جک هاوکينز
Hawkins, Jack
بازيگر (1910، وود گرين لندن - انگلستان؛ 1973)
با نام جان ادوارد هاوکينز به دنيا آمد. در مدرسه ي بازيگري ايتاليا کانتي تحصيلاتش را به پايان برد. از سيزده سالگي در تآترهاي لندن روي صحنه رفت و در بيست سالگي در نخستين فيلمش بازي کرد. پس از يک دهه به يکي از قوي ترين شخصيت هاي سينمايي انگلستان تبديل شد و هم نقش هاي اول و هم دوم را به عهده مي گرفت. در سال هاي جنگ جهاني دوم ابتدا در دسته ي تفنگداران سلطنتي خدمت کرد و سپس به عنوان مسئول واحدهاي سرگرمي ارتش به هند و جنوب شرقي آسيا اعزام شد. در سال 1948 بار ديگر به سينما بازگشت و به ايفاي نقش هاي اول و دوم در فيلم هاي انگليسي و محصولات مشترک اروپايي - امريکايي ادامه داد. به تلويزيون نيز راه يافت و در چند مجموعه، از جمله سزار و کلئوپاترا (1956) به ايفاي نقش پرداخت. در دهه ي 1960، هم راه با چند نفر ديگر، سه کمپاني توليد و توزيع فيلم تأسيس کرد. در 1966 به دنبال عمل جراحي حنجره توان صحبت کردن را از دست داد. همسر اولش، جسيکا تندي (1932-1942) و همسر دومش، دارين لارنس (از 1947)، نيز بازيگر بودند. بر اثر ابتلا به سرطان حنجره درگذشت.
هاوکينز در اواخر دهه ي 1940 و اوايل 1950، پس از چند سال ايفاي نقش هاي دوم و کم اهميت، به ستاره اي مشهور بدل شد و اين موفقيت را مديون توانايي اش در جان بخشيدن به اسطوره اي فرهنگي بود که داشت به سرعت از مد مي افتاد و به يک نوستالژي تبديل مي شد. او شخصيت هايي «واقعاً انگليسي» را، که ديگر در دهه ي 1950 انگلستان رو به فراموشي بودند، بار ديگر در فيلم هايي که فتح و پيروزي ملي در آن ها ترسيم شده بود زنده کرد. از جمله در درياي بي رحم، سروان رنج کشيده اي است که سختي ها و خشونت هاي جنگ را پشت سر مي گذارد و با اراده اي استوار، وظيفه اش را در مبارزه به نحو احسن انجام مي دهد و در پل رودخانه ي کواي نيز افسري با اصل و نسب است که جنگ در برمه را به جاي يک زندگي ظاهراً محترم انتخاب مي کند. شخصيت هايي که هاوکينز خلق کرد، به دليل آن که به گذشته تعلق داشتند، نتوانستند با رآليسمي که در اواخر دهه ي 1950 در سينماي انگلستان مطرح شد، سنخيت پيدا کنند. شخصيت پليسي که او در گيديون از اسکاتلنديارد بازي کرد تصويري رمانتيک از يک پليس مهربان و وظيفه شناس بود که بي هيچ گله و شکايتي وظيفه ي تعيين شده اش را انجام مي داد. با چنين نگرشي، هاوکينز به فيلم هاي حماسي تاريخي روي آورد و در بن هور، نيکلاس و الکساندرا، واترلو، و آثار کلاسيکي مثل جين اير و وينستن جوان بازي کرد. ميان به ياد ماندني ترين بازي هاي او، ايفاي نقش «ژنرال آلنبي» در لارنس عربستان از بقيه برجسته تر است. هاوکينز، به رغم تمام گفته ها، به طور کليشه اي مردان جدي، خشن، مصمم و کارآمد را، چه در لباس مردم عادي و چه در لباس نظامي، به تصوير کشيد و به يکي از پُرکارترين بازيگران سينما بدل شد. حتي زماني که در 1966 صدايش را از دست داد، از بازي در فيلم ها دست نکشيد و نقش هايش را با کساني که به جاي او حرف مي زدند، تقسيم کرد.
از فيلم ها: 1930 - پرندگان شکاري (ب. دين)؛ 1933 - تيري در تاريکي (پيرسن)، هم راهان خوب (و. ساويل)، جواهر (دنهم)؛ 1934 - مرگ در بنگاه سخن پراکني (دنهم)؛ 1937 - زيبا و قايق (ه. ادواردز)؛ 1938 - يک طلاق سلطنتي (ريموند)؛ 1940 - دسته ي پرواز (برنن)؛ 1942 - خويشاوند نزديک (ديکينسن)؛ 1948 - بُت سرنگون شده (ک. ريد)، اتاق پشتي کوچک (م. پوئل و پرسبرگر)؛ 1949 - پيمپرنل گريزان (م. پوئل و پرسبرگر)؛ 1950 - رُز سياه (هاتاوي)؛ 1951 - بزرگ راهي در آسمان نيست (کاستر)؛ 1952 - مندي (مکندريک)، همسر مرد مزرعه دار (آناکين)، درياي بي رحم (فرند)، خانه در ساعت هفت (ر. ريچاردسن)؛ 1953 - باز هم روزي روزگاري (پرسبرگر)، مزاحم (گ. هاميلتن)؛ 1954 - جويندگان (آناکين)؛ 1955 - زنداني (گلنويل)، سرزمين فراعنه (هاکس)؛ 1956 - دست قانون (فرند)؛ 1957 - پل رودخانه ي کواي (د. لين)، مردي در آسمان (چ. کرايتن)، ثروت يک زن است (گيليات)؛ 1958 - گيديون از اسکاتلنديارد (ج. فورد)، جاسوس دوسره (د تات)؛ 1959 - بن هور (وايلر)، گروه آقايان (ب. ديردن)؛ 1961 - لافايت (درويل)؛ 1962 - لارنس عربستان (د. لين)، تمرين پنج انگشتي (دانيل مان)؛ 1963 - تاخت و تاز (کارلسن)؛ 1964 - زولو (اِندفيلد)، راز سوم (چ. کرايتن)، توپ هاي باتاسي (گيلرمين)؛ 1965 - لرد جيم (ر. بروکس)؛ 1966 - جوديت (دانيل مان)، خطر تشديد مي شود (ت. يانگ)؛ 1967 - کاترين کبير (گ. فلمينگ)؛ 1968 - شالاکو (دميتريک)؛ 1969 - يا مرگ يا مونته کارلو (آناکين)، آه! چه جنگ دل نشيني (آتن بارو)؛؛ 1970 - ماجراهاي ژرار (اسکوليموفسکي)، واترلو (بوندارچوک)؛ 1971 - محبوب (کاسماتوس)، نيکلاس و الکساندرا (شفنر)، جين اير (دلبرت مان)، وقتي که هشت زنگ به صدا درمي آيند (ا. پريه)؛ 1972 - وينستن جوان (آتن بارو)، فرار به سوي خورشيد (گولان)؛ 1973 - تآتر خون (هيکاکس)، آخرين شير (د ويت)، قصه هايي که بر جنون گواهي مي دهند (فرانسيس).