هوشی مینه
(1890ــ 1964) رهبر نظامی و سیاستمدار ویت نامی
نگوین نات نهانه معروف به هوشی مینه و 14نام دیگر در استان شمالی نگه در رویت نام شمالی تولد یافت، چون رفتار فرانسوی ها با ناسیونالیست ها بد بود عده ای به ژاپن و سایر نقاط کوچ کردند، برادر و خواهر هوشی مینه در کنار مبارزان وطن پرست باقی ماندند و خود هوشی مین در 21 سالگی با یک کشتی به فرانسه رفت و در دوره جنگ جهانی اول و مدتی پس از آن در لندن بسر برد و نخست در آشپزخانه هتل کارلتون لندن کار میکرد، رفته رفته با کمونیست ها آشنا شد و از لندن نیروهای انقلابی را حمایت و از پراکندگی آنها جلوگیری میکرد.
هوشی مین بدون شک و تردید یکنفر نابغه استراتژیک و سازمان دهنده تمام پیروزی های مردم ویت نام و دارای فضیلت های اصیل بود، اغلب میگفت که انقلاب یعنی سختی و پایداری در فداکاری برای حفظ مملکت و سوسیالیسم. او میگفت که تنها با گذشت از منابع شخصی است که میتوان یک انقلابی سوسیالیست شد. و این در زندگی ساده و شخصیت انقلابی خودش متجسم بود. شصت سال زندگی هوشی مین توأم با کار مداوم در زندگی و فعالیت در کارهای مملکتی بود. او قلب و عشق خود را وقف هموطنان خود از همه طبقات و اقشار زن و مرد، پیر و جوان، اقلیت های ملی و گروههای مذهبی کرده بود ..."
هوشی مین نمونه درخشان روحیه ای بود که بطور بنیانی انقلابی است، بی پروائی و پشتکار در مبارزه، وقف کامل وجودش بحزب، بخلق و به انقلاب، تمام زندگیش را با روح فداکاری برای رهائی طبقه کارگر، ملت و تمام بشریت، برای استقلال و آزادی و سوسیالیسم و ... وقف بود."
هوشی مین از همان نوجوانی، فردی انقلابی بشمار میرفت از 1911 تا 1924 در جستجوی راه انقلابی بود.
هوشی مین بروشنی اعتمادی مطلق به نیروی انقلابی شکست ناپذیر توده ها برای سرنگونی حکومت استعمارگران فرانسوی و نمایندگان فئودال آنها پیدا نمود.
وی نخست سازمان انقلابی جوانان ویت نام آنگاه اتحادیه ستمدیده آسیا را تأسیس و کتاب جاده انقلاب را تألیف کرد و گفت انقلاب ویت نام بخشی از انقلاب جهان بود و سرانجام حزب کمونیست هند و چین در باک بو Bac Bo و حزب کمونیست آنامی در نام بو و آخرالامر فدراسیون کمونیست هند و چین بوجود آمد. هوشی مین یک فرمان فراجوانی صادر کرد: "یک حزب کمونیست در هند و چین تأسیس شده است و این حزب طبقه کارگر است. حزب بطبقه کارگر در رهبری انقلاب و مبارزه برای خواست های تمام مردم ستمدیده و استثمار شده ما رهنمود خواهد بود. از هم اکنون ما باید بحزب به پیوندیم بآن کمک کنیم و از آن پیروی کنیم."
در بین سالهای 1930 تا 1939 برای استقلال مبارزات سرسختانه ای کرد.
وی در اوت 1942 با نام هوشی مین به چین رفت تا با نیروی ضد ژاپن ویت نامی های مقیم آنجا تماس برقرار کند اما چون وارد چین شد بوسیله مأموران چیایکایچک توقیف و زندانی شد و در طول این مدت مجموعه اشعار خاطرات زندان را نوشت و پس از اینکه از 13 منطقه به 18زندان انتقال یافت و زجرها و سختی های بسیار تحمل کرد، موهایش خاکستری شد و دندانهایش را از دست داد ولی این سختی ها در اراده آهنینش خللی وارد نساخت و چنین سرود:
"مرگ بهتر است از بردگی، در همه جای کشورم
پرچم های سرخ دوباره باهتزاز درآمده اند
آوخ، چه چیزی است زندانی بودن در چنین زمانی!
