چهارشنبه، 6 خرداد 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

بروس ويليس

بروس ويليس

ويليس، بروس Willis, Bruce                                    

بازيگر (1955، ايدار - اوبرشتاين - آلمان غربي / اکنون آلمان)

دو ساله بود که هم راه خانواده اش به امريکا مهاجرت کرد. در نيوجرزي بزرگ شد. پس از پايان تحصيلات دبيرستاني، در يک کارخانه ي توليد مواد شيميايي مشغول به کار شد. نخستين فعاليت هنري اش نواختن هارمونيکا در يک گروه موسيقي بود. تحصيلاتش را در رشته ي بازيگري دانش گاه مانت کلر به پايان برد. براي نخستين بار با ايفاي نقش اول نمايش گربه روي شيرواني داغ روي صحنه رفت. پس از بازگشت به نيويورک، در اواسط دهه ي 1970 در نمايش هاي «دور از برودوي»، در چند نقش کوتاه کمدي ظاهر شد. پس از آن، به عنوان مدل براي عرضه ي شلوارهاي جين «لي وايز» در فيلم هاي تبليغاتي بسياري ظاره شد. پيش از اين که به عنوان يک بازيگر حرفه اي به کار بپردازد، مدتي محافظ شخصي بود و مدتي نيز مسئول تأمين امنيت کلوب شبانه ي کاميکازه در نيويورک. کار بازيگري در سينما را با ايفاي نقش هايي کوچک و بي اهميت در فيلم هايي مثل: نخستين گناه کبيره، شاهزاده ي شهر و حکم دادگاه، آغاز کرد، ولي موفقيتي پيدا نکرد. در 1984 هنگامي که براي تماشاي بازي هاي المپيک به لس آنجلس رفته بود، به طور اتفاقي در جلسه ي انتخاب بازيگر براي نقش اول مرد مجموعه ي تلويزيوني شغل دوم (1984-1987) شرکت کرد و موفق به گرفتن نقش شد. در اين مجموعه در نقش «ديويد اديسن»، يک کارآگاه خصوصي تيزهوش، ظاهر شد که با هم راه مؤنثش، سي بيل شپرد معماهاي پيچيده ي پليسي را حل مي کنند. عامل اصلي جذابيت اين مجموعه، رابطه ي طنزآميز عشق / نفرت اين دو بود که در گفت و گوهاي پُر از گوشه و کنايه تجلي مي يافت. و در اين ميان ويليس، با تفوق آشکار بر هم بازي اش، موقعيت خود را به عنوان يک بازيگر تواناي نقش هاي کمدي تثبيت کرد. بازي در اين نقش جايزه ي امي سال 1987 را برايش به ارمغان آورد. با چنين پيشينه اي طبيعي بود که نخستين حضور مؤثر او بر پرده ي سينما در يک نقش کمدي باشد. در قرار ملاقات بدون آشنايي قبلي او در نقش «والتر ديويس»، يکي از شخصيت هاي بدبيار آثار بليک ادواردز، که در يک شب اتوموبيل، شغل، موقعيت اجتماعي اش و... را از دست مي دهد، خوش درخشيد. در عوض در کار بعدي اش براي ادواردز، فيلم ناموفق غروب، در نقش «تام ميکس» بازيگر قديمي وسترن هاي صامت، حضور چشم گيري نداشت. با اين همه، اين جان سخت بود که او را بدل به يکي از بزرگ ترين ستارگان هاليوود کرد. ويليس در اين فيلم ايفاگر نقش «جان مکلين» پليس خشن نيويورکي شد که در شب سال نو براي ديدن همسرش به لس آنجلس مي آيد و ناگهان درگير ماجراهايي پيچيده با يک گروه تروريست بين المللي مي شود. او در اين فيلم در هيئت يک «تارزان» شهري در جنگلي از فولاد و بتون ظاهر شد، و اگرچه به عنوان يکي از بازيگران عضلاني نقش هاي پُر زد و خورد شهرت يافت ولي جنبه هاي کمدي بازي او سهم بسزايي در موفقيتش داشت. ارزش هاي بازي او در نقشي اين چنين را مي توان در مقايسه ي با نقشي مشابه که توسط يک نابازيگر بي استعداد يعني استيون سيگال در محاصره (اندرو ديويس، 1992) ايفا شده، دريافت؛ به ويژه در قياس کمدي کلامي سنجيده ي ويليس با طنز عاريتي و سطحي سيگال. ويليس پس از جان سخت، مسير پُرفراز و نشيبي را پيمود. در ببين چه کسي حرف مي زند، در يک اقدام غيرمترقبه صدايش را به «ميکي»، کودک فيلم داد. حضور او در جان سخت2 در مقايسه با حضورش در جان سخت، يک شکست به شمار مي آيد. «تنهايي» شخصيت او در جان سخت و تأکيد بر اين تنهايي در مقابله با مشکلات، يک امتياز اصلي نقش بود که از آن گرفته شده بود. رابطه ي او و شخصيت هاي منفي در اين جا از همان ابتدا به صورت کليشه ي رايج فيلم هاي اکشن - برخورد قطب ها - مطرح مي شد. با اين حال، جنبه هاي کمدي بازي او در بعضي صحنه ها، فيلم را نجات مي داد، مثل صحنه اي در اوايل فيلم که در آن از اين که باز هم بايد در شب کريسمس عده اي را نجات دهد، ابراز تعجب مي کند! «شکست تجاري» خصيصه ي مشترکي است که بيش تر فيلم هاي او را در اين دوره، مثل آتش نخوت ها، هادسن هاک و بيلي بث گيت، به هم مي پيوندد. بازي او در رنگ شب درنقش يکي از شخصيت هاي متزلزل رواني تريلرهاي متأثر از آثار آلفرد هيچکاک (مثل جيمز استوارت در سرگيجه، به عنوان الگوي اين فيلم) فاقد ظرايفي بود که نقشي اين چنين مي طلبيد. در اين دوره براي حفظ موقعيت در قالب يک بازيگر عضلاني نقش هاي اکشن در فيلم هايي کم ارزش مثل آخرين پيشاهنگ و فاصله ي نزديک کليشه شد. خوشبختانه از بازيگر هم نسلش، ميکي رورک هوشمندتر بود و به موقع توانست از حضور در قالبي بسته بگريزد؛ حضور او در نقش هايي متفاوت در فيلم هاي مرگ برازنده ي او است، داستان عامه پسند و دوازده ميمون، گواهي بر اين مدعاست. هم زمان، با حضور در نقشي آشنا در جان سخت با تمام نيرو، با موفقيت به استانداردهايش در فيلم اول اين سه گانه بازگشت. در 1987 با دمي مور بازيگر ازدواج کرد. حاصل زندگي آنان يک پسر است و در کنار هم درفيلم افکار کشنده ظاهر شده اند.

