زین العابدین سلماسی
زینالعابدین بن العلامه میرزا محمد سلماسى از خواص اصحاب آیتاللَّه العظمى سید مهدى بحرالعلوم رحمهاللَّه و وكیل علامه قزوینى سید ابراهیم صاحب (ضوابط) در عمارة سور سامرا و داراى كرامات و مكاشفات بسیاریست كه علامهى نورى كمى از آن را در كتاب (دارالسلام) خود نقل نموده و ما قسمتى از آن را در اینجا مىآوریم.
آن بزرگوار در شب یازدهم ذىالحجه 1266 ق در كاظمین (ع) وفات نموده و در صفه مقابل شیخ مفید علیهالرحمه مدفون گردیده است.
محدث نورى در ص 265 كتاب دارالسلام گوید كه مرحوم شیخ زینالعابدین سلماسى هیچ وقت در نزدش ذكر آغا محمدخان قاجار نمىشد مگر اینكه او را لعن كرده و بد مىگفت براى آن اعمال شنیعه از كشتار و غارتها و اسارتهاى او پس شبى در عالم خواب دید كه از طرف در طوسى وارد صحن شریف علوى مىشود و خواست كه كفش خود را كنده و داخل ایوان مقدس گردد ناگاه مردى را دید كه بىمو و دندانهاى درازى داشت و او را مانع شد از وارد شدن و دست او را گرفت و آورد در مقابل بعضى از حجرات نزدیك باب خضراء و دید در حجره جماعتى در لباس و فرم سلاطین هستند و در آخر مجلس مردى كوتاهقد با ریش گرد فراوان نشسته است.
پس به وى گفت اى شیخ زین العابدین خداوند آمرزید كسى كه از من كشندهتر و بدتر بود و اشاره به آن شخص كوتاه نمود و گفت این نادرشاه است.
پس براى چه مرا لعن مىكنى و فحش مىدهى.
پس نادرشاه سر خود را از حجره بیرون كرده و گفت آغا محمد خان تا كى دست از شوخى خود برنمىدارى واگذار شیخ را برود عقب كارش او شقاوت و درندگى ما را دیده و اعمال شنیعه ما را شنیده ولى رحمت واسعه خدا و وسعت میدان عطوفت و مهر امیرالمؤمنین (ع) را ندیده.
پس شیخ از خواب بیدار شده و بعد از این نمىگذاشت از در مقبره آغا محمد مگر اینكه فاتحه خوانده و طلب رحمت براى او مىكرد.
تشرف سلماسى بلقاء الحجه (ع)
محدث نورى در كتاب دارالسلام ص 264 گوید:
براى من حكایت كرد آقا محمد مجاور مشهد عسكریین از مادرش و او از صالحات عابدات بود گفت من در سرداب شریف بودم با خانواده مرحوم شیخ زینالعابدین در روز جمعه و او دعاء ندبه مىخواند و ما با او مىخواندیم و او گریه مىكرد گریه شخص محزون و ناله مىكرد ناله شخص مبتلا و بیچاره و ما با گریه او گریه مىكردیم و كس دیگرى با ما نبود كه ناگاه بوى خوشى در سرداب منتشر شد و فضا را پر نمود و ما دعاء خود را به پایان رسانیدیم و چون به خانه برگشتیم از مرحوم سلماسى از آن عطر و بوى خوش پرسیدیم.
فرمود تو را به این سؤال چه و جواب مرا نداد و كتمان نمود.
نگارنده گوید هیچ بعید نیست كه مرحوم شیخ زینالعابدین سلماسى هم مانند استادش علامه بحرالعلوم به این فیض رسیده باشد چون ناقل تشرفهاى مرحوم بحرالعلوم خود آن بزرگوار مىباشد و مرحوم سلماسى با آن زهد و تقوا و علم و عمل از مرحوم شیخ زاهد عابد صالح حاج شیخ محمد شوشترى كوفى معاصر ما كمتر نبوده كه آن همه موفقیت و تشرف برایش حاصل شد كه بعضى از آن را نقل نمودم در مقدمه جلد چهارم و در جلد اول در ضمن ترجمه آیتاللَّه اصفهانى.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.