محمد باقر بیرجندی
(1352 -1276 ق)، عالم دینى، مجتهد و شاعر، متخلص به صافى، و صافى قاینى. در قریهى گازار بیرجند متولد شد. تحصیلات خود را در قاین، مشهد و نجف به پایان برد و از حوزههاى درسى استادانى چون میرزا على رضا مدرس سبزوارى، حاج میرزا هدایت الله مجتهد ابهرى و حاج شیخ محمد تقى بجنوردى و سید مرتضى یزدى قاینى و حاج میرزا حبیب الله رشتى و فاضل ایروانى و حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى و سرانجام میرزاى شیرازى بهره گرفت. وى پس از كسب اجازهى اجتهاد و روایت به بیرجند مراجعت كرد. در بیرجند با آخوند ملا ابراهیم حنفى از افاضل اهل سنت در مسألهى امامت مباحثه كرد و این جلسات سبب شهرت وى شد. او از مشایخ اجازهى آیت الله مرعشى نجفى بود. محمد باقر بیرجندى در بیرجند وفات كرد. از آثار وى: «اكفاء المكائد و اصلاح المفاسد»؛ «زهر الریاض»؛ «فصل الخطاب»؛ «وثیقة الفقهاء»، در شرح «الارشاد»؛ «نور المعرفة»، در عقاید؛ «رساله رجبیه»؛ «ایضاح الطریق»؛ «فوائد الطوسیه»، در رجال؛ «وقایع الایام»؛ «كبریت الاحمر»؛ «عوائد الغرویه»؛ «فاكهة الذاكرین»؛ «ذخیرة المعاد»؛ «ازاحة الریبة»؛ «مفتاح الفردوس»، در مواعظ و اخلاق.[1]
حاج شیخ محمد باقر مجتهد بیرجندى اعلىالله مقامه الشریف، از معاریف علماء اعلام و فقهاء اسلام بود كه صیت فقاهتش در اقطار و بلدان پیچیده و مقام درایتش در علوم اسلامى بهمه جا رسیده بود مصنفات و مؤلفات ایشان مطبوع خواص و عوام و محررات ایشان مورد توجه فضلاء عظام است. تبحرش در فقه برتبهاى بود كه میفرمود از براى من میسر است بدون مراجعه به كتب مهمات فقه را از طهارت تادیات با اشاره بفتاوى معظم فقهاء در هر مسئله بنویسم.
در وقوف بر اقاویل ارباب ملل و نحل و كتب مذاهب عالمى بىبدیل بود پیوسته در مسائل دینى طائفه شیعه و فرقه حنفیه بایشان رجوع داشتند و در مرقومات دولتى هرات از آن جناب بمفتىالفریقین تعبیر میشد و نماز جمعه را در زمان غیبت واجب میدانست بوجهى كه ترك نمینمود و غالبا بتدریس فقه و اصول و مطالعه كتب معقول و منقول و اقامه جمعه و جماعت و موعظه و جواب مسائل حلال و حرام عمر عزیز خود را گذرانید.
مؤلفات و مصنفات عدیده برشته تألیف و تصنیف آورد كه از آنجمله است:
(نورالمعرفه) در معارف خمسه و در آن جمع كرده است مابین اخبار وارده از ائمه
1- كتاب معصومین و كلمات محققین از حكماء و متكلمین
2- كتاب صمصام مهدوى در رد رساله شمسالدین هروى در اثبات عقاید شیعه و رد عامه بهترین كتابیست كه تألیف شده.
3- كتاب اكفاءالمكائد در رد عقاید باطله بعضى از مشایخ صوفیه.
4- كتاب زهرالریاض حواشى بر ریاض فقه است.
5- كتاب فصلالخطاب در اثبات نبوت خاصه از كتاب سماویه.
6- ذخیرهالمعاد جامع طرق و اجازات.
7- كتاب بغیهالطالب دراثبات وجود امام غایب علیهالسلام.
8- رساله رجبیه شرح زیارت رجبیه مشاهد مقدسه.
9- كتاب وثیقهالفقهاء در فقه استدلالى بر طریقه مدارك، عبادات آن تمام است.
10- فوائد الكاظمیه در علم رجال.
11- كتاب ایضاح الطریق در محاكمه بین اصولیین و اخباریین از فقها.
12- فوائد الطوسیه در علوم رجال.
13- عوائد الغرویه در شرح فوائد الغرویه مرحوم آقا سید ابوطالب قاینى در علم درایه الحدیث.
14- كتاب ازاحه الریبه در وجوب صلوه الجمعه فى زمن الغیبه.