کی رها خواهم شد، تا در جنگ شرکت کنم؟
مردمی که از زندان رها میشوند میتواند کشور بسازند
تیره بختی یک آزمایش از صداقت مردم است
آنان که بر بی عدالتی اعتراض میکنند، مردم شایسته واقعیند
آنگاه که درهای زندان باز شود، اژدهای واقعی بخارج پروازخواهد کرد."
برای مبارزه با استعمار گران چنین دستور داد:
"اردوگاه متجاوزین بروز نابودی خود نزدیک میشوند. کشورهای متحد پیروزی نهائی را بدست خواهند آورد. فرصت آنکه مردم ما خود را آزاد سازند بین یکسال و نیم فرا خواهد رسید. زمان تنگ است. ما باید سریعاً عمل کنیم!"
در 1944 بعد از 33 سال دوری از وطن، از مرز چین گذشت و به انقلابیون ویتنام در کوهستانها پیوست. در روز 22 دسامبر سال 1944 نخستین دسته از ارتش ویت مینه با شرکت 24 نفر رسماً تشکیل گردید.
این دسته چریکی با کمک دفتر خدمات اسراتژیکی که فعالیت محدودی داشت در سراسر ویت نام بعملیات چریکی پرداخت و در مدتی کوتاه عده آنان به چند هزار نفر رسید.
با افتادن تسلط هند و چین بدست ژاپنی ها، ویت مینه وسعت عملش را تا نواحی روستائی شمالی که در چنگ فرانسوی ها بود کشانید و چون ژاپن شکست خورد بر جرئت چریک های ویتنامی افزوده شد. در جریان تسلیم ژاپن ویت مینه با سایر رهبران انقلاب کنگره ای در کوهستان تشکیل دادند و یک کمیته آزادی بخش ملی تعیین نمودند تا انقلاب آینده زیر نظر هوشی مینه بثمر برسد.
هوشی مینه مردم را به قیام دعوت کرد:
"اینک ساعت آن فرا رسیده تا در همه جبهه ها دست بعملیات تعرضی زده شود."
در دوم سپتامبر سال 1945، هوشی مین در قرائت بیانیه استقلال ویت نام چنین گفت: "ویتنام باید یک کشور آزاد و مستقل باشد و در حقیقت هم اکنون چنین است. خلق ویت نام بر آن است که تمام نیروی جسمی و فکری خود را بسیج کرده، خود را فدا کند تا حافظ این آزادی و استقلال باشد، "حافظ آزادی و استقلال بمعنای آمادگی برای مقاومت در برابر تهاجمات دوباره استعمار فرانسه می بود و فقط چند ماه بعد از دوم سپتامبر 1945 بود که جنگ مقاومت علیه فرانسه آغاز شد. هوشی مین بدنبال بیانیه استقلال چنین گفت: "ما ترجیح میدهیم همه چیز را فدا کنیم تا کشور خود را از دست نداده، و به بردگی کشیده نشویم. مردان و زنان، پیر و جوان، همه ویت نام، صرفنظر از عقاید مذهبی، حزب سیاسی یا ملیت باید برخیزند تا کشور اجدادی را نجات دهند. آنها که اسلحه دارند از اسلحه خود استفاده میکنند، آنها که شمشیر دارند از شمشیر خود استفاده میکنند. همه باید تحمل کنند تا استعمار را بزدایند و کشور را نجات دهند."
"هر سختی که وجود داشته باشد باید متحمل شویم و برآنیم که فداکاری کنیم زیرا از آن ماست. "خلق ویت نام با نیزه هائی از نی شروع بجنگیدن کرد تا پیروزی دین بین فو را در انقلاب اوت بدست آورد.
"بر نیروی اتحاد ملی متکی باش، جهت استراتژیک را حفظ کن، در تاکتیک ها هم پا برجائی در اصول و هم انعطاف پذیری داشته باش، زیرکانه از تضاد های درون صفوف دشمن برای تفرقه افکنی بین آنان استفاده کن، خطرناکترین دشمنان را کاملاً منفرد کن، شرایطی برای حفظ و استحکام نیروهای انقلاب بوجود آر، نیروها را برای جنگ مقاومت طولانی علیه متجاوزین استعمار فرانسه گرد آور."
