شهیار قنبری
شهیار قنبرى در سال 1329 در یك خانواده هنرمند و هنردوست در خیابان فخرآباد سهراه ژاله محلى باصفا و خانههاى سرسبز و پر درخت و هنوز هم آب قنات مثل اشك چشم در جوى این خیابان روان است بدنیا آمد.
دوره ابتدایى را در دبستان جهان تربیت كه به ریاست دانشمند محترم آقاى بنىاحمد بود به پایان رسانید و دوره دبیرستان را در كالج البرز گذراند و براى ادمه تحصیل در رشته ادبیات راهى انگلستان شد و در شهر كمریج به رشته مورد علاقهاش ادامه داد و از آنجائى كه به سینما هم علاقه خاص داشت بخصوص در رشته كارگردانى سینما مطالعاتى نیز نمود.
بعد از مراجعت به ایران در رشته مورد علاقه خود فعالیت را شروع نمود و به طوریكه مىدانیم در نوجوانى در اطلاعات كودكان آن زمان داستانهاى كوتاه مىنوشت كه در آن مجله به چاپ مىرسید و گهگاه اشعار كوتاهى مىگفت و چند نمایشنامه مربوط به نوجوانان نوشت بنابراین حالا كه دوره جوانى را در برگشت ایران طى مىكرد ترانهسرایى را شروع كرد و در مجله اطلاعات جوانان داستانهاى توأم با طنز و اشعار مختلفى مىگفت و به چاپ مىرسید كمكم ترانهسرایى را جدى گرفت و اولین ترانهایكه ساخت ترانه معروف (ستاره آى ستاره بود) ولى اولین ترانهاى كه از رادیو پخش شد ترانه جالب «دیگه اشكم واسه من ناز مىكنه» بود كه براى اولین بار قبل از پخش ترانه با او مصاحبه كردند و راجع به سوژه این ترانه كه مضمون تازهاى داشت خواستند توضیح بیشترى بدهد شهیار گفت تصور كنید یك عاشق پاك و صمیمى و یا یك نفر كه در اوج ناراحتى هست و مىخواهد گریه كند و تسكین یابد در این وقت متوسل مىشود كه گریه كند بلكه آرام بگیرد حالا یك عاشق و یا یك درمانده و امثالهم مىخواهد گریه كند كه آرام بشود اشك ناز مىكند و از چشم پایین نمىآید شهیار همچنان به سرودن ترانههاى مختلف ادامه داد شهیار قنبرى با دیگر ترانهسرایان از نظر سوژه و مضمونهاى تازه و نوآورى كه در كار داشت متفاوت بود. مىشود گفت كه در ترانه خود یك دگرگونى بوجود آورد وقتى ترانه «بوى خوب گندم» و یا «قصه دو ماهى» و یا «جمعهها» و یا ترانه معروف «حرف» را گفت شهرت خوبى پیدا كرد وقتى در اوج شهرت بود از طرف مسئول شوراى موسیقى از شهیار دعوت به عمل آمد در شوراى شعر و ترانه كه اعضاء آن اساتید و دانشمندان و شعرایى چون عماد خراسانى، محمد تفضلى- ابراهیم صهبا- فریدون مشیرى- سیمین بهبهانى و یكى دو نفر دیگر بودند شهیار جوانترین ترانهسراى آن روز عضو این شورا براى مدت دو سال بود بدینسو اشعار و ترانهها را كه مىبایست اجرا و پخش شود بررسى و مورد تصویب قرار مىداد شهیار ترانه زیادى براى خوانندگان آن روز مىسرود و سبك ترانههاى او وضع خاصى داشت و تشبیهاتى كه شهیار در اشعار خود داشت مورد تأیید اساتید قرار مىگرفت.
شهیار در بازیگرى و كارگردانى سینما
شهیار اولین بار در فیلم «چهره آشنا» كه به كارگردانى زندهیاد حسن خردمند بود و در پارس فیلم ساخته مىشد در نقش یك كودك 4 ساله شركت كرد كه كارش از نظر كارگردان فیلم جالب بود.
در دومین فیلم بنام «خانه خراب» كه در سال 1354 كه به كارگردانى نصرتاللَّه كریمى بود و شهیار هم «نقش جوان اول این فیلم را بازى كرد و در این فیلم علاوه بر نصراللَّه كریمى- شهلا- ژاله سام- جمیله شیخى- مرتضى احمدى و محسن مهدوى شركت داشتند.
كارگردانى در سینما
شهیار در سال 1355 فیلم «شام آخر» را كه خود كارگردان و فیلمنامهنویس آن بود ساخت. تهیه این فیلم آقاى على عباسى بود- فیلمبردار جمشید الوندى و موسیقى متن را واروژان ساخت هنرپیشگان این فیلم زندهیاد پرویز فنىزاده- محمدعلى كشاورز- و ایرن و نورى كسرایى و چند هنرمند دیگر شركت داشتند.
