يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

طهمورث

طهمورث
نام او در اوستا تخمواوروپه Taxmourupa آمده كه جزء اول آن به معنى نیرو و قوت است چنانكه كلمه تهمتن لقب رستم به معنى قوى تن است. در كتب تاریخ دو صفت به طهمورث داده‏اند یكى دیوبند كه معنى آن معلوم است و دیگرى زین‏آوند كه معنى آن دارنده‏ى زین و سلاح است. در اوستا آمده كه طهمورث زین‏آوند ازوایو ایزدهوا درخواست كرد كه وى را به همه دیوان و پریان و مردمان چیره سازد و اهریمن را به شكل اسبى درآورد تا بر او سوار شود. بارى اهریمن به پیكر اسبى درآمد و مدت سى سال طهمورث بر او سوار شد و به دو كرانه‏ى زمین همى تاخت. دربندهش آمده كه طهمورث برادر جمشید اهریمن را سى سال در بند داشت و بر او زین نهاد و هر روز سه بار گرد گیتى مى‏گشت و بر سر وى گرز پولادین مى‏كوفت و چون از گردش گرد جهان بازمى‏گشت او را در بند مى‏نمود و او جز زخم گرز گران خواب و خوراكى نداشت. زن طهمورث واقعه‏ى اسب بى‏خواب و خوراك را از شوهرش پرسید. طهمورث گفت اهریمن مى‏گوید كه خوراك من از گناه است، هرچه از مردم بیشتر گناه سرزند من خوشنودترم. اهریمن روزى بزن طهمورث وعده‏ى آوردن انگبین و ابریشم را داد، بشرطى كه او از شوهرش بپرسد كه در هنگام تاخت و تاز بر فراز و نشیب البرز در كجا از سرعت سیروى طهمورث را ترس فرامى‏گیرد. زن چون این پرسش را از شوهر كرد طهمورث گفت هنگامى كه او از البرز به تندى روى سوى نشیب مى‏نهد بیم مرا فرامى‏گیرد و گرز پیاپى به سرش مى‏كوبم تا از گزند او برهم. زن طهمورث آنچه از شوهر شنیده بود به اهریمن باز گفت و عسل او ابریشم بگرفت. روز دیگر تهمورث بر اهریمن اسب پیكر برنشست و گرد گیتى مى‏تاخت تا بر فراز البرز برآمد و از آنجا روى به نشیب نهاد. آنگاه اهریمن سركشى آغاز كرد و طهمورث گرز مى‏نواخت و بر مركب نهیب مى‏زد سودى نبخشید. اهریمن او را به زمین افكند و دم دركشید و وى را فروبرد و روى به گریز نهاد. سروش جمشید را از مرگ تهمورث آگاه ساخت جمشید باتدبیرى لاشه‏ى او را از شكم وى بیرون آورد به استودان نهاد. در دینكرد نام پدر تهمورث و یونگهان آمده و تواریخ اسلامى آن را نونجهان و یونجهان ضبط كرده‏اند. در شاهنامه‏ى فردوسى آمده كه تهمورث پسر هوشنگ بود، پس از پدر به تخت نشست و موبدان و دلیران را گرفت كه جهان را از دیوان پاك كند. وى پشم ریسیدن را به مردم آموخت و یوزوفوش شكارى و خروس را براى خبر دادن وقت بامدادات او اهلى كرد. وى را وزیرى به نام شیداسپ بود. طهمورث را فرایزدى بود از این رو بر اهریمن سوار شد روزى دیوان از غیبت شاه استفاده كرده بشورید شاه با گرز گران بسیارى از آنان را بكشت و دیگران پوزش خواستند و وعده كردند كه نوشتن و خواندن را به او بیاموزند. سى خط به او آموختند و زبانهاى رومى و هندى و چینى و تازى و پهلوى و پارسى را به او یاد دادند. نویسندگان دوره‏ى اسلامى چون طبرى و خوارزمى نوشته‏اند كه در زمان تهمورث بوداسپ نام هندوستان پدید آمد و كیش صابئین آورد. به قول بعضى طوفان معروف در زمان او روى داد و تهمورث دژى در جى اصفهان بساخت و كتابها را در آنجا گرد آورد تا از بین نرود. بناى مرو و بلخ را به او نسبت دادند. كریستنسن تهمورث را همان ارپوك زائیس سكائى Arpoxais دانسته و پسر تارگیاتس نامبرده در پیش مى‏داند و گفته است ارپوك زائیس در داستان سكائى نام نخستین پادشاه ملتى به نام ارپا بوده است كه در اوستا ارپا Arpa شده است.
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.