يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

منوچهر همایونپور

منوچهر همایونپور
ده روزه عمر این همه افسانه ندارد به طور كلى براى به دست آوردن بیوگرافى یك هنرمند، دو راه امكان دارد یا بایستى حضوراً با خود وى مصاحبه و شرح حالش را از زبان او شنید و یا اگر دسترسى به ایشان نباشد باید از طریق نوشته‏هاى روزنامه‏ها و مجلات و یا از زبان همكاران و دوستان نزدیك به دوران زندگى هنرى او، شرح حال او را به دست آورد. نگارنده براى به دست آوردن شرح حال و زندگى هنرى منوچهر همایونپور كه زمانى ترانه‏هایش در هر محفل و مجلس هنرى به گوش مى‏خورد، رهسپار منزلش گردیدم. همایون‏پور از اظهارنظر و توصیف شرح حال خود به دلیلى كه در ذیل خواهم آورد شانه خالى مى‏كرد و مرتباً به اصطلاح حاشیه مى‏رفت و عاقبت چنین گفت: «روانشاد علامه‏ى قزوینى در سالهایى كه در پاریس بود از طرف مدیر مسئول مجله‏ى «علوم مالیه و اقتصاد» و نیز مرحوم استاد سعید نفیسى شرح حال وى را خواسته بودند، ایشان طى نامه‏ى مورخ 19 ربیع‏الثانى 1342 قمرى، جوابى به این صورت نوشته بود: «چگونه من به دست خودم شرح حال خودم را بنویسم؟ این كار از من ساخته نیست زیرا هر وقت آماده مى‏شوم تا چیزى بنویسم، یك نوع انفعال باطنى به من دست مى‏دهد كه از نوشتن آن درباره‏ى خودم منصرف مى‏گردم». سپس همایون‏پور گفت: لذا با استناد به فرموده‏ى یكى از بزرگترین محققین متون ادبى زبان فارسى كه گفته انسان چگونه مى‏تواند شرح حال خود را بنویسد كه خالى از نقص و عیب باشد؟ زیرا اگر كسى لیاقت آن را در دنیاى ادب و هنر داشته باشد- كه من ندارم بهتر است خود سركار از طریق دوستان و مجلات و روزنامه‏هایى كه در گذشته و دوران هنرى بنده، شرح حال از من نوشته‏اند و قلمى زده‏اند مراجعه و مرور نمایید و اطلاعاتى را كه مى‏خواهید از آن مجموعه‏ها كسب نمایید. به هر حال منوچهر همایون‏پور، هنرمندى كه روزگارى ترانه‏هاى عارفانه وى با آن صداى گرمش، گرمى‏بخش هر انجمنى بود، هنوز هم خوب مى‏خواند. منوچهر همایون‏پور به سال 1303 در دامان طبیعت زیبا و خیال‏انگیز شهرستان بروجرد دیده به جهان گشود. پدرش نظامى بود و مادرش آیت مهربانى و شكیبایى، در گیرودار زندگى به موسیقى و شعر پناه مى‏برد و دلبسته آن مى‏گردد چندان كه در همان سالهاى كودكى با گوش دادن به صفحات گرامافون، آوازهاى تاج، بدیع‏زاده، قمر، روح‏انگیز و برخى آوازها و تصنیفهاى دیگر را یاد گرفته و پیش خود مى‏خواند: «استاد تو عشق است، بدانجا چو رسیدى عشقت به زبان حال گوید چون كن» وى پس از پایان تحصیلات متوسطه، در سال 1322 در تهران وارد خدمت دولتى مى‏شود و در سال 1325 به رادیو راه مى‏یابد كه مقارن آشنائیش با استاد فرزانه و بزرگمرد موسیقى ایران استاد ابوالحسن خان صبا بود. این افتخار آشنایى و شاگردى در مكتب او بزرگترین واقعه در كار ذوقى وى بوده است، زیرا كه استاد با پذیرفتن یك جوان تازه وارد به عرصه‏ى هنر بر كار وى در رادیو و محافل هنرى صحه گذاشت. منوچهر همایون‏پور، ضمن اجراى