15- نصح الاستغاثه در حرمت افیون و شراب و حشیش كه از آن بملاعین ثلاثه تعبیر فرموده.
16- كتاب كبریتالاحمر فى شرایط المنبر در سه مجلد كه یكى از آنها بنام مكین الاساس در احوال حضرت ابوالفضلالعباس علیهالسلام.
17- كتاب مفتاح الفردوس در اخبار فضائل و مصائب ائمه طاهرین بر نهج كبریت الاحمر.
18- وقایع الایام.
19- فاكهه الذاكرین در ادعیه و زیارات.
20- رسالهاى در سیر و سلوك.
21- سفینهالقماش حاوى لطائف بسیار نظیر كشكول شیخنا البهائى و غیر از اینها و از این كتب هفت مجلد بطبع رسیده بقیه مخطوط مانده است.
مرحوم آیهالله بیرجندى طبعى روان و ذوقى فراوان داشته و بصافى تخلص مینموده و حدود دو هزار بیت از اشعار ایشان جمعآورى شده ولى بطبع نرسیده است.
آن جناب در سال 1276 ق در بیرجند متولد و در 12 سالگى در تحت تربیت برادر بزرگش حاج ملا محمد على براى تحصیل بقاین رفته و در مدرسه جعفریه مشغول تحصیل شده و در آنوقت چنان اتفاق افتاد كه مرحوم خانلرخان اعتصامالملك كه از براى تعدیل مالیات قاینات و سیستان از طرف دولت مأمور بود بمدرسهى قائن رفته و از فضلاء و طلاب مدرسه سئوالاتى كرده و جماعت فضلاء از جواب عاجز مشارالیه با صغر سن از عهدهى جواب برآمده و جوابهاى شافى و كافى داد كه مرحوم خانلرخان ایشان را اعزام بمشهد مقدس نموده و در اثر مساعدت آن مرحوم در مدرسه میرزا جعفر در مدرس مرحوم شیخالرئیس شاهزاده ابوالحسن میرزاى قاجار ساكن گردید و چند سالى در آنجا اقامت داشت تا از سطوح فقه و اصول فراغت یافت و در خلال این احوال بدرس حكمت و معقول مرحوم میرزا على رضا مدرس سبزوارى نیز حاضر و امور عامه و طبیعیات و الهیات نزد آن مرحوم تلمذ كرده و نیز از محضر مرحوم حاج میرزا هدایتالله مجتهد ابهرى و مدرس معروف خراسان استفاده نموده و آن مرحوم مكرر میفرمود كه من فقط درس را از براى ایشان میگویم زیرا كه شیخ بهائى در عالم خواب توصیه او را بمن فرمود، پس از مشهد مهاجرت بنجف اشرف نموده و بدرس مرحوم حاج میرزا حبیبالله رشتى و ملا محمد ایروانى و حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى حاضر شده و بعد منتقل بسر من راى گردیده و بدرس مرحوم آیهالله العظمى میرزاى شیرازى شركت نموده و علم حدیث را از مرحوم حاج میرزا حسین نورى تكمیل كرده و در سال 1305 ق بعد از تشرف بمكه معظمه بایران مراجعت و در شهر بیرجند اقامت و تأهل اختیار كرده و در اوائل ورودش در مجلس امیر علم خان حكومت وقت با آخوند ملا ابراهیم حنفى كه از افاضل نامى اهل سنت بوده در مسئله امامت و دیگر مسائل خلافیه مذهبى در جلسات عدیده مباحثه كرده و در تمام جلسات غلبه و پیروزى با ایشان بوده و این خود وسیله شهرت مقامات علمى ایشان گردیده و در آن شهرستان بوظائف دینى و روحانى قیام نموده تا در سال 1352 ق در شب جمعه 14 ذىالحجه الحرام در وقت سحر داعى حق را اجابت گفته و در تشییع جنازه ایشان تجلیلى بعمل آمد كه نظیر آن كمتر دیده شده است.
مقارن فوت ایشان كرامات عدیده بظهور پیوست و منامات عدیده دیده شد كه بالجمله كاشف از علو- مقام و درجات اوست. معظمله از آیات عظام نجف چون حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى و حاج میرزا حسین نورى و آیهالله صدر اصفهانى و آیهالله سید حسن صدر كاظمینى و دیگر اعلام اجارات جامع اجتهاد و روایتى دارند.
نگارنده این سطور هم بیك واسطه از آن جناب اجازه دارم اعلىالله مقامه و رفعالله درجاته.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.