ايليچ اويانف لنين ولاديمر
(1870 ــ 1924) LENIN رهبر معروف کمونيست
والاديميرايليچ اوليانوف نيکلاي لنين در سيم بيرسک (اوليانووسک کنوني) بدنيا آمد، پدر لنين بازرس آموزشگاهها و اجداد وي تاجرپيشه و داراي عنوان اشرافي بودند. روسيه سرزميني پهناور و داراي حکومتي سخت ستمگر و کشاورزاني بسيار تهيدست بود. عده اي از روشنفکران براي برانداختن بنياد بيداد بچاره انديشي پرداختند. گروهي، چاره را در برافکندن حکومت استبداد و ريشه کن کردن ظلم و ستم، خشونت و زور مي دانستند و آنها طرفداران حزب اراده مردم و حزب توده بودند. برادر لنين الکساندر که جواني روشنفکر و خواهان اصلاحات بود بجرم مقدمه چيني و دست يازيدن به قتل تزار زنداني و بدار آويخته شد. شايد اين واقعه هولناک ذهن و فکر لنين را بخود مشغول داشت و در برافکندن بنياد زورگوئي و ستم او را مصمم تر ساخت. پس از 4 ماه که از اعدام الکساندر گذشت به لنين اجازه ورود به دانشگاه غازان و تحصيل در رشته حقوق دادند، اما چون در دسامبر همان سال (1887) در اغتشاشات دانشجويان شرکت داشت از دانشگاه اخراج و به املاک جد مادري خود تبعيد گشت. درين محل بمطالعه کتاب سرمايه مارکس مشغول گرديد. در 1891 بطور داوطلب امتحانات نهائي دانشگاه سن پطرز بورک (لنين گراد کنوني) را باموفقيت گذرانيد و سال بعد بکار وکالت پرداخت و رساله اي بنام تأثير مارکسيسم در ادبيات بورژوا تأليف و منتشر کرد. در اوايل سال 1895 در خارج از کشور خود بارسال مطبوعات و کتب ممنوع، به روسيه پرداخت. در دسامبر همين سال دستگير و محکوم به 3 سال تبعيد در سيبري گشت. درين ناحيه سرد، کتاب فلسفه و طرز عمل تريديونيونيسم را که از آثار فابيانهاي سوسياليسم انگليس بود بروسي ترجمه و آنرا دموکراسي صنعتي نامگذاري کرد و در 1899 کتاب نموکاپيتاليسم را پديد آورد. چون دوران تبعيد وي از سيبري بسر رسيد به مونيخ رفت و روزنامه انقلابي جرقه را براي توزيع ميان فراريان روسي و ارسال پنهاني آن به روسيه منتشر کرد. چندي بعد به لندن سپس به ژنو رفت. و در مونيخ بود که تروتسکي با وي آشنا شد.
بر سرپرستي روزنامه جرقه ميان مارکسيست هاي روسي اختلاف افتاد اقليت را مانشويک ها و اکثريت را بالشويک ها تشکيل ميدادند و لنين رياست بالشويک ها را عهده دار شد. لنين با ياري پله خانوف برنامه اي براي تشکيلات و عمل سوسياليست هاي مارکس نوشت که در 1903 مورد قبول کنگره سوسياليست ها قرار گرفت. مدتي لنين بواسطه بروز اختلاف شديد ميان بالشويک ها و منشويک راه اعتدال پيش گرفت و گفت اقدامات تند سبب قتل کارگران ميگردد.
لنين براي تأسيس حزب و کميته مرکزي حزب در روسيه عقيده نداشت و نشر روزنامه در خارج روسيه و تمرکز عمليات انقلابي در خارج روسيه را بهتر مي پنداشت و حزب را عبارت از يک دايره ي کوچک از محرکان فعال و بس ميدانست.
لنين جنگ را نفرت انگيز و عامل آنرا امپرياليسم مي پنداشت و از زمان شروع جنگ ژاپن و روسيه (1904ــ 1905) لنين انقلاب روسيه را تشويق و تا آغاز جنگ جهاني اول (1914) مشغول تبليغات و کارهاي تشکيلاتي بود و همه سوسياليست هاي کشورها را قيام ضد دولت ها؛ ترغيب ميکرد.
نهضت انقلابي در روسيه در 1906و 1907 با شکست روبرو گشت و کار لنين و يارانش بالا نگرفت.
