يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

کمبوجیه

کمبوجیه
نام این پادشاه در كتیبه‏ى بیستون كبوجیه Kabujia، و در نسخه‏ى بابلى آن كبوزیه Kabuzia، و در اسناد مصرى كنبوت Kanbut، و كمبات Kambat، و در نوشته‏هاى یونانى كامبوزس Cambyses، و در نوشته‏هاى اسلامى قمب‏سوس و قمباسوس، و در استعمال اروپایى كامبیز آمده است. كوروش از كاساندان دختر فرنس‏پس Pharnaspes كه از خاندان هخامنشى بود دو پسر داشت: یكى كمبوجیه كه بزرگتر و ولیعهد بود و حكومت بابل را داشت؛ و نام دیگرى در كتیبه‏ى بیستون بردیا آمده است، كه كوچكتر از او بود و یونانیان نام او را اسمردیس Smerdis نوشته‏اند. بردیا در زمان پدرش حكومت برخى از ولایات شرقى ایران، مانند: خوارزم و باختر و پارت و كرمان را داشت. چون كمبوجیه مى‏دانست كه بردیا در میان مردم محبوبتر از اوست. پس از آنكه به پادشاهى رسید، دستور داد او را در نهان بكشتند، و بعد براى اینكه نام و شهرتى پیدا كند فتوحات پدر را دنبال كرد. پس از فرونشاندن شورشهاى داخلى در سال چهارم پادشاهى خویش به مصر لشكر كشید (526 ق.م). پیش از آنكه به صحرا درآید لشكر او بغزه كه در كنار دریاى مغرب بود رسید. در این هنگام فرعون مصر آمازیس بود. وى با جزایر یونانى در مدیترانه و جبار جزیره‏ى ساموس عقد اتحادى بست. و چون خیال مى‏كرد شاه ایران با كشتیهاى فینیقى از طرف دریا حمله خواهد كرد، نیروى دریایى خود را مجهز ساخت. ولى شاه ایران از خشكى حمله كرد. از بدبختى مصر در این موقع آن بود كه یكى از امراى یونانى مزدور مصر كه از اهالى هالیكارناس بود وفانس Phanes نام داشت، به جهتى از آمازیس رنجیده بود با كشتى از مصر بگریخت و به نزد كمبوجیه آمد و اسرار نظامى مصر را بر او فاش ساخت. و رؤساى اعراب بدوى را وادار كرد كه با هزار اشتر مشكهاى آب براى سپاه كمبوجیه حمل نمایند. آخرین خوشبختى كمبوجیه این بود كه آمازیس كه مردى دلیر و جنگجو بود و ممكن بود براى موفقیت او سدى باشد. در این هنگام ناگهان وفات یافت، و به جاى او پسر بى‏تجربه‏اش كه پسامتیك Psamtik سوم نام داشت فرعون مصر شد. كمبوجیه از كویرى كه مابین فسلطین و مصر است گذشت و به مصر درآمد و در جایى موسوم به پلوزیوم Pelusium كه بر مصب او شعبه‏ى نیل از جانب مشرق واقع بود، با لشكر مصر مصاف داد. مصریان شكست خوردند پسامتیك به جاى آنكه معابر ترعه‏هاى نیل را حفظ كند، خود را باخته بگریخت. لشكر ایران بى‏زحمت به منفیس رسید، و آن شهر كه پایتخت مصر بود، پس از مقاومت مختصرى تسلیم شد. و مصر بر كمبوجیه مسلم گردید (25 ق.م) و دولت مصر پس از سه هزار سال و سلطنت 26 سلسله، منقرض گشت و از آن به بعد روى استقلال ندید. كمبوجیه ابتدا با پسامتیك به خوبى رفتار كرد؛ ولى چون شركت او در كنكاشى بر ضد شاه به ثبوت رسید كشته شد. و به قول هرودوت كمبوجیه امر كرد به او خون گاو خورانیدند و فورا بمرد. ولى قبه قول كتزیاس به شوش تبعید گشت. كمبوجیه در مصر در آغاز رفتارى مانند كورش داشت جامه‏ى پادشاهان مصرى در بر كرد و مراسم آن كشور را به جاى آورد. كمبوجیه سه پادگان در مصر ایجاد كرد: اول در دفنه Daphne مشرق مصب نیل. دوم در منفیس Menphts. سوم در الفانتین Elephantin (نزدیك جزیره‏ى انس‏الوجود در مصر علیا)، كه در آنجا مزدوران یهودى را مقیم كرده بودند. از این جزیره آثارى به زبان آرامى از یهودیهاى مقیم آن كه طرفدارى جدى ایرانیان بودند، به دست آمده كه مربوط به قرن پنجم ق.