چون استعمارگران فرانسه تجاوزات روز افزونی نسبت بملت ویت نام اعمال میکردند هوشی مین در 29 سپتامبر 1946 فراخوانی برای مقاومت ملی صادر نمود: "ما صلح میخواهیم، ما گذشت هائی کرده ایم، ولی هر چه بیشتر گذشت میکنیم، استعمارگران فرانسه بر ما بیشتر فشار وارد میآوردند زیرا، آنان عزم کرده اند که یکبار دیگر کشور ما را فتح کنند. به! ما ترجیح میدهیم همه چیز را فدا کنیم تا استقلال کشور خود را از دست ندهیم و به بردگی کشیده نشویم.
هموطنان! ما باید بپاخیزیم!
"همه مردم، زنان و مردان، پیر و جوان، صرفنظر از اعتقادات مذهبی، وابستگی سیاسی یا ملیت، هر ویتنامی باید برای مبارزه با استعمارگران فرانسه بپاخیزد و سرزمین نیاکان را نجات بخشد.
"بگذار اگر تفنگ و شمشیر داریم از آنها استفاده کنیم و اگر اینها را نداریم از کلنگ و بیل و چوب دستی بعنوان اسلحه استفاده نمائیم؛ بگذار هرکس نهایت سعی خود را در جنگ علیه استعمارگران و نجات کشور بنماید!"
هوشی مین برای شرکت دادن همه مردم در مبارزه ضد استعمار سخنان شورانگیز و راهنمائی های جالبی دارد و از بیانش چنین برمیآید: "خط مقاومت طولانی، توده ای و متکی بخود، و سه مرحله مقاومت: دفاعی، جنگ و گریز فعال، و هجوم عمومی وسیعاً برای کادرها، سربازان و مردم ... و کمک بتقویت اراده و اعتماد آنها به پیروزی نهائی نمود.
در ژوئن 1948 پس از پیروزی ویت باک بمنظور بسیج تمام نیروها برای مقاومت فراخوان برای رقابت وطن پرستانه را صادر نمود: رقابت در برپا ساختن مقاومت بوسیله بوسیله تمام مردم، یک مقاومت همه جانبه، رقابت در جنگ در جبهه ضد دشمن، رقابت در تولید و صرفه جوئی در پشت جبهه و در اجرای شعار"همه برای جبهه، همه برای پیروزی"هوشی مین همه مردم را برای شرکت در جنبش رقابتی تشویق کرد:
بگذار هر کس و هر شاخه ای
از یکدیگر پیشی گیرند
هر روز
ما قطعاً پیروز میشویم
دشمن قطعاً شکست میخورد
هوشی مین برای پیروزی بر دشمنان وطن اتکا بر نیروی دهقانان و کارگران را لازم میشمرد: "زیرا دهقانان یک نیروی عظیم و یک متحد خیلی وفادار برای طبقه کارگر هستند."
"اگر قرار است مقاومت و ساختمان ملی موفقیت آمیز گردند، اگر قرار است استقلال واقعی و اتحاد کسب شوند، ضروری است که بر نیروی دهقانان تکیه شود."
سرانجام بر اثر راهنمائی های آمیخته بفداکاری های هوشی مین مردم ویتنام توانستند در 26 نوامبر سال 1953، زمانی که نیروهای مادین بین فورا در یک گازانبر فولادین میفشرد و با آگاهی باینکه اراده تجاوزکارانه استعمارگران فرانسه متزلزل گشته است پیروز گردند و هوشی مین چنین گفت: "آماده ایم تا با دولت فرانسه بر سر مسأله ویت نام یک توافق سیاسی بر مبنای احترام صمیمانه دولت فرانسه باستقلال واقعی ویتنام برقرار نمائیم. پیروزی های ارتش و خلق ما در صحنه جنگ شرایط مناسبی برای فعالیت های دیپلماتیک بوجود آورده بود. دولت فرانسه مجبور بمذاکره با دولت ما درباره هندوچین در کنفرانس ژنو گشت.
چون دولت دست نشانده بائودای سرنگون گردید مردم به کمیته های انقلابی ویت مینه پیوستند و چون سپاهیان کمونیست وارد هانوی گشتند و حکومت بائودای ساقط و هوشی مینه بریاست جمهوری انتخاب گردید، پست های مهم را کمونیست ها بعهده گرفتند.
