یوسف حکیم طباطبائی
سید یوسف فرزند بزرگ آیتاللَّه حاج سیدمحسن طباطبائى حكیم قدساللَّه سرهما از آیات عظام و حجج اسلام نجف اشرف بوده است.
مجله مكتب اسلام (12) سال سىام مىنویسد روز بیست و هفتم رجب روز بعثت پیامبر گرامى اسلام در حالى كه مردم در صحن مطهر امیرالمؤمنین علیه الصلوه والسلام مشغول راز و نیاز و ابراز تهنیت و تبریك بودند ناگهان در سرتاسر شهر منتشر شد كه فرزند ارشد مرجع بزرگوار و فقیه عالیقدر حضرت آیتاللَّه العظمى حاج سید محسن حكیم، آیتاللَّه حاج سیدیوسف طباطبائى حكیم دعوت حق را لبیك گفت و جان به جان آفرین تسلیم كرد.
انتشار این خبر غم و شادى را به هم آمیخت هر چند از دوران تسلط بعثیها عراق و بالاخص قسمت سوافل فرات روز خوش و شادى به خود ندیده بودند اما همین شادى كه با فرارسیدن بعثت منجى بشریت دست داده بود با غم و تلخى به هم آمیخت و تاثر و تاسف حوزه علمیه نجف و علماء بزرگ و بیوت علمى و دیگر طبقات را به خود گرفت.
حاج سید یوسف حكیم رحمهاللَّه در سال 1322 هجرى قمرى در نجف اشرف دیده به جهان گشود و در دوران جوانى ادبیات و منطق و سطوح عالى را از اساتید متخصص حوزه علمیه نجف فراگرفته آنگاه از دروس خارج آیتاللَّه العظمى حاج سید محمدهادى میلانى و حاج شیخ حسین حلى و آیتاللَّه حاج آقا ضیاءالدین عراقى و والد ماجدش آیتاللَّه العظمى حاج سید محسن حكیم و آیتاللَّه العظمى خوئى مدظله العالى فقها و اصولا استفاده نموده تا به مدارج عالیه اجتهاد رسیده و در رشته سلوك و اخلاقیات از محضر عالم ربانى آیتاللَّه حاج سید على قاضى رحمهاللَّه بهرهمند شده و به مقام معنویت نائل گردیده بود.
مرحوم حاج سید یوسف در دوران مرجعیت گسترده والد بزرگوارش قسمتى از زحمات علمى مرجعیت را به دوش داشت و بررسى استفتاآت و پاسخ به اشكالات بر عهده او بود زیرا بر اثر حضور ممتد در درس مرحوم آیتاللَّه حكیم در صحن مقدس و مسجد هندى اقامه جماعت مىكرد و شیفتگان فقه و اصول را با تدریس خود بهرهمند مىساخت.
وقتى والد ماجدش از دنیا رفت او با اصرار مردم بر نشر رساله و قبول مرجعیت روبرو شد ولى زهد و پارسائى او و وجود مرجع بزرگوارى چون حضرت آیتاللَّه العظمى خوئى مد ظله العالى (در حوزه علمیه نجف) باعث شد كه این مسئولیت را نپذیرفت.
از بعضى از دانشمندان شنیدم كه چون آیتاللَّه العظمى حكیم رحلت نمود مرحوم حاج سید یوسف به واسطه داشتن محبوبیت و موقعیت خاص بین مردم عراق بالاخص مقلدین والد بزرگوارش، مواكب عزا و دستهجات و عشایر عرب از اطراف و اكناف كه براى شركت عزاء و تسلیت مراجع تقلید نجف و حوزه علمیه هزار ساله نجف و به ویژه بیت جلیل حكیم به نجف آمده بودند اطراف بیت و دارالعلم آن مرحوم جمع گردیده و پس از عرض تسلیت و سوگوارى خطاب به آن مرحوم كرده و فریاد مىزدند و حماسه مىكردند (سید یوسف قلدناك سید یوسف قلدناك) یعنى اى آسید یوسف ما شما را تقلید مىكنیم و پس از پدر بزرگوارت رجوع به شما نموده و رشته تقلید شما را به گردن خود بستهایم.
