رکس هريسن
Harrison, Rex
بازيگر (1908، هايتن - انگلستان؛ 1990)
با نام رجينالد کاري هريسن به دنيا آمد. تحصيلاتش را در کالج ليورپول به پايان برد. از نوجواني روي صحنه مي رفت و عضو تماشاخانه ي ليورپول بود. از اوايل دهه ي 1930 در تآترهاي لندن بازي مي کرد و در فيلم هاي انگليسي نقش هايي را به عهده مي گرفت. در سال 1936 وارد برودوي شد و با نقش هاي کمدي به شهرت رسيد. دوره ي اوجش در کار سينما در دهه ي 1960 بود. تآتر را نيز هيچ گاه رها نکرد (براي آخرين بار يک ماه پيش از مرگش، در هشتاد و دو سالگي کنار استوارت گرينجر و گلينيس جانز در برودوي ظاهر شد). براي کلئوپاترا کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش اول بود و همين جايزه را براي بانوي زيباي من بُرد.
با اين که امروز به نظر مي رسد هريسن هميشه ستاره ي بزرگي بوده، اما در واقع تا اوايل دهه ي 1940 درخششي نداشت. با نقش سلطان در آنا و سلطان سيام و رهبر ارکستر حسود در ناارادتمند شما تثبيت شد. با اين همه غم خودکشي بازيگر امريکايي، کارول لنديس، پرونده ي دوره ي اول کارش را در هاليوود بست؛ اگر چه اين ماجرا کمک کرد تا در نقش جنتلمن هاي مبادي آداب انگليسي تخصص پيدا کند. بازي او در نقش «پروفسور هنري هيگينز» در نمايش و فيلم بانوي زيباي من عصاره ي اين شخصيت پردازي جديد بود که در رولز رويس زرد به کمال بيش تري رسيد. با بالا رفتن سنش نقش هاي مناسب قابليت هايش کم تر و کم تر مي شدند و غم انگيز مي نمود که تا آخر عمر مجبور به تکرار نقش «هيگينز» بود. سه همسر (از شش همسرش) - لي لي پالمر (1943-1957)، کي کندال (1957-1979) و ريچل رابرتس (1962-1971) - و دخترش، نوئل، نيز بازيگر بودند. در 1989 لقب «سِر» گرفت. بر اثر ابتلا به سرطان لوزالمعده درگذشت. خاطراتش را در کتابي با نام رکس (1975) نوشته است.
از فيلم ها: 1930 - مکتب رسوايي (اِلوي)؛ 1934 - مردت را بگير (ج. کينگ)؛ 1935 - گيج شده (کيمينز)؛ 1936 - مردان خدايان نيستند (رايش)؛ 1937 - مکتب شوهران (مارتن)، بر فراز ماه (فريلند و و. ک. هوارد)؛ 1938 - پناه گاه (ک. ويدور)، گذرگاه سينت مارتين (ولان)؛ 1939 - ده روز در پاريس (ولان)؛ 1940 - قطار شبانه به مونيخ (ک. ريد)؛ 1941 - سرگرد باربارا (پاسکال)؛ 1945 - سفر در کنار هم (ج. بولتينگ)، من در ميدان گراس ونر زندگي مي کنم / يک يانکي در لندن (ه. ويلکاکس)، روح سرخوش (د. لين)؛ 1946 - آنا و سلطان سيام (کرامول)؛ 1947 - روباهان هارو (استال)، شبح و خانم مويير (منکه ويتس)؛ 1948 - ناارادتمند شما (پ. استرجس)، فرار (منکه ويتس)؛ 1952 - تخت خواب (رايس)؛ 1953 - خيابان اصلي به برودوي (گارنت)؛ 1954 - شاه ريچارد و جنگ هاي صليبي (باتلر)، شوهر وفادار (گيليات)؛ 1958 - دختر جوان گوشه گير (مينه لي)؛ 1960 - تور نيمه شب (د. ميلر)؛1961 - دزدان خوشبخت (ج. مارشال)؛ 1963 - کلئوپاترا (منکه ويتس)؛ 1964 - بانوي زيباي من (کيوکر)، رولز رويس زرد (اسکوييت)؛ 1965 - رنج و سرمستي (ک. ريد)؛ 1967 - ظرف عسل (منکه ويتس)، دکتر دوليتل (ر. فلايشر)؛ 1969 - پلکان (دانن)؛ 1973 - ماجراهاي دون کيشوت (راکوف)؛ 1975 - ولگرد آقا (پاترسن)؛ 1977 - شاهزاده و گدا (ر. فلايشر)، پنجمين تفنگدار (آناکين)؛ 1978 - شمشيرهاي متقاطع (ر. فلايشر)؛ 1979 - آشانتي (ر. فلايشر)؛ 1983 - زماني براي مردن (سيمبر)؛ 1986 - آناستازيا: راز آنا (چامسکي).