چهارشنبه، 6 خرداد 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

رابين ويليامز

رابين ويليامز

 Williams, Robin                                

بازيگر (1952، شيکاگوي ايلي نويز - امريکا)

با نام رابين مک لاريم ويليامز به دنيا آمد. تحصيلاتش را در رشته ي نمايش جوليارد به پايان برد. کارش را با صحنه آغاز کرد و با بازي در مجموعه ي تلويزيوني مورک و ميندي (1978) شناخته شد. در واقع همين نقش، توجه کارگردانان سينما را به سويش جلب کرد. رابرت آلتمن براي نخستين بار نقش اصلي پاپاي را به او سپرد. شيوه هاي بديهه پردازانه و غير معمول او تا اواسط دهه ي 1980، يعني تا زمان ايفاي نقش در صبح بخير ويتنام، برجستگي کافي نداشت. به خاطر اين فيلم کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش اول شد. دو فيلم ديگري که به ترتيب برايش دومين و سومين کانديدايي اسکار را به ارمغان آورد، انجمن شاعران مرده و سلطان ماهي گير بودند. ويليامز در اين فيلم ها توانست سبک کارش را گسترش دهد و به بيان «معصومانه»اش عمق بيش تري بخشد. از ويژگي هاي دگير ويليامز که به خاطر آن شهرت دارد، صداي او است که در چند فيلم نقاشي متحرک بلند از جمله علاءالدين (والت ديزني، 1992)، درنقش «جيني»، غول چراغ از آن استفاده کرده است. در فيلم سينمايي خانم داتفاير نيز به طور هم زمان از نيروي بازيگري و توانايي تغيير صدايش استفاده کرد. او در اين فيلم نقش مردي را داشت که از همسرش جدا شده است و براي اين که بتواند فرزندانش را ببيند به صورت يک خانم پرستار، تغيير قيافه مي دهد. ويليامز صاحب يک کمپاني توليد فيلم است و از دهه ي 1980 با بيلي کريستال و ووپي گلدبرگ به نفع افراد بي خانمان برنامه هاي کمدي اجرا مي کند. او جايزه ي اسکار بهترين بازيگر نقش دوم را براي ويل هانتينگ خوب به دست آورد. همسر نخستش، والري ولاردي (1978-1988)، بازيگر است و همسر دومش، مارشاگريس (از 1989)، تهيه کننده.

از فيلم ها: 1977 - مي توانم اين کار را بکنم ... تا به عينک نيازمند نشوم؟ (ا. ر. لوي)؛ 1980 - پاپاي (آلتمن)؛ 1982 - دنيا به روايت گارپ (چ. ر. هيل)؛ 1983 - بازماندگان (ريچي)؛ 1984 - مسکو کنار هادسن (مازورسکي)؛ 1986 - باشگاه بهشت (راميس)؛ 1987 - صبح بخير ويتنام (لوينسن)؛ 1989 - انجمن شاعران مرده (وير)؛ 1990 - فروشنده ي اتوموبيل (دانلدسن)؛ 1991 - هوک (اسپيلبرگ)، سلطان ماهي گير (گيليام)؛ 1992 - اسباب بازي ها (لوينسن)؛ 1993 - خانم داتفاير (کولامبوس)؛ 1994 - انسان بودن (فورسايت)؛ 1995 - جومانجي (جانستن)؛ 1996 - جک (کوپولا)، نُه ماه (کولامبوس)، قفس پرنده (م. نيکولز)، هملت (برانا)؛ 1997 - روز پدر (رايتمن)، شالوده شکني هاري (و. آلن)، فلابر (ميفيلد)، ويل هانتينگ خوب (وان سانت)؛ 1998 - پَچ آدامز (شادياک)؛ 1999 - بروس را بگيريد (ا. کوئن)، ياکوب دروغ گو (کاسوويتس)، مرد دويست ساله (کولامبوس).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.