برنامه‏هایى در اركستر آن استاد بزرگ، پایه‏هاى ضرب و بعضى ردیفهاى مشكل آواز و شیوه‏ى تلفیق شعر و آهنگ را فراگرفت. تا سال 1338 در اركسترهاى مختلف رادیو به سرپرستى هنرمندان برجسته‏اى چون روانشاد: ابراهیم منصورى، استاد جواد معروفى (كه سالها سرپرستى موسیقى رادیو را بر عهده داشت) روانشاد روح‏اللَّه خالقى- مرد سرشناس موسیقى ایرانى و سرپرست اركسترهاى: سازهاى ملى- استاد بزرگوار و انسان شریف، نوازنده‏ى ویولن و كمانچه و آهنگساز چیره‏دست روانشاد حسین یاحقى همكارى داشته. در خواندن آواز به سبك و اسلوب سپاهانى- كه ویژگى‏اش تلفظ صحیح شعر، انتخاب شعر مناسب با زمان و مكان است پایبند بود، این شرح مختصر زندگینامه‏ى ایشان است كه در پشت این نوار كاست در گذشته تكثیر شده است». در آن دوران ترانه‏هایى كه ساخته و از طریق رادیو و صفحات پخش مى‏گردید بیشتر از زلف و خط و خال، فراق، وصال و چشم مست یار و این گونه كلمات بود و گاهى هم به صورتى بس مبتذل و زننده ارائه مى‏شد، همایون‏پور كه در این ایام بیش از بیست و شش سال از سنش نمى‏گذشت شعرى براى خواندن، انتخاب و ارائه مى‏نماید كه ابیات آن بوى عرفان عاشقانه از آن استشمام مى‏شود: «تا چند كنى قصه ز اسكندر و دارا ده روزه‏ى عمر این همه افسانه ندارد از شاه و گدا هر كه در این میكده ره یافت جز خون دل خویش به پیمانه ندارد» طبق نوار منتشر شده آهنگ این ترانه از خود وى مى‏باشد. متأسفانه بنابر علل و نابسامانى‏هایى كه در محیط رادیو هر چند وقت به وجود مى‏آمد وى همكارى خود را با رادیو قطع نمود و در محفلى هنرى در سال 1348 كه جمعى از اساتید موسیقى ایران جمع بودند و نوار آن نزد نگارنده موجود مى‏باشد استاد حسین قوامى درباره‏ى همایون‏پور مى‏گوید: «همایون‏پور عزیزم، به نظر من و به عقیده‏ى خیلى‏ها كه اهل فن موسیقى هستند، شما مثل یك ماهى دریا هستید كه محیط رادیو مانند یك حوض كوچكى بود براى شما كه قابل شناورى شما را در آن نداشت و به همین دلیل محیط مساعد براى ابراز هنر شما نبود و كنار رفتید ولى آنها كه باید قدر هنر شما را بدانند، مى‏دانند». همایون‏پور، غیر از خواندن به نواختن سه‏تار و ضرب در سطحى بالا و مطلوب آشنایى كامل دارد و از نظر ریتم‏شناسى و دقت در نگاهدارى ریتم بر اساس گفته‏ى اكثر دوستان موسیقیدان همدوره‏ى او بسیار باذوق و صاحب گوشى دقیق و حساس مى‏باشد. وى جمعاً حدود پانزده سال با رادیو همكارى كرد كه در این فاصله دوبار و هربار یك سال رادیو را بنا به همان وضع خاص كه شرح آن رفت، رادیو را ترك مى‏كند. از ویژگى‏هاى كار همایون‏پور در رادیو، تخصص وى در انتخاب اشعار شاعران بزرگ و اجراى آنها به صورت ضربى كه سازنده‏ى آهنگهاى آنها بیشتر از خود ایشان بود و دیگر آهنگهایى از استادانى چون: حسین یاحقى، ابراهیم منصورى و هنرمند بزرگ و شایسته پرویز یاحقى بودند. وى احترامى خاص براى شادروان ابوالحسن صبا قائل است و معتقد است كه هیچكس مثل این استاد بزرگوار و هنرمند در هنر موسیقى ایران و شكوفا شدن آن حق ندارد. شاید همین عقیده بود كه خانه‏ى خود را در همسایگى استاد در خیابان ظهیرالاسلام انتخاب كرده بود و تا زمان حیات استاد در همان خیابان سكونت اختیار كرده بود. همایون‏پور مى‏گوید: «صبا مثل پدر موسیقى ایران، آقا میرزا عبداللَّه فكر مى‏كرد و بر اساس همین فكر، برخلاف حبیب سماعى و بعضى استادان دیگر كه چیزى به شاگردان یاد نمى‏دادند، وى هرجا كوچكترین جرقه‏اى از ذوق و هنر مى‏دید، آن را تبدیل به یك شعله‏ى فروزان مى‏كرد. آن بزرگوار در یك جلسه‏ى امتحان ساختگى كه فقط براى رد كردن من تشكیل شده بود به حیله و دسیسه‏ى بعضى حسودان كم‏مایه پى برد و دست مرا گرفت و از میان گرداب انحصارطلبى‏ها بیرون برد و براى همیشه بر كار یك جوان تازه كار مهر قبولى زد». همایون‏پور بعد از صبا به دو تن دیگر سخت ارادت مى‏ورزد اولى استاد احمد عبادى است كه صداى سه‏تارش هر انسان صاحبدلى را به عالم بالا پرواز مى‏دهد و دیگرى حسن كسایى است كه در كار خود بى‏نظیر است. اینك مطالبى كه چند نشریه در زمان فعالیتهاى هنرى وى درباره‏ى او اظهارنظر كرده‏اند: «منوچهر همایون‏پور، جوان 26 ساله‏اى كه آواز روح‏پرورى دارد. وى چند سالى است شهرت بسزایى به دست آورده و در بین هنرمندان جوان مشخص و انگشت‏نما شده است. فرزند سرهنگ همایون‏پور مى‏باشد. او بیشتر ارزش هنرى خود را مرهون راهنمایى‏هاى استاد ارجمند ابوالحسن صبا مى‏داند و چون در بروجرد متولد شده او بیشتر كودكى خود را در نواحى غرب گذرانیده است علاقه و احاطه‏ى كاملى به آهنگهاى محلى آن دیار دارد و با كششهاى به جا و ابتكار، حق هر آهنگ را با صداى گرم و دلنشین خود ادا مى‏كند. دكتر كرون استاد فن موسیقى و هنرهاى زیادى دانشگاه كالیفرنیا كه براى مطالعه در موسیقى ایران به تهران آمده است و قصد دارد آهنگهاى محلى ایران را جمع‏آورى كند هنر همایون‏پور را ستوده و از او تشویق و تقدیر زیاد نموده است و آتیه‏ى درخشانى را در صورت ادامه كار، براى این هنرمند جوان پیش‏بینى كرده است. منوچهر همایون‏پور هنرمند ارزنده‏اى كه بیش از سى سال بیشتر ندارد، از زندگى درویشى خود ناراضى نیست و هرگز غم بود و نبود جهان گذران را نمى‏خورد، براى او فرق نمى‏كند كه بر تشك پر قو بخوابد یا روى حصیر، در این گونه موارد هر چه بخواهید خونسرد است اما در عوض اگر كوچكترین حرفى برخلاف منطق از كسى و یا برخلاف توقع و انتظار بشنود او رفتار نابجایى مى‏كند و چنان به سرعت دل نازكش مى‏شكند كه دیگر با هیچ چسب و بندى التیام‏پذیر نیست و دوستانش كه به این رفتار و خلق و خوى او خو گرفته‏اند هرگز از وى نمى‏رنجند. هنوز یاد و خاطره‏ى خواندن آهنگ محلى (اى خدا آگر بارانه) در سر كلاس ششم ابتدایى و خطكش معلم ادبیات بر سر و روى او با همان ضرب (ریتم) از شورانگیزترین خاطرات او است. منوچهر كه شب پیش این آهنگ را شنیده و شعرش را یاد گرفته بود، چنان به عالم خودش فرورفته بود كه از یاد برده بود سر كلاس درس نشسته است و معلم دارد قواعد دستور زبان فارسى را براى شاگردان مى‏گوید. چنان از خود بیخود شده بود كه