«جمعهها»
توى قاب خیس این پنجرهها
عكسى از جمعه غمگین مىبینم
چه سیاه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرهاى سنگین مىبینم
داره از ابر سیاه خون مىچكه
جمعهها خون جاى بارون مىچكد
نفسم در نمیآد جمعهها سر نمیآد
كاش مىبستم چشمامو این ازم برنمیآد
داره از ابر سیاه خون مىچكه
جمعهها جاى بارون مىچكد
عمر جمعه به هزار سال مىرسه
جمعهها غم دیگه بیداد مىكنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لباى بسته فریاد مىكنه
داره از ابر سیاه خون مىچكه
جمعهها خون جاى بارون مىچكه
جمعه وقت رفتنه موسم دل كندنه
خنجر از پشت میزنه اونكه همراه منه
داره از ابر سیاه خون مىچكه
جمعهها خون جاى بارون مىچكه
«قصهى دو ماهى»
ما دو تا ماهى بودیم توى دریاى كبود
خالى از اشكهاى شور از غم بود و نبود
پولكهامون رنگوارنگ روزهامون خوب و قشنگ
آسمونمون یكى خونمون یه قلوه سنگ
خندهمون موجها رو تا ابرها مىبرد
وقتى دلگیر بودم اون غصه مىخورد
تورهاى ماهیگیرا وا نمىشد
عاشقى تو دریا پیدا نمىشد
خوابمون مثل صدف
پر مرواید نور
پر شد این قصهى ما
توى دریاهاى دور
همیشه توك مىزدیم به حبابهاى درشت
تا كه مرغ ماهیخوار آمد و جفتمو كشت
دلش آتیش بگیره
دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه
سایهاش افتاده رو آب
بعد ما نوبت جفتهاى دیگه است
روز مرگ زشت دلهاى دیگه است
اى خدا كارى بكن یادش بره
كه یه ماهى این پایین منتظره
نمىخوام تنها باشم
ماهى دریا باشم
دوست دارم كه بعد از این
توى قصهها باشم
«بوى خوب گندم»
بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو
یه وجب خاك مال من هر چى مىكارم مال تو
اهل طاعونى این قبیلهى مشرقىام
تویى این مسافر شیشهاىیه شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاول تنپوش تو از پوست پلنگ
بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو
یه وجب خاك مال من هر چى مىكارم مال تو
تو بفكر جنگل آهن و آسمانخراش
من بفكر یك اطاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاك منه ساقه گندم تن تو
تن من تشنهترین تشنه یك قطره آب
بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو
یه وجب خاك مال من هر چى مىكارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبدهاش طلا
تن تو مثل تبر تن من ریشه سرد
طپش عكس یك قلب مونده اما رو درخت
بوى گندم مال هن هر چى كه دارم مال تو
یه وجب خاك مال من هر چى مىكارم مال تو
نباید مرثیهگو باشم واسه خاك تنم
تو آخه مسافرى خون رگ اینجا منم
تن من دوست نداره زخمى دست تو باشه
حالا با هرچى كه هست هرچه كه نیست داد مىزنم
بوى گندم مال من هر چى كه دارم مال تو
یه وجب خاك مال من هر چى مىكارم مال تو
«حرف»
اگه سبزم اگه جنگل- اگه ماهى اگه دریا- اگه اسمم همه جا هست- روى لبها تو كتابا
اگه رودم رود گنگم- مثل مریم اگه پاك- اگه نورى به صلیبم- اگه گنجى زیر خاك
واسه تو قد یه برگم- پیش تو راضى به مرگم
اگه پاكم مثل معبد- اگه عاشق مثل هندو- مثل بندر واسه قایق- واسه قایق مثل پارو
اگه عكس چلستونم- اگه شهرى بىحصار- واسه آرش تیر آخر- واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم- پیش تو راضى به مرگم
واسه تو قد یه برگم- پیش تو راضى به مرگم
اگه قیمتىترین سنگ زمینم
توى تابستون دستهاى تو برفم
اگه حرفهاى قشنگ هر كتایم
براى اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره
اگه كوهم پیش تو قد یه سوزن
اگه تنپوش بلند پر درختم
پیش تو اندازه دكمه پیرهن
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضى به مرگم
اگه تلخى مثل نفرین- اگه تندى مثل رگبار- اگه زخمى زخم كهنه- بغض یكدررو به دیوار
اگه جام شوكرانى- تو عزیزى مثل آب- اگه ترسى اگه وحشت- مثل مردن توى خواب
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضى به مرگم
تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.