کليفتن وب
بازيگر (1891، ايندياناپليس اينديانا - امريکا؛ 1966)
با نام وب پارمالي هالنبک به دنيا آمد. به عنوان رقصنده و بازيگر از کودکي تعليم مي گرفت. از ده سالگي روي صحنه مي رفت. در سيزده سالگي مدرسه را رها کرد تا تحصيلي نقاشي و موسيقي بکند و در هفده سالگي هم راه گروه اپراي بوستن آواز مي خواند. در نوزده سالگي به رقص روي آورد و پس از چندي از رقصندگان برجسته ي کاباره هاي نيويورک و مجالس رقص شد. از سال 1917 در کمدي هاي موزيکال ظاهر مي شد و در دهه ي 1920 در تآترهاي لندن، برودوي و گه گاه فيلم هاي صامت نقش هاي جدي بازي مي کرد. در 1944 پس از وقفه اي حدوداً بيست ساله دوباره به سينماي روي آورد و در نقش شخصيت منفي موقر، مشکل پسند و خرده گير لارا خوش درخشيد. نقشي که پرمينجر به رغم مخالفت هاي داريل زانوک تهيه کننده به او داد و نتيجه اش کانديدايي اسکار بهترين بازيگر نقش دوم بود. يک بار ديگر نيز به خاطر لبه ي تيغ کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش دوم شد. از آن پس اغلب در نقش آدم هاي مجرد و بدخلق، تند زبان و فضل فروش به کار گرفته مي شد. در نقش «آقاي بل ودره» در کمدي مفرح راحت و آسوده و دنباله هاي متعدد آن محبوبيت زيادي به دست آورد.
وب يک بازيگر کهنه کار برودوي و متخصص نقش هاي کمدي بود که پرمينجر براي ايفاي نقش جدي و حساس روزنامه نگار حسود، تندزبان و کنايه زن در لارا برگزيد. وب که لاغر اندام و بسيار لطيف و خوش سليقه مي نمود، با اين نقش به راستي تثبيت شد، هر چند بعدها کم تر توانست دوباره چنين کامل و آزادانه در قالب هم جنس خواه پا به سن گذاشته و شرير فرو رود. جمله اي از او در فيلم به خوبي اين جنبه از شخصيت سينمايي اش را خلاصه مي کند: «من مهربان نيستم. بد طينتم. اين راز جذابيت من است.» مهارت او در القاي خبث طينت اغلب در کمدي هاي احساساتي، به ويژه نقش معروف و مقبول «آقاي بل ودره» محدود مي شد. پس از لارا در فاکس باقي ماند و اين شايد چندان به نفع او نبود. چرا که در اين کمپاني چندان خبري از گفت و گوهاي هوشمندانه ي درخور بازي وب يا کارگردانان فرهيخته نبود. با اين حال تا اوايل دهه ي 1960، زينت بخش فيلم هاي گاه خوب و گاه بدي بود: گوشه ي تاريک، پرچم امريکا براي هميشه، سه سکه در چشمه، دنياي زن، مردي که هرگز نبود و شيطان هرگز نمي خوابد...
از فيلم ها: 1920 - گذشته ي پالي (د کارگِر)؛ 1924 - هيچ کس را کنار نگذاريد (بلکتن)؛ 1925 - قلب يک زن وسوسه گر (رُزن)؛ 1944 - لارا (پرمينجر)؛ 1946 - گوشه ي تاريک (هاتاوي)، لبه ي تيغ (گُلدينگ)؛ 1948 - راحت و آسوده (و. لانگ)؛ 1949 - آقاي بل ودره به دانشکده مي رود (نوجنت)؛ 1950 - دوجين ارزان تر است (و. لانگ)، به خاطر خدا (سيتن)؛ 1951 - فرار (کاستر) آقاي بل ودره زنگ مي زند (کاستر)؛ 1952 - رويايي (بينيون)، پرچم امريکا براي هميشه (کاستر)؛ 1953 - تايتانيک (نگولسکو)؛ 1954 - دنياي زن (نگولسکو)، سه سکه در چشمه (نگولسکو)؛ 1956 - مردي که هرگز نبود (نيم)؛ 1957 - پسري روي يک دولفين (نگولسکو)؛ 1959 - آقاي پني پارکر قابل توجه (ه. لوين)؛ 1961 - شيطان هرگز نمي خوابد (مکري)