گيگ يانگ
Young, Gig
بازيگر (1913، سينت کلاود مينه سوتا - امريکا؛ 1978)
با نام بايرون الزورت بار به دنيا آمد. از دوره ي دبيرستان روي صحنه مي رفت. بازيگري را در تماشاخانه ي پاسادنا آموخت و خيلي زود به خدمت برادران وارنر درآمد. نخستين فيلمش را در سال 1940 با نام بارون بار، بازي کرد و دو سالي طول کشيد تا به نقش مناسب «گيگ يانگ» در فيلم خواهران شاد دست پيدا کند. او که پيش از اين از نام برايانت فلمينگ نيز استفاده کرده بود از حال به بعد از نام گيگ يانگ در سينما استفاده کرد تا با بازيگر ديگري به نام بايرون بار اشتباه گرفته نشود. پس از جنگ جهاني دوم، آرام آرام، در نقش هاي دوم (و گاهي اول در فيلم هاي رده ي "ب") مورد توجه قرار گرفت. از دهه ي 1950 در صحنه و تلويزيون (از جمله به عنوان مجري در مجموعه ي برادران وارنر تقديم مي کنند، 1955 -1956) نيز فعال شد. براي بيا جام را پُر کن و شاگرد محبوب معلم کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش دوم بود و اين جايزه را براي آنان به اسب ها شليک مي کنند، نمي کنند؟ دريافت کرد. همسران سوم و پنجمش، اليزابت مونتگامري (1956-1963) و کيم اشميت (سه هفته از سال 1978)، نيز بازيگر بودند. اشميت را با شليک گلوله به قتل رساند و سپس خودکشي کرد. يانگ بازيگر توانايي بود که خيلي کم به نقش هايي مناسب دست پيدا کرد. با اين که در درام هايي مثل بيا جام را پُر کن خود را موفق نشان داده بود، کمپاني ها ترجيح مي دادند تا از او در نقش هاي کمدي بهره ببرند. سام پکين پا از معدود فيلم سازاني بود که قابليت هاي واقعي يانگ را تشخيص داد و در سر آلفردو گارسيا را برايم بياوريد ايفاي نقش منفي يک خلاف کار هم جنس خواه را به او سپرد.
از فيلم ها: 1940 - شوهران بدرفتار (بودين)؛ 1941 - بمب افکن شيرجه اي (کورتيز)، آنان چکمه به پا مردند (والش)، نغمه هاي نيروي دريايي (بيکن)، گروهبان يورک (هاکس)؛ 1942 - ناخدايان ابرها (کورتيز)، حيوان نرينه (نوجنت)، خواهران شاد (راپر)؛ 1943 - نيروي هوايي (هاکس)؛ 1944 - مردي که براي شام آمد (کيتلي)،1947 - هرگز از من فرار نکن (گادفري)؛ 1948 - زن سفيدپوش (گادفري)، سه تفنگدار (سيدني)؛ 1949 - شهوت طلا (س. سايمن)، آن را به قاضي بگو (ن. فاستر)؛ 1950 - به دام انداختن مرد (آرچينباد)؛ 1951 - هدف نامعلوم (ج. شرمن)، فقط شجاعان (گ. داگلاس)، بيا جام را پُر کن (گ. داگلاس)؛ 1952 - تعطيلات براي گناه کاران (ماير)؛ 1953 - دختري که همه چيز داشت (ر. تورپ)، ميدان (ر. فلايشر)، شهري که هرگز نمي خوابد (ر. تورپ)، ترانه ي عشق ناکام (والترز)؛ 1954 - با قلب جوان (گ. داگلاس)؛ 1955 - ساعات پُرالتهاب (وايلر)؛ 1957 - وسايل روي ميز (و. لانگ)؛ 1958 - تونل عشق (کلي)، شاگرد محبوب معلم (سيتن)؛ 1959 - از هر دختري بپرس (والترز)؛ 1962 - آن تماس پوست خز (دلبرت مان)، پنج مايل به نيمه شب (ليتواک)؛ 1964 - يک ماجراي حساس (سيدني)؛ 1965 - هم بسترهاي عجيب (فرانک)؛ 1967 - اتاقي با پرده هاي بسته (د. گرين)؛ 1969 - آنان به اسب ها شليک مي کنند، نمي کنند؟ (س. پولاک)؛ 1974 - سر آلفردو گارسيا را برايم بياوريد (پکين پا)؛ 1975 - قاتل نخبه (پکين پا)، هيندنبورگ (وايز)؛ 1976 - شرلوک هولمزدر نيويورک (ساگال)؛ 1979 - بازي مرگ (کلوز).