عبدالرسول قائمی
آقاى حاج شیخ عبدالرسول قائمى فرزند ثقهالاسلام مرحوم شیخ فرجالله دیزچهاى غفرالله له از مشاهیر علماء معاصر آبادان است.
وى در سوم ماه رمضان هزار و سیصد و بیست یك (1321 ق) متولد شده و در خدمت والدش كه یكى از متوسطین اهل علم بوده پرورش یافته و پیش از بلوغ در قریه دیزچه درس مقدمات را خدمت مرحوم آقا شیخ فرجالله شریعت كه یكى از اعلام محل بوده آموخته و در سن نوزده سالگى باصفهان آمده و سطوح فقه را در محضر حجهالاسلام والمسلمین آقاى آقا سید احمد درب امامى و آقاى آقا شیخ على یزدى استفاده كرده و در درس خارج آیهالله حاج سید محمدرضا خراسانى و آیهالله العظمى حاج سید على نجفآبادى و آیهالله آقا سید محمد نجفآبادى (مقرر درس مرحوم آخوند خراسانى) استفاده نموده و در سال 1364 ق مشرف بمكه معظمه شد و در مراجعت از طریق كویت به آبادان وارد شده و چون عدهاى از همراهان حجش اهل آبادان بودند چند روزى ایشانرا نگاهداشته و پذیرائى شایانى نموده و در این میان مطلع میشوند كه حدود پنجهزار نفر از پیروان كسروى در آنجا هستند و بر خلاف ضروریات دین فعالیت میكنند و نسبت بمقدسات مذهبى جسارت میكنند ایشان تصمیم گرفتند چند شبى در مسجد مرحوم سید علینقى منبر رفته و مسلك كثیف و مرام باطل و مضلّه آن ملعون منحرف را بدون بردن اسم و عنوان بیان كرده تا جائیكه در مدت هشت شب پنچاه نفر از پیروان احمد كسروى توبه نمودند.
پس عدهاى از متدینین آبادان بمرحوم آیهالله العظمى اصفهانى قدسالله سره نوشتند كه آنكس كه بتواند با این گروه گمراه مبارزه كند آقاى قائمى است.
و چون ایشان متوجه نامه اهالى آبادان شدند فورا حركت باصفهان نمودند از طرف مرحوم آیهالله اصفهانى جواب آمد كه باید آقاى قائمى در آبادان بمانند. اهالى جواب نوشتند كه ایشان باصفهان رفتهاند و آدرس او را نوشتند مرحوم آیهالله مستقیما به آدرس اصفهان نامه نوشتند كه لازم است شما به آبادان بروید و اقامت كنید و سد گمراهان گمراهكننده باشید ایشان معذرت خواستند كه من مشغول تحصیل و هواى آنجا هم ناسازگار است با مزاج من. نامهى دوم آیهالله- ره- آمد كه تا شما بخواهید اسلحه تهیه كنید جنگ بر علیه اسلام تمام شده لازم است به آبادان بروید. ایشان عین نامه را به آیهالله خراسانى ارائه دادند فرمودند حكم نموده و حكم آیهالله اصفهانى لازمالاجراء است و باید بروید، پس بر حسب امر مرجع علىالاطلاق شیعه آیهالله العظمى اصفهانى به آبادان آمده و به مبارزات دامنه دارى پرداختند، از چند طریق:
1- از طریق منبر خرافات و گفتار او را با بیان رسائى كه همه عوام نیز استفاده مىكردند تشریح مىكرد كه خرافات و مبانى او مخالف صریح قرآن مجید و اهل بیت عصمت علیهمالسلام است.
2- مضرات سیاسى برنامه احمد كسروى را بمتصدیان و مأمورین دولت تذكر میدادند و آنها را بعواقب وخیم برنامههاى وى متوجه مینمودند.
3- چند نفر از متدینین را دستور دادند در تیپ آنان وارد شده و از برنامههاى آنها و كیفیت فعالیت آنها اطلاع تا بسهولت بتوان از آنها جلوگیرى نمایند.
