کوالسکي)؛ 1970 - بزرگ مرد کوچک (آ. پن)؛ 1971 - بايد به غول باشند (هاروي)؛ 1972 - تازه چه خبر، دکتر؟ (باگدانوويچ)؛ 1974 - سرپيکو (لومت)، قمارباز (رايتس)؛ 1975 - بالاخره عشق (باگدانوويچ)؛ 1976 - ميکي و نيکي (ا. مي)، نيکل اوديون (باگدانوويچ)؛ 1977 - فرودگاه 77 (جيمسن)؛ 1978 - دوره ي عادي (گروسبارد)؛ 1979 - يک ماهي که پيتسبرگ را نجات داد (موزيس)؛ 1980 - بروبيکر (رُزنبرگ)، مردم عادي (ردفورد)، تايتانيک را بالا بياوريد! (جيمسن)؛ 1981 - سرخ ها (بيتي)؛ 1982 - متخصص فرار (دشانل)، تيغ رو (ر. اسکات)؛ 1983 - سيلک وود (م. نيکولز)؛ 1984 - پاپ گرينويچ ويليج (رُزنبرگ)، تشنه ي خون (ج. کوئن)، گم شده در عمليات (زيتو)؛ 1986 - بازگشت به مدرسه (متر)، گربه هاي وحشي (م. ريچي)؛ 1987 - هاري و خانواده ي هندرسن (و. دير)،بزرگ کردن آريزونا (ج. کوئن)؛ 1988 - نبرد ميلاگرو بينفيلد (ردفورد)، سانست (ب. ادواردز)؛ 1989 - عقرب سرخ (زيتو)، کويين نيرومند (شنکل)؛ 1990 - اختلاف اندک (هايمز)؛ 1991 - خون آشام گوشه نشين (آ. هيکاکس)؛ 1992 - شن هاي سفيد (دانلدسن)؛ 1993 - تعادل روشنايي و تاريکي (رودولف)، بمب آتش زاي وحشي تر (کارون)؛ 1994 - پلنگ (ماريو وان پيبلز)، سپر شيشه يي (برنت)؛ 1996 - زماني براي کشتن (شوماکر)، روميو + جوليت (لورمان)؛ 1997 - عروسي بهترين دوست من (هوگان)؛ 1998 - غروب (بنتن)؛ 1999 - غرب وحشي وحشي (ساننفلد).