علی اکبر نفیسی
ناظمالاطباء میرزا علىاكبرخان (و. كرمان 1263 ه.ق- ف. 1342 ه.ق) فرزند محمدحسن بن علىاكبر بن محمد بن محمدكاظم بن ابىالقاسم بن محمدكاظم بن سعید شریف نفیسى. پزشك، ادیب و لغوى، تحصیلات مقدماتى را در كرمان فراگرفت، سپس به سال 1282 ه.ق به تهران آمد و به مدرسهى دارالفنون رفت و در سال 1289 ه.ق فارغالتحصیل شد. سپس به ریاست مریضخانهى دولتى منصوب شد و تا سال 1298 در این سمت باقى بود. در سال 1303 ه.ق به دعوت ظلالسلطان به اصفهان رفت و دو سال بدانجا بود. در سال 1310 جزو اطباى حضور ناصرالدین شاه درآمد. او را تألیفات متعددى در طب و تشریح و لغت است. اثر معروف او فرنودسار (فرهنگ نفیسى) است.
لقب میرزا علىاكبرخان نفیسى (1263 ه.ق- 1342)، از اطباى معروف و دانشمند قرن چهاردهم و مؤلف فرهنگ نفیسى یا «فرنودسار». در كرمان تولد یافت. تحصیلات مقدماتى را در همان شهر به پایان رساند سپس به فراگرفتن حكمت الهى و فلسفه پرداخت و در دارالفنون تهران كه تازه تأسیس شده بود به تحصیل طب پرداخت. در سال 1289 از آن مدرسه فارغالتحصیل شد و به تأسیس بیمارستان دولتى به سبك بیمارستانهاى اروپا از طرف ناصرالدین شاه مأمور شد. تألیفات وى در طب شامل یك سلسله كتابهاى سودمند است كه یا خود مستقیماً نوشته و یا از كتب فرانسه ترجمه كرده است بدین قرار: 1- كتابى در پاتولوژى و كلینیك جراحى. 2- رسالهاى در فیزیك. 3- رسالهاى در جراحى، 4- رسالهاى در تراپوتیك. 5- دو رساله در سوء هضم. 6- كتابى بنام مذاكرات. علىاكبر نفیسى در نهضتهاى فرهنگى نیز پیشقدم بود. به «عضویت انجمن معارف» درآمد و مدرسهى شرف را به روش مدارس اروپائى تأسیس كرد. مهمترین تألیف او كتاب فرهنگ نفیسى یا فرنودسار مىباشد كه بیست و پنج سال عمر خود را صرف آن كرد. نسخهى اصلى این كتاب شامل چهار مجلد بزرگ است در 3317 صفحه و شامل 99552 لغت تازى و 58879 لغت فارسى است.
(1343/ 1342 -1263 ق)، پزشك، نویسنده و مؤسس. ملقب به ناظمالاطباء. در كرمان به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتى در زادگاهش با مساعدت وكیلالملك، حاكم كرمان، جهت ادامهى تحصیل به تهران آمد و در دارالفنون به تحصیل طب پرداخت. در 1285 ق قبل از اتمام دورهى طب، طبابت هنگ مهندسى در تهران به او سپرده شد. وى بعد از فراغت از تحصیل به پیشنهاد میرزا حسین خان مشیرالدوله، نخستین بیمارستان جدید را به روش اروپایى در ایران كه همان مریضخانهى دولتى (بیمارستان سینا) است، تأسیس كرد و خود ریاست آن را به عهده گرفت. وى رد مجلس حفظ الصحه (متشكل از پزشكان نامى شهر) كه نخستین بار در تهران تشكیل شد، حضور داشت. او پس از كنارهگیرى از ریاست بیمارستان دولتى در 1298 ق با میرزا حسین خان مشیرالدوله به مشهد رفت و در آنجا بیمارستان رضوى را، از موقوفات آستان قدس رضوى، بنیان نهاد و آن دومین بیمارستان به روش اروپایى در ایران بود. از 1310 ق جزو اطباى ناصراالدین شاه و مظفرالدین شاه شد و به طبابت در دربار اشتغال ورزید. وى كتابهایى در «پاتولوژى و كلینیك جراحى»، «فیزیك»، «جراحى»، «تراپوتیك»، «تشریح» و دو رساله در «سوء هضم» تألیف كرده است. از دیگر آثارش: «پزشكىنامه»، نامه داروهاى طب قدیم در برابر نامهاى اروپایى؛ «تعلیمات ابتدایى»؛ «فرهنگ نفیسى»، در لغت، «نامهى زبان آموز».[1]
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.