يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

هاشم میردامادی

هاشم میردامادی
سید هاشم میردامادى معروف به نجف‏آبادى ابن سید محمد بن سید على بن سید مرتضى ابن سید محمدباقر نزیل نجف‏آباد اصفهان بن سید مرتضى كان من اعاظم العلماء فى عصر الافغان و هاول من دخل قره خوران سده فى عهد الافاغته بن علامه التحریر میر محمد اشرف المتوفى سنه 1145 صاحب كتاب فضائل السادات بن علامه میر عبدالحبیب متوفى سنه 1121 بن علامه میر احمد عاملى (سبط محقق الكركى (و ختن (داماد) سید فلاسفه الاسلام محقق الداماد (و ابن خاله و تلمیذه) و له تألیف كثیره نوفى به اصفهان و قبره فى تخت فولاد و هو ابن العلامه میر سید زین‏العابدین (ختن محقق الكركى) و تلمیده ابن عبداللَّه المدفون بحلب ابن محمد بن صالح بن جعفر المدفون بحلب ابن احمد بن حمزه بن قاسم بن حسین بن ابى‏احمد عبداللَّه المشهدى ابن محمد بن على بن الحسن (الحسین) ابن محمد الطبان بن الحسین بن ابى على احمد الازوارقانى الامام الزاهد الذى انتهى الیه علم النسب فى عصره و امه نقویه من ذریه جعفر بن الامام على الهادى (ع) و بعبر عن احمد فى السنه النسابین بالشریف الازوارقانى سكن مرو و هو ابن محمد العزیزى المدفون بقم قتل بخارج قم و حمل الیها و قبره بجنب مسجد الرضائیه و یعرف بعبد العزیز ایضا و محمد العزیزى ابن الحسن ابى‏جعفر ابن ابى‏جعفر محمد الاطروش المعروف مسكان و كان یسكن بلده قم المشرفه و هو ابن ابى‏الحسن على نزیل قم و ولده نقباء قم ابن الحسین الطواف ابن ابى‏الحسن على الخار ص خرج بالاهو از سنه 200 على العباسیه و توفى ببغداد و قبره بها اشتهر بالخارص لكونه مرجعا فى التقویمات و هو ابن ابى‏الحسین محمد المامون الدیباج لقب به لحسن وجهه یویع له بمكه و توفى بجرجان سنه 203 و قبره بهامزار و امه حمیره الاندلسیه و كان من رواه حدیث یروى عنه جماعه منهم محمد بن ابى عمیر و موسى بن سلمه و اسحق بن موسى الانصارى و غیرهم و هو یروى عن ابیه الصادق علیه الصلوه والسلام و قد ذكرت ترجمته مفصله فى ص 185 من مقاتل ابى الفرج و فى ص 113 من مجلد الثانى من تاریخ بغداد وفى ص 94 من حرف میم من منتهى المقال و فى تاریخ الیمن و هو ابن الامام الهمام سیدنا و مولانا ابى‏عبداللَّه جعفر بن محمد الصادق (ع) نسبت مرحوم سید هاشم میردامادى با 30 واسطه نسب شریفش منتهى مى‏شود به ابى‏الحسین محمد الدیباج فرزند حضرت امام جعفر الصادق علیه‏الصلوه والسلام و بیشتر نیاكان وى اهل دانش و فضلند و نوابغ و رجال علمى بزرگى در میان آنان قرار دارند نظیر علامه میر محمد اشرف متوفى 1145 صابحب كتاب فضائل السادات فرزند علامه میر عبدالحبیب متوفى 1121 مدفون در تخت پولاد اصفهان فرزند علامه میر احمد عاملى صاحب تألیفات زیاد مثل كتاب مصقل الصفافى الرد على النصارى و نفحات اللاهوتیه و مفتاح الشفاء و غیر آن. و داماد و پسر خاله و شاگرد بزرگ فلاسفه اسلام میرمحمد باقر داماد سر سلسله خاندان بزرگ میرداماد است از این ناحیه نسب مرحوم والد به مرحوم میر محمد باقر داماد دانشمند و فیلسوف معروف مى‏رسد و نسب میرداماد با 21 واسطه به امام حضرت على بن الحسین زین‏العابدین (ع) منتهى مى‏شود و در میان اجداد میرداماد امراء و رجال بزرگى نظیر سید كمال‏الدین و سید قوام‏الدین مدفون در آمل قرار دارند كه از سادات مرعشى و مدتى در منطقه بزرگى حكومت مى‏كردند كه شرح حال آنان در كتب تاریخ است و شجره كبیره خاندان میرداماد در این اواخر مستقلا چاپ شده است. تاریخ تولد و دوران كودكى مرحوم سید هاشم میردامادى در تاریخ 1303 هجرى در نجف اشرف در خاندان فضیلت از مادرى فاضله و پاك سیرت چشم به جهان گشود و در سن دو سالگى پدر بزرگوار خود را از دست داد و در سایه حمایت و مهرمادر دوران كودكى را گذارنیده و بر اثر فراست و هوش ذاتى از همان اوائل رشد همت به تحصیل علم و كمال گماشت. مى‏فرمودند: من از سنین قبل از بلوغ علاقه سرشار به مجالس علماء و رجال علمى داشتم و بیشتر وقت من در محضر شخصیتهاى بزرگ و مراجع عالیقدر مى‏گذشت و آمادگى فوق‏العاده براى كسب فضیلت و پذیرش هرگونه استفاده علمى داشتم و تنها آرزوى من رسیدن به مقامات عالیه علم و عمل بود. و از طرفى مادرم به جهت سختى در امر معاش اصرار داشت كه در پى كسب و كار بروم و ادامه تحصیل ندهم تا آنكه از یكى از اساتید خواستم نزد مادرم بیاید و وى را راضى به ادامه تحصیل كند و در نتیجه این مشكل از پیش پایم برداشته شد. اساتید وى: مقدمات و سطح را با جدیت كامل نزد مدرسین معروف گذرانیده و سپس در حوزه‏هاى بزرگ از محضر مرحوم آخوند ملامحمد كاظم خراسانى و محضر مرحوم آقامیرزا محمدتقى شیرازى و مرحوم آقامیرزا حسین نائینى اعلى‏اللَّه مقامهم الشریف استفاده نموده و به درجه رفیعه اجتهاد نائل و از اساتید اخلاق عرفان میرزا جواد آقاى تبریزى رحمه‏اللَّه تعالى استفاده‏ها نموده و در نتیجه كوشش و پشت كار در سن جوانى مقام شامخى از علم و عمل پیدا كرد. وى از دو استاد خود مرحوم آمیرزا محمدتقى شیرازى و مرحوم حاج سید احمد كربلائى بسیار یاد مى‏كرد و از یاد آنان لذت مى‏برد و از سجایاى اخلاقى آن دو داستانهائى نقل مى‏فرمود كه حاكى از عظمت روح و پاكى نفس آنان بود. و مى‏فرمود: بعد از آقامیرزا محمدتقى شیرازى دیگر كسى به آن مهذبى و پاكى ندیدم و چه روزها و شبهاى بسیارى كه ملتزم وى در حضر و سفر بودم. و راجع به مرحوم حاج سید احمد كربلائى مى‏فرمود: كه این مرد همواره حال انقطاع و توجه به خدا داشت و گاهى كه با شاگردان مشغول صحبت بود و مى‏خندید در بین صحبت و خنده توجهى به خدا پیدا مى‏كرد و از گوشهاى چشم وى اشك جارى مى‏گشت و در آن حال به احدى توجه نداشت. تقوى و زهدوى: الحق مى‏توان گفت موفقیت وى در زهد و تقوى كم‏نظیر و مورد غبطه اقران خود بود. نجابت و اصالت خانوادگى، تقید مادر وى به عبادات و سنن و ادعیه، شوق كامل از عنفوان جوانى به تكمیل نفس و تهذیب روح مراوده با متقین و مردان حق ریاضتهاى مشروعه همگى دست به هم داده باعث شد كه در راه پرهیزكارى و تهذیب نفس سرآمد مردان خدا شود و جز رضاى الهى چیزى در نظرش جلوه ننماید. حب و بغضش روى محور خدا گردد و در مدت عمر ذره‏اى آلودگى پیدا نكرد و در راه تقوى و فضیلت گامهاى بلندى بدارد. افرادى كه با وى مراوده داشته و مانوس بوده‏اند به خوبى گواهند. از بعضى رفقائى كه مى‏خواستند از رفاقت سوءاستفاده نمایند براى رضاى خدا قطع كرد از مشتبهات گریزان بود تا چه رسد به محرمات در مالهاى شبهه‏ناك تصرف نمى‏كرد و از حلال و بى‏شبهه هم به مقدار ضرورت برداشت مى‏كرد پایه زندگى را روى قناعت گذارده بود خیلى ساده زندگى مى‏كرد و مازاد را در راه خدا انفاق مى‏كرد لذا هیچگاه محتاج به قرض نمى‏شد و در تمام مدت عمر دروغى از وى شنیده نشد و آزارش به كسى نرسید. مادرم همیشه مى‏گفت: پدر شما فرشته اشت پس‏انداز مالى نداشت اثاثیه ضرورى منزل را با اكراه مى‏خرید با تجملات و زیاده‏روى سخت مخالف بود توكلى عجیب و فوق‏العاده داشت. تا به صحت حدیث و یا قصه‏اى