مشغول خواندن آهنگ با همان ضرب (ریتم) بود، و وقتى به خود آمد كه همه‏ى شاگردان برگشته و به او خیره شده بودند و معلم متحیر و شگفت‏زده با خط كشى كه در دست داشت به سر و كله‏ى شاگرد بازیگوش مى‏زد و با تكرار هر ضرب آهنگ، ضربتى بر فرق منوچهرخان مى‏كوفت و عجیب این بود كه با وجودى كه درد توى سر و مغزش پیچیده بود با معلم هم‏آواز شده و همراه او آهنگ را تا آخر خواند. متأسفانه این معلم، چندى بعد جوان مرگ شد ولى منوچهر كه هرگز خاطره‏ى آن روز را از یاد نبرده بود اولین بارى كه در پشت میكروفن رادیو تهران رفت، به یاد آموزگار مرحوم، آهنگ معروف (اى خدا آگر بارانه) را با خاطرات آن روز فراموش نشدنى در كلاس خواند. منوچهر همایون‏پور از میان شاعران، اول مخلص حافظ است و به سعدى و مولوى هم عشق مى‏ورزد، خودش مى‏گوید مدتى چنان عاشق مفاهیم شعر حافظ شده بودم كه وقتى غزلیات او را مى‏خواندم دچار مالیخولیایى مى‏شدم و از حال طبیعى خارج مى‏شدم. اصولاً از نوجوانى، اكثر غزلهاى حافظ را حفظ كرده است و خیلى از غزلهاى سعدى را هم از بردارد و البته این غیر از قطعاتى از ابیات مولوى و تعداد بى‏شمارى از رباعى‏ها و دوبیتى‏ها و تك‏بیتى‏هایى است كه در یاد دارد و به هر مناسبت یكى از آنها را چاشنى حرفهایش مى‏كند. خودش هم گاهگاهى شعر مى‏گوید و چند وقتى كه جنون تئاتر (در سالهاى 22 تا 26) به سرش زده بود اشعار فكاهى (پیش پرده) هم مى‏ساخت. همایون‏پور فقط یك بار در یك فیلم فارسى به نام (گلنسا) ظاهر شده و یك آهنگ كه «بى‏قرار» نام دارد و اصل آهنگ محلى كردى است و خود او آن را تنظیم و با تغییراتى آن را اجرا كرده است؛ این اولین آهنگى است كه او را به شهرت رسانید و جزء معروفترین و پرفروش‏ترین آهنگهاى روز بوده است، از ترانه‏هایى كه شهرت فراوان دارند و بر روى صفحه ضبط شده‏اند، ترانه‏هاى: «لیلى»، «بچه چوپان»، «اى گل چه زیبایى» هستند و تازه‏ترین ترانه او: «در كنج دلم عشق كسى خانه ندارد» را مى‏توان نام برد. از محاسن همایون‏پور این است كه تاكنون از كسى تقلید نكرده و در حقیقت خودش مبتكر سبك خاص بود كه البته پس از او مورد تقلید عده‏ى زیادى قرار گرفته است. هنوز هیچكس نمى‏تواند آهنگهاى محلى را به گرمى و زیبایى و دلنشینى همایون‏پور بخواند، او معتقد است كه هفته‏اى یك غزل خواندن در رادیو براى نشان دادن ذوق ادبى او كافى نیست و علاقه دارد كه صفحه‏ى ادبى یكى از مجلات فارسى را تنظیم و اداره كند. «عاشقى كار سرى نیست كه بر بالین است...» قدم‏زنان از پیاده‏رو خلوت مخبرالدوله مى‏گذشتیم، رفیقم صحبت از قیمت زمینهاى نارمك و امیرآباد مى‏كرد، مى‏گفت فعلاً ساده‏ترین راه براى پولدار شدن معامله‏ى زمین است. طرف دیگر همایون‏پور راه مى‏رفت و بى‏اعتنا به حرفهاى او این مصراع سعدى را آهسته زمزمه مى‏كرد: «راستى تو در این گیرودار تقسیم اراضى تكه زمینى براى خودت دست و پا نكرده‏اى؟» غبار كدورتى قیافه‏ى او را فراگرفت و با بى‏حوصلگى مثل این كه اصلاً از این موضوع خبر ندارد شانه‏ها را بالا انداخت و این مصراع را زمزمه كرد: «عاشقان را با زراندوزى چه كار...» اما رفیق من كه خیلى اهل حساب و زندگى است ول كن معامله نبود و با اصرار از وضع زندگى او سؤال مى‏كرد كه در كجا مى‏نشیند و ماهى چقدر درآمد دارد؟