صادق تبریزی
یكى دیگر از وافدین این شهرستان حجةالاسلام والمسلمین آیتاللَّه فى العالمین آقاى حاج میرزا صادق تبریزى است معظم له از اكابر علماء ایران و یكى از مراجع امامیه در زمان خود بوده ریاست تامه و مرجعیت تقلید در آذربایجان داشت و او را اعلم وافقه وادق نظراً مىگفتند جمیلالخلق و حسنالخلق حلیم و كریم و حكیم وقور و شدیدالعزم والقلب و بصیر در امور و صبور در شداید و متصلب در دین و شرعیات و طیب المحاوره و محاضره و ادیب و منشى و شاعر مجید و خوشخط بود.
وى فرزند عالم فقیه و مجتهد و متكلم علامه حجةالاسلام میرزا محمد بن عالم مجتهد میرزا محمدعلى قراجه داغى شارح تبصره علامه حلى رضواناللَّهعلیهم بود آباء كرامش تا پشت هفتم و اخوان بزرگوارش تمامى علماء و فقهاء و مجتهدین طراز اول آذربایجان بودند.
در سال 1274 ق در تبریز متولد و پس از طى مقدمات فقه و اصول در زمان قلیل به امثال و اقران فایق آمده و چون سن شریفش به نوزده سالگى رسید در مصاحبت برادر اكبرش حاج میرزا محسن آقا مجتهد در سال 1488 مسافرت به نجف اشرف و مدت اقامتش در آن مكان شریف 24 سال بود و در آنجا یكى از مشایخ عظام و اساتید كرام بوده كه فضلاء طلاب به بحث او حاضر مىشدند در سال 1311 عزیمت مراجعت به تبریز نموده و پس از ورودش به آن سامان و انتشار فضل و علم و تقوا و اخلاق فاضلهاش محبوب و مطلوب عموم قرار گرفته و ریاست تامه یافته و هم به تدریس فقه و اصول پرداخته و هم در منبر افاده با بیانى شیوا افاضه فیض نموده تا در واقعه مرحوم آیتاللَّه بافقى با علماء دیگر تبریز براى استخلاص آن مرحوم قیام و بعد از آزادى وى مسافرتى به كردستان و سنندج كرده و در آنجا مورد تجلیل و تبجیل علماء اهل سنت قرار گرفت و بعد از بیست روز توقف از راه همدان مهاجرت به قم نموده و توطن را اختیار فرمود و در شب جمعه ششم ذىالقعده 1351 قمرى به روح و ریحان و جنت رضوان خداوند رحمان شتافت.
در صبح جمعه در آن زمان سخت و خفقانآور كه عموم تظاهرات مذهبى موقوف بود بالغ بر پانزده هزار نفر از مردم قم و تهران تشییع جنازهاش نموده و مرحوم آیتاللَّه عالم ربانى حاج شیخ ابوالقاسم كبیر بر جنازهاش نماز خوانده و در رواق حضرت معصومه علیهاالسلام در قبرى كه آماده بود از قدیمالایام مدفون گردید، ماده تاریخش به عربى این جمله است: (قد انجاه اللَّه تعالى من ایدى الظلمه) و در فارسى این بیت است: (قوام ملت و دین بوده مقتداء انام)
قصاید و آثار ارزنده دارد كه ما تبركاً بعضى از ابیات آن مرحوم را كه درباره مرثیه حضرت علىاكبر علیهالسلام سروده مىنگاریم:
أیا غافلا والموت لیس بغافل
و سهم المنایا عنك لیس یحول
تروم بطاق العز تبرم عقده
و كل بطاق العز لابد محلول
و من شاهد الدنیا اراها مقیمة
مآتم منها فى السماء عویل
كقتل على بن الحسین الذى له
لایات نعت الاطهرین شمول
بدى كوكبا من آیة النور ساطعاً
له فى ذرا بیت النبوة تعدیل
هوالكوكب الدرى سیماء احمد
به لمعت فانسد فیه الاقاویل
شبیه رسولاللَّه خلقا و منطقاً
له من على فى الشجاعة تأویل
و شاهده یوم الطفوف الذى به
خیول المنایا فى البسیط یحول
فقام یحامى عن ابیه و اهله
على موقف قد حار فیه عقول
یخوض المنایا والمنایا تطیعه
الى حیث مال العزم عنه تمیل
فیبدوا كلیث دامیات اظافره
و فى یده ماضى الغرار صقیل
سقى غلة السیف المهند و انثنى
على ظلماء لم یرومنه غلیل
یرید لقاء من ابیه لعلمه
بان البقا من بعد ذاك قلیل
فجاء لتودیع الامام و نفسه
لاعظم سر فى اللقاء حمول
فقام الیه ابن النبى مبادرا
كان الذى یأتى الیه رسول
و من خلفه للفاطمیات مشیة
تلوى على اقدامهن ذیول
مشین الیه صارخات فتارة
قیام و اخرى للقعود تمیل
فعانقه والدمع ملاء جفونه
افى الدمع من عظم المصاب بدیل
الى ان یقول
فقال حسین والدموع بوادر
و من حوله للباكیات عویل
اذا لم تجد بدا الى ما ترومه
فصبرك یابن الاطیبین جمیل
فعاد الیهم حاسرا عن ذراعه
كحیدرة الكرار حین یصول
تا آخر قصیدهاش.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.