يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

شهیار قنبری

شهیار قنبری
شهیار قنبرى در سال 1329 در یك خانواده هنرمند و هنردوست در خیابان فخرآباد سه‏راه ژاله محلى باصفا و خانه‏هاى سرسبز و پر درخت و هنوز هم آب قنات مثل اشك چشم در جوى این خیابان روان است بدنیا آمد. دوره ابتدایى را در دبستان جهان تربیت كه به ریاست دانشمند محترم آقاى بنى‏احمد بود به پایان رسانید و دوره دبیرستان را در كالج البرز گذراند و براى ادمه تحصیل در رشته ادبیات راهى انگلستان شد و در شهر كمریج به رشته مورد علاقه‏اش ادامه داد و از آنجائى كه به سینما هم علاقه خاص داشت بخصوص در رشته كارگردانى سینما مطالعاتى نیز نمود. بعد از مراجعت به ایران در رشته مورد علاقه خود فعالیت را شروع نمود و به طوریكه مى‏دانیم در نوجوانى در اطلاعات كودكان آن زمان داستان‏هاى كوتاه مى‏نوشت كه در آن مجله به چاپ مى‏رسید و گه‏گاه اشعار كوتاهى مى‏گفت و چند نمایشنامه مربوط به نوجوانان نوشت بنابراین حالا كه دوره جوانى را در برگشت ایران طى مى‏كرد ترانه‏سرایى را شروع كرد و در مجله اطلاعات جوانان داستانهاى توأم با طنز و اشعار مختلفى مى‏گفت و به چاپ مى‏رسید كم‏كم ترانه‏سرایى را جدى گرفت و اولین ترانه‏ایكه ساخت ترانه معروف (ستاره آى ستاره بود) ولى اولین ترانه‏اى كه از رادیو پخش شد ترانه جالب «دیگه اشكم واسه من ناز مى‏كنه» بود كه براى اولین بار قبل از پخش ترانه با او مصاحبه كردند و راجع به سوژه این ترانه كه مضمون تازه‏اى داشت خواستند توضیح بیشترى بدهد شهیار گفت تصور كنید یك عاشق پاك و صمیمى و یا یك نفر كه در اوج ناراحتى هست و مى‏خواهد گریه كند و تسكین یابد در این وقت متوسل مى‏شود كه گریه كند بلكه آرام بگیرد حالا یك عاشق و یا یك درمانده و امثالهم مى‏خواهد گریه كند كه آرام بشود اشك ناز مى‏كند و از چشم پایین نمى‏آید شهیار همچنان به سرودن ترانه‏هاى مختلف ادامه داد شهیار قنبرى با دیگر ترانه‏سرایان از نظر سوژه و مضمون‏هاى تازه و نوآورى كه در كار داشت متفاوت بود. مى‏شود گفت كه در ترانه خود یك دگرگونى بوجود آورد وقتى ترانه «بوى خوب گندم» و یا «قصه دو ماهى» و یا «جمعه‏ها» و یا ترانه معروف «حرف» را گفت شهرت خوبى پیدا كرد وقتى در اوج شهرت بود از طرف مسئول شوراى موسیقى از شهیار دعوت به عمل آمد در شوراى شعر و ترانه كه اعضاء آن اساتید و دانشمندان و شعرایى چون عماد خراسانى، محمد تفضلى- ابراهیم صهبا- فریدون مشیرى- سیمین بهبهانى و یكى دو نفر دیگر بودند شهیار جوان‏ترین ترانه‏سراى آن روز عضو این شورا براى مدت دو سال بود بدین‏سو اشعار و ترانه‏ها را كه مى‏بایست اجرا و پخش شود بررسى و مورد تصویب قرار مى‏داد شهیار ترانه زیادى براى خوانندگان آن روز مى‏سرود و سبك ترانه‏هاى او وضع خاصى داشت و تشبیهاتى كه شهیار در اشعار خود داشت مورد تأیید اساتید قرار مى‏گرفت. شهیار در بازیگرى و كارگردانى سینما شهیار اولین بار در فیلم «چهره آشنا» كه به كارگردانى زنده‏یاد حسن خردمند بود و در پارس فیلم ساخته مى‏شد در نقش یك كودك 4 ساله شركت كرد كه كارش از نظر كارگردان فیلم جالب بود. در دومین فیلم بنام «خانه خراب» كه در سال 1354 كه به كارگردانى نصرت‏اللَّه كریمى بود و شهیار هم «نقش جوان اول این فیلم را بازى كرد و در این فیلم علاوه بر نصراللَّه كریمى- شهلا- ژاله سام- جمیله شیخى- مرتضى احمدى و محسن مهدوى شركت داشتند. كارگردانى در سینما شهیار در سال 1355 فیلم «شام آخر» را كه خود كارگردان و فیلمنامه‏نویس آن بود ساخت. تهیه این فیلم آقاى على عباسى بود- فیلم‏بردار جمشید الوندى و موسیقى متن را واروژان ساخت هنرپیشگان این فیلم زنده‏یاد پرویز فنى‏زاده- محمدعلى كشاورز- و ایرن و نورى كسرایى و چند هنرمند دیگر شركت داشتند. «جمعه‏ها» توى قاب