هاشم میردامادی
سید هاشم میردامادى معروف به نجفآبادى ابن سید محمد بن سید على بن سید مرتضى ابن سید محمدباقر نزیل نجفآباد اصفهان بن سید مرتضى كان من اعاظم العلماء فى عصر الافغان و هاول من دخل قره خوران سده فى عهد الافاغته بن علامه التحریر میر محمد اشرف المتوفى سنه 1145 صاحب كتاب فضائل السادات بن علامه میر عبدالحبیب متوفى سنه 1121 بن علامه میر احمد عاملى (سبط محقق الكركى (و ختن (داماد) سید فلاسفه الاسلام محقق الداماد (و ابن خاله و تلمیذه) و له تألیف كثیره نوفى به اصفهان و قبره فى تخت فولاد و هو ابن العلامه میر سید زینالعابدین (ختن محقق الكركى) و تلمیده ابن عبداللَّه المدفون بحلب ابن محمد بن صالح بن جعفر المدفون بحلب ابن احمد بن حمزه بن قاسم بن حسین بن ابىاحمد عبداللَّه المشهدى ابن محمد بن على بن الحسن (الحسین) ابن محمد الطبان بن الحسین بن ابى على احمد الازوارقانى الامام الزاهد الذى انتهى الیه علم النسب فى عصره و امه نقویه من ذریه جعفر بن الامام على الهادى (ع) و بعبر عن احمد فى السنه النسابین بالشریف الازوارقانى سكن مرو و هو ابن محمد العزیزى المدفون بقم قتل بخارج قم و حمل الیها و قبره بجنب مسجد الرضائیه و یعرف بعبد العزیز ایضا و محمد العزیزى ابن الحسن ابىجعفر ابن ابىجعفر محمد الاطروش المعروف مسكان و كان یسكن بلده قم المشرفه و هو ابن ابىالحسن على نزیل قم و ولده نقباء قم ابن الحسین الطواف ابن ابىالحسن على الخار ص خرج بالاهو از سنه 200 على العباسیه و توفى ببغداد و قبره بها اشتهر بالخارص لكونه مرجعا فى التقویمات و هو ابن ابىالحسین محمد المامون الدیباج لقب به لحسن وجهه یویع له بمكه و توفى بجرجان سنه 203 و قبره بهامزار و امه حمیره الاندلسیه و كان من رواه حدیث یروى عنه جماعه منهم محمد بن ابى عمیر و موسى بن سلمه و اسحق بن موسى الانصارى و غیرهم و هو یروى عن ابیه الصادق علیه الصلوه والسلام و قد ذكرت ترجمته مفصله فى ص 185 من مقاتل ابى الفرج و فى ص 113 من مجلد الثانى من تاریخ بغداد وفى ص 94 من حرف میم من منتهى المقال و فى تاریخ الیمن و هو ابن الامام الهمام سیدنا و مولانا ابىعبداللَّه جعفر بن محمد الصادق (ع) نسبت مرحوم سید هاشم میردامادى با 30 واسطه نسب شریفش منتهى مىشود به ابىالحسین محمد الدیباج فرزند حضرت امام جعفر الصادق علیهالصلوه والسلام و بیشتر نیاكان وى اهل دانش و فضلند و نوابغ و رجال علمى بزرگى در میان آنان قرار دارند نظیر علامه میر محمد اشرف متوفى 1145 صابحب كتاب فضائل السادات فرزند علامه میر عبدالحبیب متوفى 1121 مدفون در تخت پولاد اصفهان فرزند علامه میر احمد عاملى صاحب تألیفات زیاد مثل كتاب مصقل الصفافى الرد على النصارى و نفحات اللاهوتیه و مفتاح الشفاء و غیر آن.
و داماد و پسر خاله و شاگرد بزرگ فلاسفه اسلام میرمحمد باقر داماد سر سلسله خاندان بزرگ میرداماد است از این ناحیه نسب مرحوم والد به مرحوم میر محمد باقر داماد دانشمند و فیلسوف معروف مىرسد و نسب میرداماد با 21 واسطه به امام حضرت على بن الحسین زینالعابدین (ع) منتهى مىشود و در میان اجداد میرداماد امراء و رجال بزرگى نظیر سید كمالالدین و سید قوامالدین مدفون در آمل قرار دارند كه از سادات مرعشى و مدتى در منطقه بزرگى حكومت مىكردند كه شرح حال آنان در كتب تاریخ است و شجره كبیره خاندان میرداماد در این اواخر مستقلا چاپ شده است.