با شروع جنگ جهاني اول فرصتي مناسب بدست لنين افتاد و به زوريخ رفت و روزنامه سوسيال دموکرات را با همکاري زينوويف منتشر کرد.
کار مهم لنين در امر مارکسيسم، و دادن اين مرام با اوضاع و احوال موجود روسيه بود. در 1915 کتابي بنام امپرياليسم انتشار داد.
در 1917 روسيه در جنگ جهاني آسيب فراوان ديد و مردم بيشتر ميخواستند که در کشور صلح برقرار و حکومت ظالمانه تزار سرنگون شود.
لنين در آوريل 1917 محرمانه با همراهي 27 نفر با ترن از آلمان وارد روسيه شد و ميخواستند با ايجاد انقلاب حکومت تزار را سرنگون کنند. اما پيش از آنکه وي و همراهانش وارد کشور شوند، بوسيله سوسياليست ها يا پوپوليست ها با همراهي ليبرال ها، مانشويک ها و کارگران سن پطرزبورگ انقلاب آوريل را شروع و تزار را خلع کرده بودند.
در سپتامبر 1917 کتاب دولت و انقلاب خود را منتشر و خط مشي سياستش را در آن اعلام کرد و سرانجام با آراء اکثريت کنگره لنين رهبري کمونيست ها را در دست گرفت و چندي بعد بسمت رئيس کميسرهاي سويت مردم انتخاب گشت، و بعد از انحلال مجلس مؤسسان (7 ژانويه 1918) و تأسيس ديکتاتوري پرولتاريا به نخست وزيري تعيين گرديد و يکي از اولين اقداماتش برقراري صلح با آلمان بود. ديري نگذشت که جنگهاي داخلي آغاز گرديد و تا سال 1921 ادامه داشت و تروتسکي که چندين سال بود با لنين همکاري نزديک داشت رئيس کل لشکرهاي ارتش سرخ گرديد.
رفته رفته مخالفان لنين شکست خوردند ولي نظام اقتصادي کشور از هم گسيخته و مردم دچار فقر شديدي گشتند. علاوه بر اين سرما بقدري شديد شده بود که مردم مبل ها و اثاثيه خود را براي گرم ساختن خويش مي سوزانيدند.
در مارس 1921 سياست جديد اقتصادي لنين بعنوان رئيس شوراي کميسرهاي مردم اعلام گشت و در 29 نوامبر 1920 همه کارخانه هائي که از 10 نفر (گاه 5 نفر) کارگر داشت کمونيزه گرديد.
زارعان و دهقاناني که روستاها را رها کرده بسوي شهرها براي کار آمده بودند؛ بمزارع بارگشتند. و لنين باجراي طرح هاي عمراني و ساختن سد و توليد برق و غيره پرداخت. ولي بسبب کار زياد و بر اثر زخمي که در 1918 برداشته بود، در 29 ژانويه 1924 درگذشت. لنين امتيازات ظالمانه تزار را با ايران و ترکيه لغو کرد.
"وي جثه اي کوچک، چشماني ريز و از نوع چشمان مغولي و ريش متمايل برنگ سرخ و چهره اي گرفته و شوخ نما داشت. کارگرانرا دوست ميداشت و نسبت به تزار قاتل برادرش نفرت داشت، ولي از طبقه بورژوا بمراتب بيشتر متنفر بود. بعقيده مورخان غربي لنين از زمان مسيح و ژول سزار تاکنون متنفذترين و مؤثرترين مرد در تاريخ بشريت بوده و او را چکش انقلاب جهاني ميخوانند"که بوسيله ايجاد جنگ بين فقير و غني، بر زنگ انقلاب فرود آمده و با طنين عظيم خود، انقلاب را آغار کرده است، جسد لنين را پس از مرگ موميائي کرده و در زير بقعه موسوم بقبر سرخ در خارج کاخ کرملين گذاشته اند و همه روزه زيارتگاه مورد احترام هزاران نفر از معتقدان و پيروان وي ميباشد. نقش صورت وي بضميمه نقش صورت مارکس و انگلس نيز بر روي هزاران هزار پرچم (شبيه تثليث نجاح معمول در مسيح) بعنوان"يک تثليث غير قابل اعتراض نوين رستگاري"ترسيم گرديده و در اهتزاز است. نقل از جلد سوم کتاب تاريخ فلسفه سياسي تأليف شادروان دکتر بهاءالدين پازارگاد.