کورت يورگنس
Jurgens, Curt
بازيگر (1915، مونيخ - آلمان؛ 1982)
با نام کورت گوستاف آندره آس گوتليب فرانتس يورگنس به دنيا آمد. ابتدا روزنامه نگاري موفق بود. تحت تأثير همسر نخستش، لوييز بالر بازيگر (1937-1947)، وارد کار نمايش شد. از سال 1935 کار روي صحنه و سينما را آغاز کرد. پس از جنگ جهاني دوم با ژنرال شياطين به شهرت رسيد. پُرکار بود و در بيش از صد فيلم ظاهر شد. کوشش هايش در کارگرداني، موفقيت چنداني به هم راه نداشت. در تآتر نيز فعال بود. همسران دوم و سومش، يوديت هولتسمايشتر (1947-1955) و اوا بارتوک (1957-1957) نيز بازيگر بودند. خاطراتش را در کتابي با نام شصت ساله و هنوز نادان (1976) نوشته است. بر اثر سکته ي قلبي درگذشت.
يورگنس يکي از سرشناس ترين بازيگران نقش هاي دوم در عرصه ي بين المللي به شمار مي آمد. به ياد ماندني ترين نقش او، براي تماشاگر عامه، فرمانده زيردريايي آلماني در دشمن زيرين بود. اغلب به خاطر ايفاي نقش آلماني هاي خبيث (نازي) به کار گرفته مي شد. در حالي که به دستور شخص يوزف گوبلس، سال هاي آخر جنگ جهاني دوم را (به اتهام غير قابل اعتماد بودن) در يک اردوگاه کار اجباري گذراند. با اين همه هميشه تآتر را از سينما جدي تر گرفت.
از فيلم ها: 1935 - والس شاهانه (مايش)؛ 1936 - نمايش خانوادگي (وندهاوزن)؛ 1937 - به سوي سواحل جديد (سيرک)؛ 1940 - اپرت (فورست)؛ 1942 - آواي قلب ها (ماير)؛ 1943 - زنان فرشته نيستند (فورست)؛ 1945 - دختران وين (فورست)؛ 1948 - فرشته با شيپور (هارتل)، خانه ي آواز (اشلي)؛ 1950 - شب عروسي (وايس)؛ 1951 - وحشت صحنه (هوفمان)؛ 1952 - اول آوريل 2000 (اشتوته)؛ 1953 - آخرين والس (رابنالت)، مرد آن را عشق مي خواند (راينهارت)؛ 1954 - اسب هاي پدران من (لامپرشت)، قطار سريع السير شرق (براگاليا)، داستان کارناوال (نيومان)، اعترافات ايناکار (پابست)؛ 1955 - قهرمانان خجسته اند (سيامپي)، موش ها (سيودماک)، ژنرال شياطين (کوتنر)، جاسوسان (کلوزو)؛ 1956 - و خدا زن را آفريد (واديم)، ميشل استروگوف (گالونه)؛ 1957 - پيروزي تلخ (ن. ري)، چشم برابر چشم (کايات)، دشمن زيرين (د. پوئل)؛ 1958 - من و سرهنگ (گلنويل)، مهمان خانه ي ششمين خوشبختي (رابسن)، تامانگو (ج. بري)، اين احساس دل پذير (ب. ادواردز)، استثمارگران (کوتنر)؛ 1959 - باد برمي خيزد (سيامپي)، فرشته ي آبي (دميتريک)؛ 1960 - گناه کار باشکوه (سيودماک)، سه حرکت به سوي آزادي (آزوالد)؛ 1961 - پيروزي ميشل استروگوف (تورجانسکي)؛ 1962 - بي نظمي (بروزاتي)، طولاني ترين روز (ويکي، ....)؛ 1963 - اپراي سه پولي (اشتوته)، قصري در سوئد (واديم)؛ 1964 - قايم موشک (اندفيلد)، روح 59 (سينگر)، قاتل اجير شده (تيله)؛ 1965 - لرد جيم (ر. بروکس)، چرخ و فلک عشق (تيله)؛ 1966 - باغبان آرژانتوي (لو شانوآ)؛ 1967 - براي 117 OSS گلي در کار نيست (اونه بل)؛ 1968 - از آردن به دوزخ / قهرمانان کثيف (د مارتينو)، هنرمندان در بالاي چادر بزرگ سيرک: سرگردان (کلوگه)، بنگاه آدم کشي (ب. ديردن)؛ 1969 - نبرد بريتانيا (گ. هاميلتن)؛ 1970 - قهرمانان (نگولسکو)، سلام - خداحافظ (نگولسکو)، نبرد نرتوا (بولاييچ)؛ 1971 - والس مفيستو (وندکاس)، نيکلاس و الکساندرا (شفنر)؛ 1973 - بسترهاي نرم، نبردهاي سخت (ر. بولتينگ)، دخمه ي وحشت (ر. و. بيکر)؛ 1975 - ميانه ي راه همان بن بست است (کلوگه و رايتس)؛ 1976 - هوا و هوس هاي مردم طبقه ي بالا (شابرول)؛ 1977 - جاسوسه اي که مرا دوست داشت (گيلبرت)؛ 1978 - فقط يک ژيگولو (همينگز)، اژدهاي پرنده (فلويد)؛ 1979 - استاينر، صليب آهني 2 (مک لاگلن)، حادثه ي تهران (آلوف و نائوموف)؛ 1980 - زن ميهن پرست (کلوگه).