خیس این پنجره‏ها عكسى از جمعه غمگین مى‏بینم چه سیاه به تنش رخت عزا تو چشاش ابرهاى سنگین مى‏بینم داره از ابر سیاه خون مى‏چكه جمعه‏ها خون جاى بارون مى‏چكد نفسم در نمیآد جمعه‏ها سر نمیآد كاش مى‏بستم چشمامو این ازم برنمیآد داره از ابر سیاه خون مى‏چكه جمعه‏ها جاى بارون مى‏چكد عمر جمعه به هزار سال مى‏رسه جمعه‏ها غم دیگه بیداد مى‏كنه آدم از دست خودش خسته میشه با لباى بسته فریاد مى‏كنه داره از ابر سیاه خون مى‏چكه جمعه‏ها خون جاى بارون مى‏چكه جمعه وقت رفتنه موسم دل كندنه خنجر از پشت میزنه اونكه همراه منه داره از ابر سیاه خون مى‏چكه جمعه‏ها خون جاى بارون مى‏چكه «قصه‏ى دو ماهى» ما دو تا ماهى بودیم توى دریاى كبود خالى از اشكهاى شور از غم بود و نبود پولكهامون رنگ‏وارنگ روزهامون خوب و قشنگ آسمونمون یكى خونمون یه قلوه سنگ خنده‏مون موجها رو تا ابرها مى‏برد وقتى دلگیر بودم اون غصه مى‏خورد تورهاى ماهیگیرا وا نمى‏شد عاشقى تو دریا پیدا نمى‏شد خوابمون مثل صدف پر مرواید نور پر شد این قصه‏ى ما توى دریاهاى دور همیشه توك مى‏زدیم به حبابهاى درشت تا كه مرغ ماهیخوار آمد و جفتمو كشت دلش آتیش بگیره دل اون خونه خراب دیگه نوبت منه سایه‏اش افتاده رو آب بعد ما نوبت جفتهاى دیگه است روز مرگ زشت دلهاى دیگه است اى خدا كارى بكن یادش بره كه یه ماهى این پایین منتظره نمى‏خوام تنها باشم ماهى دریا باشم دوست دارم كه بعد از این توى قصه‏ها باشم «بوى خوب گندم» بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو یه وجب خاك مال من هر چى مى‏كارم مال تو اهل طاعونى این قبیله‏ى مشرقى‏ام تویى این مسافر شیشه‏اى‏یه شهر فرنگ پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاول تن‏پوش تو از پوست پلنگ بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو یه وجب خاك مال من هر چى مى‏كارم مال تو تو بفكر جنگل آهن و آسمانخراش من بفكر یك اطاق اندازه تو واسه خواب تن من خاك منه ساقه گندم تن تو تن من تشنه‏ترین تشنه یك قطره آب بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو یه وجب خاك مال من هر چى مى‏كارم مال تو شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا شهر من شهر دعا همه گنبدهاش طلا تن تو مثل تبر تن من ریشه سرد طپش عكس یك قلب مونده اما رو درخت بوى گندم مال هن هر چى كه دارم مال تو یه وجب خاك مال من هر چى مى‏كارم مال تو نباید مرثیه‏گو باشم واسه خاك تنم تو آخه مسافرى خون رگ اینجا منم تن من دوست نداره زخمى دست تو باشه حالا با هرچى كه هست هرچه كه نیست داد مى‏زنم بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو یه وجب خاك مال من هر چى مى‏كارم مال تو «حرف» اگه سبزم اگه جنگل- اگه ماهى اگه دریا- اگه اسمم همه جا هست- روى لبها تو كتابا اگه رودم رود گنگم- مثل مریم اگه پاك- اگه نورى به صلیبم- اگه گنجى زیر خاك واسه تو قد یه برگم- پیش تو راضى به مرگم اگه پاكم مثل معبد- اگه عاشق مثل هندو- مثل بندر واسه قایق- واسه قایق مثل پارو اگه عكس چلستونم- اگه شهرى بى‏حصار- واسه آرش تیر آخر- واسه جاده یه سوار واسه تو قد یه برگم- پیش تو راضى به مرگم واسه تو قد یه برگم- پیش تو راضى به مرگم اگه قیمتى‏ترین سنگ زمینم توى تابستون دستهاى تو برفم اگه حرفهاى قشنگ هر كتایم براى اسم تو چند تا دونه حرفم اگه سیلم پیش تو قد یه قطره اگه كوهم پیش تو قد یه سوزن اگه تن‏پوش بلند پر درختم پیش تو اندازه دكمه پیرهن واسه تو قد یه برگم پیش تو راضى به مرگم اگه تلخى مثل نفرین- اگه تندى مثل رگبار- اگه زخمى زخم كهنه- بغض یكدررو به دیوار اگه جام شوكرانى- تو عزیزى مثل آب- اگه ترسى اگه وحشت- مثل مردن توى خواب واسه تو قد یه برگم پیش تو راضى به مرگم
تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.