نورالدین مشکور نجفی
نورالدین مشكور فرزند مرحوم شیخ محمدجواد بن العلامه شیخ مشكور نجفى حولاوى در حدود سال 1333 قمرى در نجف اشرف متولد شده و در دامن و بیت والدش شیخ محمدجواد مشكور كه از علماء نجف و شوهر خواهر عالم عابد آیتاللَّه حاج شیخ على زاهد قمى نجفى معروف (امام مسجد هندى نجف اشرف) كه دختر عموى شیخ مشكور بود كه نامزد او شده و او براى زیارت آمده بود و او را خواستگارى كرد و با او ازدواج نمود.
پس براى او دو دختر آورد یكى مادر عبدالكریم و محمدرضا و مرتضى و مجتبى مشكور شد كه ساكن مشهد هستند. فرزندان شیخ تقى مشكور پسرعموهایى شیخ مشكور مىباشند. پس شوهر او از دنیا رفت و او با برادرش شیخ على قمى نجفى به نجف آمده و شیخ مشكور او را خواستگارى كرده و او را پذیرفت.
پس براى او فرزندى آورد موسوم به حسین و فرزندان دیگرى كه همه آنها از دنیا رفتند جز او حسین ماندند او هم براى این بود كه قبل از ولادتش پدرش مسافرت كرده بود و او در مجلس عزادارى حضرت سیدالشهداء علیهالسلام بسیار گریه مىكرده پس نذر نموده اگر فرزندش پسر بود او را حسین بنامد. پس او را حسین نامید و او سخت مریض شد پس پدر و مادرش براى او قربانى كرده و روزه گرفتند كه خدا او را شفا دهد و خداوند دعاى آنها را اجابت و او را شفا بخشید.
و شیخ مشكور معروف به بزرگوارى و دوستار خیر و احسان به خلق خدا بوده است. روزى در وادى السلام مردى را دید كه از قبر ابن ملجم مرادى اشقىالاولین والاخرین مىپرسید پس به او مىگوید بیا تا او را به تو نشان دهم پس او را به حفرهاى برده و مىكشد و به جهنم مىفرستد پیش ابن ملجم مرادى ملعون و در مراجعت به یك شرطه (پلیس) برمىخورد.
و از او مىپرسد: رفیق تو كو؟
مىگوید: من تنها بودم.
مىگوید: خیر من دیدم شما دو نفر بودید.
مىگوید: سگى با من بود كه اذیت مىكرد پس او را كشتم.
او مىگوید: خیر انسانى با تو بود.
پس به او مىگوید: خیر سگ بود.
مىگوید: برویم ببینیم.
پس چون به آن حفره مىرسند كشته سگى را مىنگرند، پس به او مىگوید جریان چیست؟ من انسانى را با تو مىدیدم حال سگ مىبینم، مىگوید او از خوارج و طرفداران ابنملجم مرادى بود و قبر او را مىخواست پس من او را كشتم تا به این ملجم ملحق شود و خدا او را مسخ به صورت سگ نمود پس آن شرطه (پلیس) سنى، شیعه و محب على علیهالسلام مىشود.
مترجم ما از این بیت است كه در نجف نشو و نما یافته و از محضر آیات عظام استفاده نموده و سالها در صحن شریف به جاى والدش اقامه جماعت نموده و در سال 1392 قمرى از طرف حكومت بعث به ایران آمده و در قم رحل اقامت افكنده و تا حال حاضر در حسینیه نجفیها به اقامه جماعت اشتغال دارند.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.