محقق طوسی
شیخ محمد معروف به خواجه نصیرالدین طوسى جهرودىالاصل، شیخ حر عاملى در كتاب املالامل مىنویسد: وى مردى فاضل و ماهر و عالم و متكلم محقق در عقلیات او را كتبى است كه از جمله آنها كتب زیر است 1- كتاب «تجرید الاعتقاد» 2- تذكره «در هیئت» 3- تحریر كتاب اقلیدس 4- تحریر مجسطى 5- شرح اشارات 6- «فصول نصیریه» 7- «فرائض نصیریه» 8- «آداب المتعلمین» 9- رساله اسطرلاب 10- رساله جواهر 11- نقد المحصل 12- رساله معینیه در هیئت به فارسى 13- شرح آن به فارسى 14- رساله خلق اعمال 15- شرح ساله العلم میثم بحرانى 16- اخلاق ناصرى 17- اوصاف الاشرف و غیر اینها، روایت مىكند از او علامه حلى كه در اجازه بنىزهره نوشته است این شیخ افضل اهل زمان خود در علوم عقلیه و نقلیه و از براى اوست مصنفات بسیارى در علوم حكمیه و احكام شرعیه بر مذهب امامیه وى بزرگترین كسى است كه ما دیدهایم كه نورانى كند خدا خوابگاه او را. من، الهیات شفاى ابوعلى سینا و بعض كتاب تذكره را در هیئت كه از تصانیف خود اوست نزد وى خواندم سپس درك نمود او را اجل محتوم قدساللَّهروحه.
نگارنده گوید: خواجه در حمله دوم مفعول موقعى كه هلاكوخان نوه چنگیز بقعله «میمون دژ» مركز و پناهگاه اسماعیلیان واقع در الموت قزوین لشكر كشید و آنجا را تسخیر كرد از حبس آن فرقه ضاله آزاد و همراه هلاكو به بغداد آمد سپس هلاكو را بعد از قتل آخرین خلفاء بنىعباس و ابنحاجب از جنگ و تخریب بقیه بلاد اسلامى منصرف و به مراغه آذربایجان آورد و به عمران و آبادى و تشویق اهل فضل و احیاى علوم عقلى تشویق نمود و خود با تأسیس رصدخانه بزرگ مراغه كه آكادمى علوم عقلى و نقلى بود و با داشتن ریاست اوقاف و مقام علمى، جان مردم مسلمان خاصه علماء نامى ما را از خطر نابودى و انهدام حفظ كرد و از این راه بزرگترین خدمت را به دین اسلام و ملت ایران نمود- و حقاً خواجه یكى از بزرگترین دانشمندان جهان و نابغه عالیقدر شیعه و فیلسوف نامى اسلام است. ولادتش در طوس در ج 1 سال 597 ه.ق واقع و در روز عید غدیر سال 672 در بغداد از دنیا رفت و در قسمت بالا سر حضرت امام همام باب الحوائج موسى بن جعفر علیهماالسلام در مكانى كه براى ناصر عباسى مهیا كرده بودند دفن شد در ماده تاریخ وفات او به فارسى گفته شده:
«نصیر ملت و دین پادشاه كشور فضل
یگانهاى كه چه او مادر زمانه نزاد
بسال ششصد و هفتاد و دو بذىالحجه
بروز هیجدهمش درگذشت در بغداد
ابوجعفر نصیرالدین محمد بن حسن طوسى (و. 597- ف. 672 ه.