پس آن مرحوم براى قداست نفس و تزكیه روح و پاكى طینت و تهذیب اخلاقى كه ذاتا داشت و از استادش مرحوم آیتاللَّه قاضى آموخته بود. از آنان تشكر نموده و فرمودند اما با بودن مجتهد و مرجع تقلیدى چون آیتاللَّه العظمى حاج ابوالقاسم خوئى دامت بركاته مرجعیت به مانند من نمىرسد همه باید به ایشان رجوع كنیم.
مصائب وارده بر آن مرحوم
نگارنده گوید: بزرگى روح و عظمت نفس و معنویت آن بزرگوار از صبر و ثبات و استقامت و پایدارى آن مرحوم در برابر مصائب وارده و آزار و شكنجههاى روحى كه از ناحیه بعثیها و صدام تكریتى لعنهم اللَّه معلوم مىشود زیرا اگر یكى از آنها بر كوه وارد مىشد آن را متلاشى كرده و از پاى درمىآورد اما بنابر فرمایش حضرت امام محمدباقر صلوات اللَّه علیه «الكمال كل الكمال، التفقه فى الدین و تقدیر المعیشه والصبر على النائبه» چون به كمال و تمام كمال نائل شده بود به گفته بیانیه مكتب اسلام. در دوران زندگى خود فشارهاى سختى از جانب حكومت بعث عراق متحمل شد حتى در بیست و هفتم ماه رجب 1403 قمرى همه خاندان آیتاللَّه حكیم را از پیر و جوان با وضع فجیعى دستگیر كردند و به بغداد فرستادند و پس از مدتها بازداشت گروهى از آنان از جمله مرحوم حاج سید یوسف آزاد شده و در بیمارستان بسترى شد و از آن به بعد ماموران امنیتى لحظهاى اطراف بیت او را ترك نكردند و حتى نزدیكترین افراد به ایشان نمىتوانستند با وى تماس بگیرند.
داغهاى جانفزاء آن مرحوم
مرحوم حاج سید یوسف قدساللَّه سره پس از بازگشت از بغداد و محصور شدن بعثیها مصائب و داغهاى پیاپى دیده و تحمل نمودهاند كه از آنهاست شهادت دو تن از فرزندان جوان و فاضلش بنام 1- حاج سید كمال حكیم 2- حاج سید وهاب حكیم و شهادت چند تن از برادران گرامیش كه در یك روز در بغداد خراب از طرف حكومت ظالمانه بعث به فیض شهادت رسیدند به نامهاى یاد شده:
1- آیتاللَّه حاج سید عبدالصاحب حكیم.
2- حجةالاسلام حاج سید علاء حكیم.
3- حجةالاسلام حاج سید محمدحسین حكیم قدساللَّه اسرارهم و لعناللَّه اعدائهم و قاتلیهم.
و پس از چند سال برادر مبارز دیگرش مرحوم آیتاللَّه زاده حاج سید مهدى حكیم را كه همواره مورد تعقیب بعثیها و از وطن و زادگاهش آواره بود در یكى از كشورهاى آفریقائى (سودان) ترور و شهید كردند كه جنازهاش حمل به قم و در جوار حضرت معصومه علیهاسلام در مسجد بالاسر مدفون گردید.
و آن مرحوم همواره تحت نظر مامورین بعث بوده و چند بار مىخواستند كه ایشان را به بغداد منتقل كنند كه با اعتراض شدید آیتاللَّه العظمى خوئى مد ظله مواجه شده و منصرف از انتقال ایشان شدند.
رحلت آن بزرگوار
سرانجام آن فقیه نبیه و شخصیت بزرگ علمى و دینى در روز بیست و هفتم رجب 1411 قمرى در سن هشتاد و چهار سالگى در نجف اشرف در حالیكه شهرهاى عراق زیر بمباران نیروهاى چند ملیتى به سركردگى امریكا بودند و هزاران زن و كودك و پیر و جوان بر اثر این بمبارانها جان مىباختند. با دلى پر از غصه و اندوه از دنیا رفته و به نیاكان پاكش پیوست.
آثار علمى آن مرحوم
1- بحث حول علم الاجمالى
2- خیارات
3- ابحاث فى التفسیر
این آثار را برخى از ارباب فضل از شاگردان ایشان به نام حاج سید محمدصادق حكیم و آقا سیدطاهر احسائى به رشته تحریر آوردهاند.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.