از فيلم ها: 1980 - نخستين گناه کبيره (هاتن)؛ 1981 - شاهزاده ي شهر (لومت)؛ 1982 - حکم دادگاه (لومت)؛ 1987 - قرار ملاقات بدون آشنايي قبلي (ب. ادواردز)؛ 1988 - جان سخت (مک تيزنان)، سانست (ب. ادواردز) (+ هتا)؛ 1989 - در کشور (جويسن)؛ 1990 - آتش نخوت ها (د پالما)، جان سخت2 (هارلين)؛ 1991 - افکار کشنده (رودولف)، آخرين پيشاهنگ (ت. اسکات)، بيلي بنت گيت (بنتن)، هادسن هاک (م. ليمان) (+ د.)؛ 1992 - مرگ برازنده ي او است (زمکيس)، بازيگر (آلتمن)؛ 1993 - فاصله ي نزديک (هرينگتن)؛ 1994 - داستان عامه پسند (تارانتينو)، رنگ شب (راش)، نورث (راينر)؛ 1995 - جان سخت با تمام نيرو (مک تيرنان)، دوازده ميمون (گيليام)، آدم عاقل (بنتن)؛ 1996 - آخرين مرد مقاوم (و. هيل)؛ 1997 - عنصر پنجم (بسون)، شغال (کاتن - جونز)؛ 1998 - آرماگدون (بي)، محاصره (زوايک)؛ 1999 - حس ششم (شيامالان)، سرگذشت ما (ر. راينر)؛ 2000 - پسربچه (ترتلتاب).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.