فرانسوی ها که تا این لحظه در خانه های خود پنهان شده بودند با آمدن انگلیسی ها بخیابانها ریخته بسیاری از مردم را که بدستشان رسید کتک زده یا کشتند. هوشی مینه با شتاب و آشکارا در مناطق شمالی و در جنوب پنهانی انتخاباتی برگزار کرد و چون حس کرد که قدرت مقاومت در برابر فرانسه و انگلستان را ندارد موافقت نمود که بقسمتی از خاک ویت نام قناعت کند و منتظر فرصت بماند و از طرفی یک سازمان وسیع ملی بنام جبهه لین یا جامعه ملی اتحادیه ویتنام را تشکیل داد.
درین احوال هوشی مین و فام وان دونگ در رأس هیأتی به فرانسه رفتند و اداره امور را به جیاپ سپردند.
در مذاکرات پاریس فرانسوی ها، سرسختی نشان دادند هوشی مینه به ویت نام بازگشت و به تدارک نبرد پرداخت و در عین حال جیاپ را که تندرو بود از کابینه خود خارج نمود و افراد معتدل تری را وارد کابینه کرد ولی فرانسویان در کشتار ویت نامی ها بیداد میکردند در یک شبانه روز که تیراندازی نمودند 6000 نفر را کشتند ولی مردم ویت نام دست بردار نبودند و از طرفی با روی کار آمدن کمونیست ها برهبری مائو در چین کمک و حمایت هائی از سوی چین به هوشی مینه ارتش ویت مینه تعدادش به 220 هزار تن رسید و نبرد هر روز سخت تر و جیاپ با اقدامات نظامی 2292 روستا را تا اواخر سپتا بزیر نفوذ درآورد و 2987 روستا در دست فرانسوی ها پس از نبردهای دیگر آخرین جنگ تصرف دین بین فو بود که در روز هفتم ماه مه 1954 سقوط کرد و راه کنفرانس صلح هندوچین در ژنو از روز بعد ازین نبرد بازگشت.
سرانجام در 20 ژوئیه 1954 دولت فرانسه مجبور بامضای آتش بس برمبنای احترام باستقلال حق حاکمیت اتحاد و تمامیت ویت نام، لائوس و کامبوج گردید.
برای اولین بار در تاریخ کشوری کوچک بر یکی از پر قدرترین دولت های استعماری یعنی فرانسه غالب گشت. و میراث خوار استعمار یعنی ممالک متحده آمریکا بر ویت نام جنوبی یک دیکتاتوری فاشیستی تحمیل کرد و مردم برای رهائی ازین مظهر جور و ستم بمبارزه برخاستند و در ویت نام جنوبی جبهه ملی ویت نام جنوبی برای آزادی تأسیس گردید. اما ممالک متحده با اسلحه فراوان و کارشناسان نظامی و سرانجام باعزام سپاهیان بسیار از خود کشور ممالک متحده یا ممالک دست نشانده خود به ویت نام کشانید و جنگهای بس هراسناکی برپا ساختند، همه خانه ها، مدارس، معابد، بیمارستان ها و جنگل ها را ویران کردند بیش از مجموع بمب هائی که در جنگ جهانی دوم بمصرف رسید آمریکا بر این کشور کوچک بمب فرو ریخت و سدها را شکست و تلفات جانی فراوانی وارد ساخت.
آمریکائی ها دیگر به بمباران کردن ویت نام جنوبی اکتفا نکرده با فانتوم ها و سایر بمب افکن های خود، بر ویت نام شمالی حمله ور شدند و هر چه مؤسسات عمومی اعم از بیمارستان و مدرسه و سد بود ویران کردند. هوشی مین دلیرانه از 1965 تا 1969 که پایان زندگی سراسر مبارزه اش بود با ماشین عظیم جنگی آمریکا جنگید. گرچه زنده نماند تا نتیجه پیروزی ملت خود را بر بزرگترین قدرت میلیتاریسم دنیا به بیند ولی کوشش ها و نقشه هایش تعقیب گردید تا این پیروزی بزرگ حاصل گشت و ویتنام شمالی و جنوبی بصورت واحد درآمد.