تاریخ تولد و دوران كودكى
مرحوم سید هاشم میردامادى در تاریخ 1303 هجرى در نجف اشرف در خاندان فضیلت از مادرى فاضله و پاك سیرت چشم به جهان گشود و در سن دو سالگى پدر بزرگوار خود را از دست داد و در سایه حمایت و مهرمادر دوران كودكى را گذارنیده و بر اثر فراست و هوش ذاتى از همان اوائل رشد همت به تحصیل علم و كمال گماشت.
مىفرمودند: من از سنین قبل از بلوغ علاقه سرشار به مجالس علماء و رجال علمى داشتم و بیشتر وقت من در محضر شخصیتهاى بزرگ و مراجع عالیقدر مىگذشت و آمادگى فوقالعاده براى كسب فضیلت و پذیرش هرگونه استفاده علمى داشتم و تنها آرزوى من رسیدن به مقامات عالیه علم و عمل بود.
و از طرفى مادرم به جهت سختى در امر معاش اصرار داشت كه در پى كسب و كار بروم و ادامه تحصیل ندهم تا آنكه از یكى از اساتید خواستم نزد مادرم بیاید و وى را راضى به ادامه تحصیل كند و در نتیجه این مشكل از پیش پایم برداشته شد.
اساتید وى: مقدمات و سطح را با جدیت كامل نزد مدرسین معروف گذرانیده و سپس در حوزههاى بزرگ از محضر مرحوم آخوند ملامحمد كاظم خراسانى و محضر مرحوم آقامیرزا محمدتقى شیرازى و مرحوم آقامیرزا حسین نائینى اعلىاللَّه مقامهم الشریف استفاده نموده و به درجه رفیعه اجتهاد نائل و از اساتید اخلاق عرفان میرزا جواد آقاى تبریزى رحمهاللَّه تعالى استفادهها نموده و در نتیجه كوشش و پشت كار در سن جوانى مقام شامخى از علم و عمل پیدا كرد.
وى از دو استاد خود مرحوم آمیرزا محمدتقى شیرازى و مرحوم حاج سید احمد كربلائى بسیار یاد مىكرد و از یاد آنان لذت مىبرد و از سجایاى اخلاقى آن دو داستانهائى نقل مىفرمود كه حاكى از عظمت روح و پاكى نفس آنان بود.
و مىفرمود: بعد از آقامیرزا محمدتقى شیرازى دیگر كسى به آن مهذبى و پاكى ندیدم و چه روزها و شبهاى بسیارى كه ملتزم وى در حضر و سفر بودم.
و راجع به مرحوم حاج سید احمد كربلائى مىفرمود: كه این مرد همواره حال انقطاع و توجه به خدا داشت و گاهى كه با شاگردان مشغول صحبت بود و مىخندید در بین صحبت و خنده توجهى به خدا پیدا مىكرد و از گوشهاى چشم وى اشك جارى مىگشت و در آن حال به احدى توجه نداشت.
تقوى و زهدوى: الحق مىتوان گفت موفقیت وى در زهد و تقوى كمنظیر و مورد غبطه اقران خود بود.
نجابت و اصالت خانوادگى، تقید مادر وى به عبادات و سنن و ادعیه، شوق كامل از عنفوان جوانى به تكمیل نفس و تهذیب روح مراوده با متقین و مردان حق ریاضتهاى مشروعه همگى دست به هم داده باعث شد كه در راه پرهیزكارى و تهذیب نفس سرآمد مردان خدا شود و جز رضاى الهى چیزى در نظرش جلوه ننماید.
حب و بغضش روى محور خدا گردد و در مدت عمر ذرهاى آلودگى پیدا نكرد و در راه تقوى و فضیلت گامهاى بلندى بدارد. افرادى كه با وى مراوده داشته و مانوس بودهاند به خوبى گواهند.
از بعضى رفقائى كه مىخواستند از رفاقت سوءاستفاده نمایند براى رضاى خدا قطع كرد از مشتبهات گریزان بود تا چه رسد به محرمات در مالهاى شبههناك تصرف نمىكرد و از حلال و بىشبهه هم به مقدار ضرورت برداشت مىكرد پایه زندگى را روى قناعت گذارده بود خیلى ساده زندگى مىكرد و مازاد را در راه خدا انفاق مىكرد لذا هیچگاه محتاج به قرض نمىشد و در تمام مدت عمر دروغى از وى شنیده نشد و آزارش به كسى نرسید.
مادرم همیشه مىگفت: پدر شما فرشته اشت پسانداز مالى نداشت اثاثیه ضرورى منزل را با اكراه مىخرید با تجملات و زیادهروى سخت مخالف بود توكلى عجیب و فوقالعاده داشت. تا به صحت حدیث و یا قصهاى اطمینان پیدا نمىكرد جائى نقل نمىكرد بر اثر مراقبت زیاد دل و نفس را اسیر خود نموده بود.
