چارلتن هستن
Heston, Charlton
بازيگر (1924، اوانستن ايلي نويز - امريکا)
با نام چارلتن کارتر به دنيا آمد. تحصيلاتش را در نورث وسترن به پايان برد. در آغاز دهه ي 1940 در يک فيلم آماتوري بازي کرد و سه سال بعد به خدمت ارتش درآمد. پس از جنگ وارد کار تآتر شد. نخستين بازي حرفه اي او بر روي صحنه در يک اجراي برودوي ار آنتوني و کلئوپاتراي ويليام شکسپير و در سينما در شهر تاريک بود. در سال 1972 يک نسخه ي سينمايي از آنتوني و کلئوپاترا را خود کارگرداني کرد. علاوه بر سينما و تآتر، در چند مجموعه ي تلويزيوني نيز بازي کرده است. براي بن هور، اسکار بهترين بازيگر نقش اول را دريافت کرد. هم چنين در 1977 جايزه ي انسان دوستانه ي جين هرشولت را از آن خود کرد. پسرش، فريزر هستن، کارگردان، فيلم نامه نويس و تهيه کننده است.
پيش از آن که هستن به نمونه ي نوعي قهرمانان فيلم هاي عظيم و تاريخي بدل شود، نقش مردان رنج کشيده يا گرفتار جنون قدرت و يا «مسئول» را بازي مي کرد. هر کدام از فيلم هاي شهر تاريک، بزرگ ترين نمايش روي زمين و بد براي يکديگر، اين چهره را از او به تصوير مي کشند. هستن را با چند فيلم حماسي و تاريخي (ده فرمان، بن هور و ال سيد) به ياد مي آورند. در واقع او يکي از جسورترين بازيگران در تاريخ سينماي مدرن است که بازي در نقش شخصيت هايي را برمي گزيد که در پي ايده آل هاي قهرماني هستند، و با آن نقش ها عجين مي شد. اما به دليل درآميختگي نام هستن با فيلم هاي حماسي، و همين طور علاقه ي خود او به بازي در اين فيلم ها، اغلب قابليت هايش به نظر نمي آيند. براي نمونه، در خوراک سويا - عدس سبز، نقش پليسي را ايفا مي کند که در يکي از شهرهاي آلوده و پُرجمعيت آينده زندگي مي کند. او در اين فيلم در برخي صحنه ها، بي توجه به محيط پيرامون، تنها به راه خود مي رود و ميان جمعيت انبوه لحظه اي را براي توجه کردن به آنان تلف نمي کند. او اين بار برخلاف فيلم هاي حماسي، مردي «امروزي» است. روي هم رفته، هستن پيشتار خلق شخصيت هايي است که صرفاً در همان دنياي داستاني، که سينما سعي در به واقعيت درآوردن آن دارد، زندگي مي کنند. اگرچه ممکن است ايده آل او، بازي در نقش قهرمانان رنج کشيده ي شکسپيري باشد، اما توان بازيگري اش کاملاً در خدمت آن است که در نوع هاي مورد علاقه ي عموم نيز به ايفاي نقش بپردازد. جان ويليامز در کتاب خود با عنوان فيلم هاي چارلتن هستن، آورده است: «... نه تنها به فکر آينده ي خويش است، بلکه به آينده ي صنعت فيلم سازي نيز مي انديشد.»
از فيلم ها: 1945 - پيرگونت (برادلي)؛ 1950 - شهرتاريک (ديترله)، جوليوس سزار (برادلي)؛ 1952 - وحشي (ج. مارشال)، روبي جنتري (ک.ويدور)، بزرگ ترين نمايش زمين (س. ب. دميل)؛ 1953 - همسر رئيس جمهور (ه. لوين)، بد براي يک ديگر (راپر)، جنگل عريان (هاسکين)، سه زندگي (دميتريک)؛ 1954 - افق هاي دوردست (ماته)؛ 1955 - جنگ خصوصي سرگرد بنسن (ج. هاپر)، لوسي گالانت (پريش)؛ 1956 - سه آدم خشن (ماته)، ده فرمان (س. ب. دميل)؛ 1958 - دزد دريايي (آ. کويين)، سرزمين بزرگ (وايلر)، نشاني از شر (ولز)؛ 1959 - بن هور (وايلر)؛1961 - ال سيد (آ. مان)؛ 1962 - کبوتري که رُم را گرفت (شاولسن)، سر الماس (گ. گرين)؛ 1963 - 55 روز در پکن (ن. ري)؛ 1965 - سپهسالار (شفنر)، بزرگ ترين داستان عالم (استيونز)، سرگرد دندي (پکين پا)، رنج و سرمستي (ک. ريد)؛ 1966 - خارطوم (ب. ديردن)؛ 1967 - ويل پني (گريز)؛ 1968 - سياره ي ميمون ها (شفنر)، کنترپوآن (ر. نلسن)؛ 1969 - شماره ي يک (گريز)؛ 1970 - اهل هاوايي (گريز)، زير سياره ي ميمون ها (پست)، جوليوس سزار (برگ)؛ 1971 - مرد نهايي (ب. سيگال)، هواپيماي سرقت شده (گيلرمين)؛ 1972 - آواي وحش (آناکين)؛ 1973 - خوراک سويا - عدس سبز (ر. فلايشر)، سه تفنگدار (ر. لستر)، آنتوني و کلئوپاترا (+ ک.)؛ 1974 - زمين لرزه (رابسن)، فرودگاه 1975 (اسمايت)؛ 1976 - اخطار دو دقيقه اي (پيرس)، آخرين مردان سرسخت (مک لاگلن)، ميدوي (اسمايت)؛ 1977 - شاهزاده و گدا (ر. فلايشر)؛ 1978 - نجات زيردريايي (د. گرين)؛ 1980 - بيدار شدن (نيوئل)، مردان کوهستان (ر. لانگ)؛ 1983 - معدن اصلي (+ هک)؛ 1987 - مردان مغرور (و. گراهام)؛ 1988 - مردي براي تمام فصول (+ ک.)؛ 1989 - گناه اصلي (ساتلوف)؛ 1990 - جزيره ي گنج (ف. هستن)، تقريباً يک فرشته (کورنل)؛ 1993 - تومستون (کاسماتوس)؛ 1994 - دروغ هاي راست (کامرون)؛ 1995 - در کام جنون (کارپنتر)؛ 1996 - هملت (برانا)، آلاسکا (آرچينباد).