- همایون‏پور ناچار سفره‏ى دلش را باز كرد و شروع به درد دل نمود. مى‏گفت حالا مى‏رویم مى‏بینید... با این كه پدرم صاحب مال و مكنت كافى است من چند سال است كه توى كوچه‏ى ظهیرالاسلام حیاط محقرى اجاره كرده‏ام و با مادر و برادرهایم زندگى مى‏كنم. زندگى من فقط از راه حقوق ناچیزى كه مى‏گیرم مى‏گذرد چون هرگز نخواسته‏ام و نتوانسته‏ام خود را راضى كنم كه به خاطر پول به مجالس بزم بروم و آواز بخوانم، همایون‏پور هنوز درددل مى‏كرد كه به اواسط كوچه‏ى ظهیرالاسلام رسیدیم و از آنجا به كوچه‏ى فرعى دیگرى پیچیدیم و جلو در خانه ایستادیم و او با دست به چند ساختمان كه از دور پیدا بود اشاره كرد و گفت این خانه‏ها مال پدر من است كه به اجاره داده و بعد در حالى كه با كلید در را باز مى‏كرد گفت: «این هم خانه‏ى من است كه در حدود ماهى دویست تومان اجاره كرده‏ام». بعد از آن كه وارد خانه شدیم همایون‏پور در دنباله‏ى صحبتش افزود من از بچگى با پدرم اختلاف سلیقه داشتم، او سرهنگ ارتش بود با طرز فكرى مستبدانه و دیسیپلین خاص خود اصرار داشت كه من به مدرسه‏ى نظام بروم ولى من كه از این كار خوشم نمى‏آمد زیر بار نمى‏رفتم، این اختلاف سلیقه همینطور دوام داشت تا این كه من دوره‏ى دبیرستان را در زادگاهم تمام كردم و به تهران آمدم. درددلهاى همایون‏پور كه تمام شد آن وقت نوبت به من رسید كه درباره‏ى كارهاى هنرى و سوابقش در این راه سؤال كنم. یادم هست در كلاس ششم ابتدایى و داستان آهنگ محلى «آگر باران» و مرحوم شیخ‏الاسلامى و ضرب گرفتن با خطكش به سر و كله‏ى من. این نخستین خاطره‏ى من از خوانندگى است. و دومین خاطره‏ى من از این كار مربوط به روزى است كه براى اولین‏بار در رادیو خواندم، آن روز پس از آن كه برنامه‏ى من تمام شد و تعدادى از علاقمندان به موسیقى براى تشویق به رادیو تلفن كردند و از اتاق پخش استودیو خوشحال و خندان بیرون آمدم یك تلفن هم در میان این تلفنها بود و وقتى گوشى را برداشتم صداى پدرم را شنیدم كه با عصبانیت و همراه با حرفهاى ناشایست مى‏گوید: «من عمرى با شرافت و آبرو زندگى كردم و تو با این كارت آبرو و حیثیت چندین ساله‏ى خانوادگى ما را به باد دادى!» و بعد از آن همه ناسزا گوشى را گذاشت و از آن روز دیگر نه او خبرى از من گرفت و نه من به سراغ او رفتم، حالا منظورم این است كه شما بدانید من با آن كه از بچگى استعداد این هنر را داشتم در چه محیطى گرفتار بودم و چه موانعى بر سر راهم قرار داشت، در چنین احوالى معلم و مربى نداشتم، مربى من در واقع گوش كردن به صفحات گرامافون و صداى ویولن استاد صبا بود كه از رادیو مى‏شنیدم و این اصل كاملاً در آواز من محسوس است، به طورى كه اولین‏بار كه استاد صبا صداى مرا شنید به این مطلب متوجه شد و اشاره كرد. چندى قبل كه پروفسور كرن، با