در یكى از شبها شخص مراقب آمد و در مسجد نو آبادان محل اقامت جماعت آقاى قائمى خبر داد كه امشب بناست چهل نفر در فلان منزل اجتماع نموده و برنامه كشتن شما را ترتیب دهند ایشان اعتنا نكرده ولى بعد از مغرب غیر از چند نفر پیر مرد و پیر زن همهى مردم بخانهى مزبور حمله كرده و آنها را تنبیه و مجازات و كیفرى بسزا دادند تا بعضى از آنان فرار و بخانهى عربها پناه بردند و زنهاى عرب با چوب بجان آنها افتاده و آنها را كوبیده و بیرون كردند.
كسروى ملعون پس از اطلاع در تهران شكایت و فعالیت كرد تا عدهاى از مسلمانان غیور و بعضى از گمراهان پیروان كسروى را بزندان بردند و در زندان نیز تحریكاتى شده تا آن بدبختها را كتك زدند تا مأمورین اتباع كسروى را در یك اطاق گرم زندانى كردند كه كشته نشوند و مسلمانان با قید كفالت آزاد شدند و طولى نكشید كه بحمدالله انحراف آنان روشن و شكست عجیبى بر آنها وارد و جز معدودى همه توبه كردند و فتنه آنان خوابیده و دیگر اثرى از آنان در شهرستان آبادان نیست.
سپس جریان نهضت كمونیستها پیش آمد و آقاى قائمى در مقابل آنها قیام نموده و دو مرتبه مسجد ایشانرا سنگباران كردند و ایشانهم بعد از مبارزات منبرى و سیاسى در مقابل آنها قیام كرد و در یكشب كه 14 نفر آنها قصد خرابكارى در مسجد داشتند مورد حمله مردم متدین شده و مجروحانه فرار كردند و بخواست خداوند و قیام مردانه ملت مسلمان كوبیده شدند.
در تمام قهوه خانههاى شهرستان آبادان قمارخانه دائر بود و بهمت ایشان فعلا بحمدالله وجود ندارد و البته این پیشرفتها از توجهات حضرت ولىعصر عجلالله فرجهالشریف بود همانطور كه در توقیع شریف آن حضرت است در اكمال الدین صدوق كه میفرماید: (بى یدفع البلاء عن اهلى و شیعتى).
در موقع ورود ایشان در آبادان غیر از چهار مسجد خرابه كوچك متروكه بیشتر نبود ولى فعلا از اقدامات علماء فعال و مردم متدین این شهرستان داراى 33 مسجد مدرن با بهترین ساختمان و نظافت و پرجمعیت میباشد.
علماء آبادان داراى اتحاد و همآهنگى عجیبى هستند و لذا مردم آن در اخوت و یگانگى و حسن معاشرت در ایران كمنظیر است و اكنون دوازده سالست كه جلسات روزهاى جمعه در مساجد این شهرستان دائر و تمام روحانیون شركت میكنند و هر جمعه بطور سیار در یكى از مساجد است و همچنین دعاء ندبه صبح جمعه با كیفیت جالبى برگزار و ببركت حضرت ولىعصر دائر و منتج نتیجه بوده و میباشد.
یكى از آثار آقاى قائمى تأسیس پرورشگاه ایتام است كه در سنهى 1327 شمسى تأسیس نموده و فعلا قریب یكصد و شش نفر یتیم را تربیت نموده و چند نفرى از همین ایتام از طلاب مبرز شده و در حال حاضر در بعضى از شهرستانها مشغول ترویج و اقامه جماعت هستند و برخى هم كاسب متدین شده و بعضى هم در رشته دكترى وارد و یا سخنگوى رادیو شد و چند نفرى از آنها هم با زن و فرزند بمكه مشرف و 3 نفر از آنها در دبیرستان انصارى كه بدست علماء این شهرستان تأسیس شده و بهترین دبیرستانهاست فعلا مشغول تحصیل میباشند.
دیگر از آثار ایشان مدرسهى علمیه است كه براى طلاب و وعاظ وارد بنا نموده و تمام وسائل تابستانى و زمستانى را دارد و در محرم و صفر قریب هفتاد نفر از واردین در آنجا اقامت و استفاده میكنند.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.