يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

صفرزاده

صفرزاده
به سال 1322 شمسى، معروف صفرزاده در آذربایجان دیده به جهان گشود. آذربایجانى كه در عرصه علم و ادب، هنر و فرهنگ، حماسه و دلاورى‏ها، از خودگذشتگى‏ها و ایثار در راه دین و شرف و ایران و ایرانى همیشه پیشگام در طول زمان‏ها بوده و امتحان خود را داده و به حق، سر همیشه سرافراز ایران لقب گرفته است. از این استان و گوشه و كنار آن هنرمندان باارزش و بى‏ادعا بسیار برخاسته و بى‏سر و صدا در گوشه و كنار استان و كشور به خدمات خود مشغول هستند. از جمله این هنرمندان در قسمت موسیقى و ساختن لوازم و آلات مربوط به آن هم باید از همین معروف صفرزاده نام برد. وى به خاطر مأموریت ادارى پدرش اجبارا ترك دیار مى‏كند. در تهران تحصیلات ابتدایى را در دبستان هاتف و متوسطه را در دبیرستان‏هاى جامى، دكتر فاضلى و اشكانى ادامه داد. سال اول دبیرستان بود كه ضمن خواندن درس وارد فعالیت‏هاى هنرى دبیرستان شد و با شركت در نمایشنامه‏ها و خواندن پیش‏پرده‏هاى نمایش، وارد عرصه هنر و هنرمندان گردید ولى این كار او را راضى نكرد و علاقه‏مند به ساختن ویولن را از روى الگوهایى از ویترین بعضى مغازه‏هاى سازفروشى شد. مدتى از فعالیت وى در این قسمت نمى‏گذرد كه دبیر كاردستى دبیرستان به نام خاتون‏آبادى چون استعداد وى را در ساختن ساز مى‏بیند وى را كمك و راهنمایى مى‏نماید و او در كارگاه دبیرستان به طور عملى و تئورى به فعالیت ادامه مى‏دهد و اولین سازى كه مى‏سازد سنتور بود كه توسط یكى از هم كلاسى‏هایش از او خریدارى مى‏شود. وى پس از چندى به خدمت سربازى مى‏رود و پس از پایان خدمت به ساختن ویولن روى مى‏آورد و على اكبرپور كه یكى از موزیسین‏هاى خوب و وارد و بى‏ادعا مى‏باشد وى را یارى مى‏كند و صفرزاده در جاده‏اى صحیح و هموار قرار مى‏گیرد كه نتیجه كار او آثار وى مى‏باشد. صفرزاده آموختن ویولن و تئورى موسیقى را نزد اكبرپور فرامى‏گیرد زیرا معتقد است كه هر سازنده ساز باید حتما خودش با نواختن ساز آشنایى داشه باشد تا بتواند نواقص ساز را رفع و عیوب آن را برطرف سازد. صفرزاده، از نظریات راهنمایى‏هاى ابراهیم قنبرى، شادروان مرتضى حنانه، میلاد كیایى، حسن یوسف‏زمانى، على اكبرپور، على برلیانى، ناصر مسعودى، مهندس گلشن‏ابراهیمى كه از جمیع جهات راهنماى وى در ساختن ساز بوده‏اند به نیكى یاد مى‏كند. معروف صفرزاده، هنرمند جستجوگر و مبتكرى است كه جهت هرچه بهتر شدن كارهاى خود و خدمت به موسیقى كشور و سازهاى ملى و محلى به اقصى نقاط مملكت مسافرت كرده و تا حد امكان مى‏كوشد كه روى سازهاى مختلف كشور، ابتكاراتى از خود نشان دهد و همین ذوق و ابتكارات در وجود وى موجب گردید در سال 1366 جهت تحقیق و تفحص در ساخت سازهاى مختلف محلى و عملكرد آنان در موسیقى كشور به منطقه چهابهار برود و با استاد كمادان، كه یكى از مشهورترین نوازندگان محلى قیچك یا غژك است، مسائل كلى این ساز را با وى در میان گذارد و همین گفت و شنود مستقیم وى موجب شد كه پس از بازگشت «قیچك‏باس» را بسازد. در طول دسته و انداز كاسه این ساز تغییرات و محاسبات لازم را انجام داده و با انتخاب چوب مناسب و یك تكه ساختن كاسه، ساز صداى مطلوب‏تر و پر قدرت‏ترى پیدا كرده و منطبق با نت‏نویسى و نواختن پیدا كند. این ساز فعلا در اختیار هنرمند گرامى منوچهر باستان‏سیر مى‏باشد كه امید است صفرزاه به این كار پرارزش خود ادامه دهد و در آینده شاهد ابتكارات بیشتر وى روى سازهاى ملى و محلى سایر نقاط ایران باشیم، زیرا با همه قدرت و اصالتى كه قیچك دارد، به علت مشكلات عدیده ساخت و كمبود نوازنده، ناشناخته مانده و جز در منطقه سیستان و بلوچستان، كمتر كسى از آن و نحوه نوازندگى‏اش اطلاع دارد. فرخى سیستانى، درباره این ساز، سروده: «هر روز یكى دولت و هر روز یكى غژ هر روز یكى نزهت و هر روز یكى تار» نوازندگان محلى، این ساز را به وسیله بندى از گردن آویزان مى‏كنند و مثل عاشیقلارهاى آذربایجان ضمن نواختن، اشعار حماسى و عرفانى نیز مى‏خوانند. در چند سال گذشته، به همت كارگاه سازسازى وزارت ارشاد اسلامى (فرهنگ و هنر سابق)، این ساز در سه نوع و اندازه مختلف (سوپرانو: آلتو- باس) ساخته شد كه نوع باس آن از نظر محاسبات داراى نواقصى بود. درباره این ساز ملى، محلى، باید یادآور شد كه طى قرون متمادى، بسیارى از سازهاى ملى و محلى به علت تاخت و تازهاى اقوام بیگانه و یا هجوم فرهنگ غرب (كه امروزه ما شاهد چند نمونه سازهاى الترونیكى فنى در اسباب‏بازى فروشى‏ها به حد وفور یافت مى‏شود) و از طرفى نبودن امكانات و هم آهنگ نبودن موسیقى، تك‏روى سازندگان و تقلید كوركورانه از الگوهاى قدیم‏ساز، همه موجب گردید كه بسیارى از سازهاى ملى و محلى ما از بین رفت و یا به علت نواقص خود قابل اجرا در اركسترها نباشند. در این‏باره نگارنده، وقتى از این هنرمند سئوال كردم، در جواب گفت: «بنده معتقد هستم، بایستى همآهنگى لازم بین استادان فن به عمل آید تا بتوانیم، سازهاى ملى را احیاء و با معیار علمى موسیقى تطبیق نماییم و بنده ساز «قیچك‏باس» را به همین منظور ساختم و با محاسبات دقیقى كه براى ساختن آن روى این ساز انجام داده‏ایم كاملا این نواقص رفع گردیده است.»
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.