هوشی مین درباره مبارزه این جنگ هولناک دستورهائی داد و سخنانی گفت که بسیاری از آنها راه گشا و راهنمائی رزمندگان ویت نامی بود از جمله:
در شکست دادن تجاوزکاران آمریکا مصمم باش
"جنگ ممکن است پنج، ده، بیست سال یا بیشتر بطول انجامد. ممکن است هانوی، هایفونگ و بسیاری ازشهرها و کارخانه ها نابود شوند، ولی خلق ویتنام هیچگاه مقهور نخواهد شد! هیچ چیز عزیزتر از آزادی و استقلال نیست. بعد از پیروزی ما کشور خود را از نو خواهیم ساخت، و آنرا حتی عظیم تر و زیباتر خواهیم نمود!"
"هوشی مین باز هم شب های بی خوابی را گذراند. وی پیشروی های رزمندگان خلق
را در جبهه تعقیب نموده، و در عین حال بارها خاطر نشان میساخت که آنان باید برای ساختن پناهگاه هوائی و تخلیه پیران و کودکان کوشش لازم بعمل آورند. وی مکانهائی را که مورد حمله هواپیماهای دشمن واقع میشد بازدید میکرد و مواظب بود که زندگی مردم بحالت عادی بازگردد. وی از واحدهای نیروی هوائی و دریائی دیدن میکرد. وی مظهر اراده آهنین و اتحاد تزلزل ناپذیر ارتش و خلق بود ..."
هوشی مین از پیروزی های عظیمی که مردم ویت نام بدست میآوردند در حالیکه قربانیان بسیار میدادند چنین نتیجه گیری کرد:
"در شرایط مساعد برای جنبش انقلابی درین عصر، هر ملتی، حتی یک ملت کوچک، مشروط برآنکه بطور صمیمانه متحد بوده وقاطعانه برمبنای یک خط مشی سیاسی و نظامی صحیح مبارزه نماید و با کمک و پشتیبانی فعالانه اردوگاه سوسیالیست و مردم انقلابی، میتواند، امپریالیست تجاوزکار، منجمله سرکرده آنها ایالات متحد آمریکا را شکست دهد."
در جای دیگر گفت:
"کوههای ما همیشه برپا خواهند بود، رودخانه های ما همیشه جاری خواهند بود، خلق ما همیشه خواهد بود، تجاوز کاران آمریکائی شکست خورده، ما کشور خود را ده چندان زیباتر خواهیم ساخت."
در سپتامبر 1969 بیش از 22000 نامه و پیام تسلیت آمیز از رؤسای دولت ها کمیته های رهبری احزاب سیاسی، شخصیت های مذهبی، روشنفکران، و شخصیت های برجسته و همچنین کارگران و دهقانان از 121 کشور بمناسبت درگذشت هوشی مین به هانوی رسید که همه حاکی و بیانگر اندوه شدید نویسندگان آنها بود ذیلاً چند نامه از این انبوه نامه ها درج میگردد.
"هوشی مین در تاریخ خلقهای هندوچین و همه خلق های آسیا، آفریقا و آمریکای مرکزی بعنوان مظهر مبارزه میهن پرستانه برای استقلال ملی به ثبت رسیده است."
(سیهانوک رئیس دولت کامبوج)
"تمام زندکی هوشی مین وقف مبارزه انقلابی علیه امپریالیسم یکی بعد از دیگری بود ... وی منبع الهام برای همه مردم آزادیخواه و صلح دوست جهان بود."
(رئیس جمهوری تانزانیا)
"نام هوشی مین سمبل مبارزه قهرمانانه انقلابی علیه امپریالیسم جهانی بسرکردگی امپریالیسم آمریکا گشته است."
(جبهه خلق برای آزادی فلسطین)
"مهربانی، سادگی، عشق به بشریت، ازخود گذشتگی و شجاعت وی الهام دهنده نسل های آینده خواهد بود." ایندیرا گاندی نخست وزیر هند .
مآخذ: 1ــ ترجمه عبدالله گله داری مندرج در کیهان سال 1345 2ــ دائرة المعارف اینترنشنال 3ــ نقل و اقتباس از کتاب زندگی و مبارزه هوشی مین شماره ثبت57/6/26 ،2189