ق) از علماى بزرگ ریاضى و نجوم و حكمت ایران در قرن هفتم و نیز از وزراء آن عصر است. مدتى در دستگاه اسماعیلیه بود و هنگام حملهى هلاكوخان مغول به ایران براى نجات مسلمانان از خونریزیهاى آن مرد سفاك به خدمت او درآمد و با تدابیر خاصى از خرابى شهرها و كشتار دستهجمعى مردم به دست هلاكو جلوگیرى كرد. این دانشمند كه در ضمن یكى از فقهاى مذهب تشیع است هلاكوخان را به ایجاد رصدخانه در مراغه و ترتیب زیج جدیدى كه بعداً به زیج ایلخانى مشهور گردید و خود تصدى این كار را برعهده گرفت تشویق كرد. گویند تمام اوقاف نیز در سراسر ممالك مفتوحه مغول در تحت نظر او بود. از خواجه تألیفات متعددى در رشتهى علوم ریاضى، نجوم، منطق، علوم طبیعى، حكمت الهى، و مجسطى باقى مانده است. او یكى از شارحان و مفسران كتاب «اشارات» ابوعلى سینا است. از مشهورترین تألیفهاى او در عربى شرح اشارات ابنسینا و در فارسى كتاب «اخلاق ناصرى» است كه در غایت نیكویى سخنان افلاطون و ارسطو را در حكمت عملى جمع كرده و آراء متقدمین را شرح و شبهات متأخرین را رد نموده است. دیگر كتاب «تجریدالكلام فى تحریر عقایدالاسلام» و این تجرید كه در الهیات است طرف توجه عدهى كثیرى از شراح و صاحبان رسائل كلامیه است و نیز «تذكرهى نصیریه» در هیئت و «اساس الاقتباس» در منطق و «اوصاف الاشراف» در عرفان و رسالات و كتبى به زبان عربى در منطق و هیئت و هندسه از او باقى است.
(672 -597 ق)، دانشمند، نویسنده، منجم، فیلسوف، ریاضیدان و شاعر. ملقب به استاد البشر و عقل حادى عشر. مشهور به خواجه نصیرالدین و خواجه نصیر طوسى. اصل وى از جهرود ساوه یا قم است. در طوس به دنیا آمد و به همین علت به طوسى مشهور شد. پئرش از فقها و علماى طوس بود. نصیرالدین علوم نقلى را نزد پدر و علوم عقلى را نزد دایى خود فراگرفت. در آغاز جوانى براى تكمیل معلومات به نیشابور رفت. در آنجا به محضر فریدالدین عطار نیشابورى رسید و گویند حكمت مشاء را نزد وى آموخت. ریاضیات را از كمالالدین محمد حاسب و فقه را نزد معینالدین سالم بن بدران مصرى و كمالالدین میثم بحرانى فراگرفت و از محضر درس دانشمندانى چون كمالالدین بن یونس موصلى، ابوالسعادات اصفهانى، اسعد بن عبدالقاهر اصفهانى و نجمالدین محقق حلى استفاده كرد. با صدرالدین قونیوى معاصر و معاشر بوده است. اعتمادالسلطنه در «مطلع الشمس»، سید غیاثالدین عبدالكریم بن طاووس و قطبالدین محمود بن مسعود شیرازى و جمالالدین حسن بن یوسف، ملقب به علامه حلى، را از شاگردان وى مىشمرد. او چند سال پس از واقعهى حملهى چنگیز، به قلاع اسماعیلیه پناه برد و به خدمت ناصرالدین عبدالرحیم بن ابىمنصور، محتشم قهستان رسید و به خواهش او كتاب «الطهارة» ابوعلى مسكویه را به فارسى ترجمه كرد كه بعدها آن را اساس تألیف «اخلاق ناصرى» قرار داد. سپس به دعوت علاءالدین محمد، فرمانرواى اسماعیلیان، به قلعهى میمون دژ رفت. وى پس از غلبهى هلاكوخان به قلاع اسماعیلیه در 654 به خدمت او پیوست و همواره در ملازمت وى بود. در مورد تصمیم به ساختن رصدخانه، گویند منگوقاآن، كه از پادشاهان مغول است، هنگام فرستادن هلاكو به ایران، دستور داد كه خواجه نصیر را به دربار او روانه كند تا در مغولستان این رصدخانه تأسیس شود، اما هولاكو صلاح دید كه این كار به امر او