چند نفر از شاگردانش براى مطالعه بر روى آهنگهاى محلى و جمع‏آورى آنها به ایران آمده بود، آقاى روبیك گریگوریان رئیس هنرستان موسیقى، كه آشنایى ما از همین جا شروع شد مرا از طرف هنرستان معرفى كرد و مورد تشویق خاص او قرار گرفتم و تعدادى از آهنگهاى مختلف محلى را براى آنها خواندم كه ضبط كرده و با خود بردند». همایون‏پور فقط هفته‏اى یك بار با اركستر مرتضى گرگین‏زاده در رادیو آواز مى‏خواند. از خصوصیات دیگر همایون‏پور شعرشناسى او است، در میان شعرا به حافظ و سعدى عشق مى‏ورزد و به شعر نظامى خاصه لیلى و مجنون علاقه‏ى زیاد دارد. تعداد قابل ملاحظه‏اى از غزلهاى شعراى متقدم و معاصر را از حفظ دارد. مى‏گوید: «تعدادى از آهنگهاى او را سایر خوانندگان گرفته‏اند و با تصرفاتى به نام خودشان مى‏خوانند»، چند آهنگ او به خصوص: «ده روزه‏ى عمر این همه افسانه ندارد» بر سر زبانها افتاده و معروفیت پیدا كرده است. وقتى صحبت از عشق به میان بیاید این بیت حافظ را برایتان زمزمه مى‏كند: «عاشق شو ارنه روزى كار جهان سرآید ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى». منوچهر همایون‏پور در آواز خواندن خیلى سخت‏گیر است. وقتى در مجلسى مى‏خواند همه باید سكوت كنند. كمتر در مجلسى آواز مى‏خواند و بیشتر به بهانه‏ى سرماخوردگى و سینه‏درد از خواندن شانه خالى مى‏كند ولى براى رفیق، جانش را هم حاضر است فدا كند. اهل عروسى و پول نیست چون متمكن است و به قول معروف دستش به دهنش مى‏رسد. منوچهر خود دلى گرفتار دارد به همین جهت چنان با سوته‏دلان هم‏آهنگ است كه ناله‏اش را گرفتاران، دواى درد خود مى‏دانند و مى‏گویند: «ناله‏ى مرغ گرفتار نشانى دارد». همایون‏پور در همان حال كه نغمه سر مى‏دهد و جمعى را شیداى نواى دلپذیر خود مى‏كند، خود نیز چنان تحت تأثیر شعرى كه مى‏خواند قرار مى‏گیرد كه دل از دستش مى‏رود. او همچنان كه دیگران را مفتون مى‏كند، خویشتن را نیز به دام مى‏اندازد، ولى به دامى كه آب و دانه داشته باشد سر فرود نمى‏آورد، باید كه صیاد، صاحب نظر، سوخته و نازك خیال باشد تا بتواند منوچهر همایون‏پور را صید كند. یك ناله‏ى سوزناك تار، یك نغمه‏ى شورانگیز ویولن، یك زخمه‏ى ندبه‏گر سنتور، یك شعر پر از رقت و احساس و یك شعرشناسى كه بتواند به موقع و مناسب شعرى نغز و عمیق بخواند كافى است كه منوچهر را بیخود كند و وى را مانند اسپندى كه بر آتش افكنده‏اند به سوز و به گداز وادارد. منوچهر دلداده‏ى اشعارى است كه از وجد و حال سیراب باشد، به همین جهت به دیوان غزلیات حافظ، به كلیات سعدى، به ترانه‏هاى عریان و به نازك‏كاریهاى صائب عشق مى‏ورزد و قلندرى‏هاى ملاى رومى را وحى منزل مى‏داند، عشق به مولوى سبب شده كه منوچهر هنگامى كه به آهنگ ضربى لب بر لب مولوى مى‏گذارد و از جدایى‏ها شكایت مى‏كند هر صاحبدلى را ناچار به تحسین مى‏كند. خواننده‏اى كه صداى او فقط در (محفل انس) شنیده مى‏شود. نزدیك دو سال است كه صداى گرم (همایون‏پور) خواننده جوان و احساساتى از رادیو شنیده نمى‏شود و آن صدایى كه