م است. تسخیر كشورهاى دیگر در افریقا. كمبوجیه پس از تسخیر مصر، به فكر تسخیر ممالك دیگر در افریقا افتاد. و كشور سیرانائیك Siranaique یا بنغارى Bengazi امروز سر اطاعت پیش آورد. و شاه آن آركزیلاس Arkesilas سوم 500 مین كه 50000 درهم یونانى بود، براى كمبوجیه فرستاد و او با بى‏اعتنایى این پول را پذیرفت و در میان سربازانش قسمت كرد. خیال كمبوجیه این بود كه به قرطاجنه (كارتاژ) یا تونس امروز كه از بلاد فینیقى و به مستملكات بسیار مشهور بود. لشكركشى كند. ولى فینیقى‏ها كه كشتیهاى خود را در اختیار كمبوجیه گذاشته بودند حاضر نشدند كه باعث از میان رفتن هم‏نژادان خود شوند. از این رو امتناع كردند كه سفاین خود را براى این لشكركشى بدهند، كمبوجیه خواست از طرف صحراى لیبى به آن شكور حمله كند و 50000 تن سرباز به سوى آمون كه معبد آن در نزد مصریان مقدس بود، فرستاد كه همه‏ى آنان در زیر ریگهاى روان تلف شدند. و خبرى از ایشان نرسید (524 ق.م). پس از آن خود وى با لشكر به سوى كشور ناپاتا Napata كه سودان امروز باشد روان شد و پس از آن به سوى اتیوپى Ethiupie (یا حبشه) رهسپار گشت. در این سفر خود كمبوجیه فرماندهى سپاه را داشت. ایرانیان مقدارى از مجراى نیل را پیموده، پس از آنكه داخل صحراى بى‏آب و علف ناپاتا شدند، از حیث آب و خوار بار در عسرت افتادند. و بالاخره پس از دادن تلفات زیاد ناگزیر به مراجعت به مصر گشتند و به شهر تب كه در جنوب مصر بود، درآمدند. كمبوجیه از آنجا به ممفیس رفت. در سفر حبشه دلایلى در دست است كه مى‏رساند پارسیان به ناپاتا Napata (سودان كنونى) رسیده‏اند و شهرى در آنجا به نام زن كمبوجیه مروئه Meroe بنا شد. دیوانگى كمبوجیه. كمبوجیه از كودكى مصروع بوده و چهار سال پس از فتح مصر به واسطه‏ى عدم پیشرفت او در لشكركشى، به ناپاتا و آمون، دیوانگى او عود كرد. و سفاكى‏هایى از خود بروز داد. از جمله خواهر خود ركسانا را كه زن او نیز بود بكشت. و 12 تن از همراهان خویش را زنده به گور كرد. به گاو مقدس آپیس زخمى زد كه باعث هلاكت آن حیوان گردید. به قدرى در مصر سفاكى و اعمالى خالى از رویه كرد كه مصریان از ایرانیان متنفر شدند. كرزوس پاشاه سابق لیدیه را كه از زمان پدرش مشاور كوروش و همچنین مشاور او بود حكم كرد بكشند. ولى بعد از اینكار منصرف شد با وجود آن مأمورانى را كه در اجراى فرمان تعلل كرده بودند بكشت. كمبوجیه در 23 ق.م فرمانروایى براى صمر برگزید و خود به سوى ایران رهسپار گشت. در شام شنید كه مغى از مردم ماد خود را بردیا پسر كوروش خوانده و به تخت ایران نشسته و مردم هم به طرف او رفته‏اند، چون او مى‏دانست كه بردیا را در نهان كشته ولى نمى‏توانست این مطلب را ابراز كند. بالاخره در حال تأثر در اكباتانا، كه نام شهرى در شام نزدیك كوه كرمل و غیر از همدان قدیم بود، زخمى به خود زده، و در اثر آن درگذشت (522 ق.م). كمبوجیه پیش از این واقعه، راز خود را به داریوش كه در لشكركشى مصر با او سفر مى‏كرد و نیزه‏دار او بود در میان گذاشته بود.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.