اطمینان پیدا نمى‏كرد جائى نقل نمى‏كرد بر اثر مراقبت زیاد دل و نفس را اسیر خود نموده بود. اخلاق و عادات وى: افرادى كه با مرحوم والد حشر و مراوده داشته‏اند كاملا به ملكات اخلاقى وى واقف فریفته و دلباخته معظم‏له بودند سر سوزنى كبر و غرور نداشت. بسیار متواضع و فروتن بود. اخلاق و رفتارش در تمام مدت عمر به یك میزان بود شخصیت و مقام ظاهرى در روحیه وى اثر نگذاشت چون دوران طلبگى تا آخر زندگى مى‏كرد. كسانى كه علما و نسبا از وى پائین‏تر بودند بر خود مقدم مى‏داشت و ذره‏اى ناراحتى در وجودش احساس نمى‏شد. برخوردش با اشخاص بسیار خودمانى و یكرنگ بود. وفا و صفاى فوق‏العاده داراى قلبى مهربان و عطوف، به گفته‏ها و درددلهاى افراد توجهى كامل مى‏نمود و واقعا متأثر و اظهار همدردى مى‏كرد. مردى بود منورالفكر و آزاد تعصبات خشك را كنار گذارده به میزان عقل و شرع رفتار مى‏نمود در كارها و قضایا بى‏دلیل و منطق قدم برنمى‏داشت با خرافات كه قمستى از آن صورت مذهب به خود گرفته شدیدا مخالف بود و در این قسمت كم‏نظیر بود از مردم غرق در قیود و رسوم سخت ناراحت مى‏شد از آداب و رسوم بى‏معنى و غیرعقلائى كه اكثر مردم را دامن‏گیر است بیزار بود مى‏فرمود در كارها مقیاس عقل را باید در نظر داشت و نباید تابع مردم بود. با هیاهو و جنجال و داد و فریاد مخالف بود از محیط آرام و ساكت لذت مى‏برد شبستان ایشان محیط آرامى بود كه هر بیننده‏اى را به شگفت وامى‏داشت حتى در فرستادن صلوات مصر بودند كه بیش از اندازه بلند گفته نشود و شواهدى از آیات و روایات داشتند نظیر آیه 63 از سوره انعام و آیه 55 و آیه 205 از سوره اعراف و این روایت كه مرحوم علامه طبرسى ره در مجمع‏البیان نقل كرده كه پیغمبر اكرم (ص) در یكى از غزوات به اصحاب خود كه بلند تكبیر و تهلیل مى‏گفتند فرمود: انكم لاتدعون اصما و لا غالبا انكم تدعون سمیعا قریبا انه معكم. شما شخصى كر و دور را نمى‏خوانید بلكه شخصى را مى‏خوانید كه شنوا و به شما نزدیك است. تألیفات وى: معتقد بودند كه علماى سلف در هر رشته تألیفات گرانبهائى نموده و براى خلف مجالى باقى نگذارند خبر جمع و تفریق در عین حال آثارى از وى باقى مانده. 1- رساله‏اى در رجعت كه آیات و روایات مربوطه به طور استقصاء در آن جمع‏آورى شده و تمام و مهیا براى طبع است. 2- ترجمه كتاب سیف‏الامه تراقى رحمه‏اللَّه علیه به عربى و مى‏فرمودند: كتابى به این سبك و خوبى در امر نبوت به زبان عربى نوشته نشده و بیشتر آن ترجمه شده و بقیه را حقیر ترجمه كردم و آماده براى چاپ است و خوبست فارسى آن هم پس از تصحیح به صورت پاكیزه‏اى چاپ ضود و چاپهاى گذشته علاوه بر كمیابى پرغلط و بد چاپ است. 3- جزواتى در علم اخلاق كه تمامى از رشحات فكرى وى الهام گرفته از آثار اهل‏بیت علیهم‏السلام است ولى متأسفانه پراكنده و محتاج به جمع‏آورى و تنظیم است. 4- شرح حال علماى بزرگ و داستانهائى با مدارك مربوط به افرادى كه مشرف به حضور حضرت حجت (ع) شده‏اند ولى ناقص است. 5- نوشته‏هائى از تقریرات مرحوم نائینى كه به خط خود مرحوم كه قسمتى از مباحث الفاظ را تشكیل مى‏دهد. 6- تقسیر قرآن به فارسى ساده به نام (خلاصه‏البیان) كه دو جلد آن در تهران به طبع رسیده است. معظم‏له در شب سه‏شنبه 23 جمادى‏الثانیه 1380 قمرى در سن 77 سالگى وفات نموده و در جوار مرقد مطهر ثامن‏الحجج على بن موسى‏الرضا (ع) در دارالسیاده دفن گردیده عاش سعید او مات سعیدا.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.