از دل برمى‏خاست به گوش نمى‏رسد، آنچه مسلم است این خواننده‏ى پرشور كه روزگارى از خوانندگان معروف بود و از خوانندگان فعلى هم بهتر مى‏تواند بخواند، فقط روح سركش و حساسش خواه‏ناخواه او را از خط اعتدال منحرف مى‏سازد. همایون‏پور از جمله خوانندگانى است كه معلومات عمومى مخصوصاً معلومات ادبى او شایان ارزش مى‏باشد و آنهایى كه با او تماس دارند به خوبى مى‏دانند كه (شعر) را به خوبى درك مى‏كند و مى‏شناسد. در انتخاب ابیات و تطبیق دادن آنها با زمان و مكان مهارت دارد، استغناء طبع، وارستگى و آزادگى، بى‏اعتنایى و غرورى كه باید آن را (غرور هنرمندانه) نامید، سبب شده است كه كار خوانندگى را (حرفه‏ى) خود قرار ندهد و به عبارت دیگر، از هنر خویش استفاده‏ى تجارتى ننماید، لیكن طبیعى است كه زندگى او از هنرش جدا نمى‏تواند باشد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
صدور گواهی انحصار وراثت چند روز طول می‌کشد؟
play_arrow
صدور گواهی انحصار وراثت چند روز طول می‌کشد؟
اظهارات طوفانی کارشناس وطن‌پرست در آنتن زنده اینترنشنال
play_arrow
اظهارات طوفانی کارشناس وطن‌پرست در آنتن زنده اینترنشنال
اعتراض در قلب تل‌آویو به جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان
play_arrow
اعتراض در قلب تل‌آویو به جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان
تشریح قانون نقض مصوبات شورای عالی امنیت ملی توسط بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه
play_arrow
تشریح قانون نقض مصوبات شورای عالی امنیت ملی توسط بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه
حضور گسترده مردم قم در چهلم رهبر شهید ایران
play_arrow
حضور گسترده مردم قم در چهلم رهبر شهید ایران
حنایی که دیگر رنگی ندارد
play_arrow
حنایی که دیگر رنگی ندارد
پاسخ محکم هوش مصنوعی به پروپاگاندای اسرائیل اینترنشنال!
play_arrow
پاسخ محکم هوش مصنوعی به پروپاگاندای اسرائیل اینترنشنال!
چرا رضا پهلوی حرف‌های خودش را انکار می‌کند؟
play_arrow
چرا رضا پهلوی حرف‌های خودش را انکار می‌کند؟
کنایه کمال شرف به پنهان شدن ترامپ در کامیون حمل غذا
play_arrow
کنایه کمال شرف به پنهان شدن ترامپ در کامیون حمل غذا
دستگیری عامل حمله تروریستی به دادگستری بهبهان
play_arrow
دستگیری عامل حمله تروریستی به دادگستری بهبهان
ضدحال بزرگ برای یک کودک هنگام عکس با پادشاه بحرین
play_arrow
ضدحال بزرگ برای یک کودک هنگام عکس با پادشاه بحرین
سکانسی از دادگاه مصدق پس از کودتای 28 مرداد 1332
play_arrow
سکانسی از دادگاه مصدق پس از کودتای 28 مرداد 1332
توصیف شنیدنی پسر جو بایدن درباره ترامپ
play_arrow
توصیف شنیدنی پسر جو بایدن درباره ترامپ
راز صدای «تق‌تق» در انگشتان دست چیست؟
play_arrow
راز صدای «تق‌تق» در انگشتان دست چیست؟
ادعاهای تکراری ترامپ: تنگه هرمز باز است و کشتی‌های زیادی از آن عبور می‌کنند
play_arrow
ادعاهای تکراری ترامپ: تنگه هرمز باز است و کشتی‌های زیادی از آن عبور می‌کنند