باشد و رصدخانه در ایران بنا شود. بعد از فتح بغداد، خواجه در 657 ق از جانب هلاكو مأموریت یافت تا رصدخانهى مراغه را ترتیب دهد. او هم جماعتى از ریاضیدانان بزرگ مانند: مؤیدالدین عرضى، از دمشق، و فخرالدین مراغى، از موصل، و فخرالدین اخلاطى، از تفلیس، و نجمالدین دبیران قزوینى را گرد آورد و كار احداث رصدخانهى مراغه را در همان سال آغاز كرد. خواجه با این كار عالمان بزرگ زمان را كه پراكنده بودند، گرد آورد و همچنین كتابخانهاى عظیم در محل رصدخانه مراغه احداث كرد و كتابهایى را كه از بغداد، شام و الجزیره و اطراف و اكناف ایران فراهم آمده بود و به تصریح الكتبى، بیش از چهارصد هزار مجلد مىشد، در آنجا جمع كرد. عمر خواجه از این پس در خدمات علمى گذشت. خواجه وزارت هولاكو را نیز به عهده داشت و با تقرب خود در نزد هلاكو، از قتل گروهى از بزرگان عهد خویش پیشگیرى كرد. نصیرالدین یكى از بزرگترین بنیانگذاران كلام شیعه و پیشاهنگ بزرگ فلسفهى مشاء بود. در حكمت و فلسفه بزرگترین كار او تأیید و تسجیل حكمت ابوعلى سینا است و براى این كار به شرح مشكلات «اشارات» ابوعلى سینا و اثبات مباحث آن همت گماشت. خواجه اولین دانشمندى بود كه حالات ششگانه را در مثلث كروى قائمالزاویه بیان كرد و آن را در كتاب خود به نام «الشكل القطاع» شرح داد. وى در شانزدهمین سال تأسیس رصدخانه وفات یافت و عمل رصد و زیج ناتمام ماند. اگر چه صدرالدین، پسر بزرگ او و بعد از وى، اصیلالدین عهدهدار تكمیل آن شدند، اما به تدریج رصدخانه، متروك گشت تا این زمان كه تنها نامى از آن باقى مانده است. نصیرالدین در بغداد درگذشت و جنازه وى را در كاظمین به خاك سپردند. از دیگر آثار وى: «تجرید الكلام» یا «تجرید العقائد» یا «تجرید الاعتقاد» یا «تحریر العقاید»، در اصول دین؛ «زیج ایلخانى»، به فارسى؛ «اوصاف الاشراف»، در اخلاق به فارسى؛ «اساس الاقتباس»، در منطق؛ «تحریر اصول اقلیدس»، در هندسه؛ «تحریر مجسطى»، در هیئت؛ «تذكرهى نصیریه»، در هیئت؛ شرح «اشارات» ابوعلى سینا؛ «سى فصل»، در نجوم؛ «رسالة فى اثبات الفرقة الناجیة»؛ «رسالة فى حصر الحق بمقالة الامامیة»، به فارسى؛ «الاثنى عشریة»؛ «تحریر اكرمانالاوس» یا «تحریر كتاب مانالاوس فى الاشكال الكرویة»؛ «تجرید المنطق»؛ «البارع فى التقویم و احكام النجوم»؛ «آداب المتعلمین»؛ «التجرید فى الهندسه»؛ «معیار الاشعار»، در عروض فارسى؛ «زبدة الادراك فى هیئت الافلاك»؛ «جامع الحساب فى التخت والتراب» یا «جوامع الحساب بالتخت والتراب»؛ «ظاهرات الفلك»؛ «بیست باب»، در معرفت اسطرلاب؛ «دیوان» شعر. به قول صاحب «زندگینامهى ریاضیدانان دورهى اسلامى»، بروكلمان فهرست پنجاه و نه عنوان و سارتن فهرست شصت و چهار عنوان از آثار نصیرالدین را آورده و آنها را به چندین رشتهى مختلف تقسیم كردهاند.[1]
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.