اخلاق و عادات وى: افرادى كه با مرحوم والد حشر و مراوده داشتهاند كاملا به ملكات اخلاقى وى واقف فریفته و دلباخته معظمله بودند سر سوزنى كبر و غرور نداشت. بسیار متواضع و فروتن بود. اخلاق و رفتارش در تمام مدت عمر به یك میزان بود شخصیت و مقام ظاهرى در روحیه وى اثر نگذاشت چون دوران طلبگى تا آخر زندگى مىكرد.
كسانى كه علما و نسبا از وى پائینتر بودند بر خود مقدم مىداشت و ذرهاى ناراحتى در وجودش احساس نمىشد. برخوردش با اشخاص بسیار خودمانى و یكرنگ بود. وفا و صفاى فوقالعاده داراى قلبى مهربان و عطوف، به گفتهها و درددلهاى افراد توجهى كامل مىنمود و واقعا متأثر و اظهار همدردى مىكرد.
مردى بود منورالفكر و آزاد تعصبات خشك را كنار گذارده به میزان عقل و شرع رفتار مىنمود در كارها و قضایا بىدلیل و منطق قدم برنمىداشت با خرافات كه قمستى از آن صورت مذهب به خود گرفته شدیدا مخالف بود و در این قسمت كمنظیر بود از مردم غرق در قیود و رسوم سخت ناراحت مىشد از آداب و رسوم بىمعنى و غیرعقلائى كه اكثر مردم را دامنگیر است بیزار بود مىفرمود در كارها مقیاس عقل را باید در نظر داشت و نباید تابع مردم بود.
با هیاهو و جنجال و داد و فریاد مخالف بود از محیط آرام و ساكت لذت مىبرد شبستان ایشان محیط آرامى بود كه هر بینندهاى را به شگفت وامىداشت حتى در فرستادن صلوات مصر بودند كه بیش از اندازه بلند گفته نشود و شواهدى از آیات و روایات داشتند نظیر آیه 63 از سوره انعام و آیه 55 و آیه 205 از سوره اعراف و این روایت كه مرحوم علامه طبرسى ره در مجمعالبیان نقل كرده كه پیغمبر اكرم (ص) در یكى از غزوات به اصحاب خود كه بلند تكبیر و تهلیل مىگفتند فرمود: انكم لاتدعون اصما و لا غالبا انكم تدعون سمیعا قریبا انه معكم.
شما شخصى كر و دور را نمىخوانید بلكه شخصى را مىخوانید كه شنوا و به شما نزدیك است.
تألیفات وى: معتقد بودند كه علماى سلف در هر رشته تألیفات گرانبهائى نموده و براى خلف مجالى باقى نگذارند خبر جمع و تفریق در عین حال آثارى از وى باقى مانده.
1- رسالهاى در رجعت كه آیات و روایات مربوطه به طور استقصاء در آن جمعآورى شده و تمام و مهیا براى طبع است.
2- ترجمه كتاب سیفالامه تراقى رحمهاللَّه علیه به عربى و مىفرمودند: كتابى به این سبك و خوبى در امر نبوت به زبان عربى نوشته نشده و بیشتر آن ترجمه شده و بقیه را حقیر ترجمه كردم و آماده براى چاپ است و خوبست فارسى آن هم پس از تصحیح به صورت پاكیزهاى چاپ ضود و چاپهاى گذشته علاوه بر كمیابى پرغلط و بد چاپ است.
3- جزواتى در علم اخلاق كه تمامى از رشحات فكرى وى الهام گرفته از آثار اهلبیت علیهمالسلام است ولى متأسفانه پراكنده و محتاج به جمعآورى و تنظیم است.
4- شرح حال علماى بزرگ و داستانهائى با مدارك مربوط به افرادى كه مشرف به حضور حضرت حجت (ع) شدهاند ولى ناقص است.
5- نوشتههائى از تقریرات مرحوم نائینى كه به خط خود مرحوم كه قسمتى از مباحث الفاظ را تشكیل مىدهد.
6- تقسیر قرآن به فارسى ساده به نام (خلاصهالبیان) كه دو جلد آن در تهران به طبع رسیده است.
معظمله در شب سهشنبه 23 جمادىالثانیه 1380 قمرى در سن 77 سالگى وفات نموده و در جوار مرقد مطهر ثامنالحجج على بن موسىالرضا (ع) در دارالسیاده دفن گردیده عاش سعید او مات سعیدا.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.