يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

منوچهر خیرخواه

منوچهر خیرخواه
سرزمین كاشان، یكى دیگر از شهرهایى است كه نامداران بزرگى اعم از شاعر، هنرمند و صنعتگر تحویل اجتماع ایران داده كه در تاریخ هنر و شعر و صنعت این مرز و بوم جاى والایى دارند. منوچهر خیرخواه، یكى از این هنرمندان است كه در دى‏ماه 1314 در خانواده‏اى هنرمند در شهر كاشان متولد شد. او درباره‏ى خود، طى مصاحبه‏اى چنین اظهار داشت: «در یك خانواده‏ى مذهبى و اهل علم متولد شدم، پدر و عموهایم داراى صدایى رسا و گرم بودند فامیل مادرى هم اكثراً اهل ذوق و هنر بودند لذا مى‏توانم بگویم كه موسیقى به ویژه آواز در خانه ما موروثى است و به همین لحاظ من و دو برادرم داراى صدایى خوش بوده، بخصوص برادر بزرگترم كه از آوازى گرم و سبكى خاص برخوردار است و اولین مشوق من در كار آواز بوده است. من خواندن آواز را با تقلید ترانه‏ها و آوازهاى ردیفى كه به صورت مختلف از رادیو پخش مى‏شد آغاز كردم و همراه با تحصیل در انجمن‏هاى ادبى و هنرى دوستان شركت مى‏كردم. اشتیاق زیاد به خواندن آواز، موجب شد كه پس از پایان تحصیلات متوسطه، قدرى جدى‏تر با مسئله برخورد كرده و دامنه فعالیت را وسیع‏تر نمایم، از این‏رو، به توصیه دوستان خیرخواه هنرمند به انجمن خانه جوانان كه برنامه‏هاى مختلف هنرى در رادیو، تلویزیون، سالن‏هاى هنرى و تالار فرهنگ سابق داشت هدایت گردیدم و مدت دو سه سالى به اجراى برنامه در خانه جوانان و انجام كنسرت‏هایى در شهرستان‏ها به فعالیت پرداختم، سپس به منظور تعلیم و تربیت در خوانندگى و اجراى صحیح و اصولى آن، با راهنمایى و محبت دوستان هنرمند به حضور استاد فقید، شادروان اسماعیل مهرتاش معرفى گردیدم. مرحوم مهرتاش كه علاقه فراوانى به ترویج آواز اصیل ایرانى داشت، هیچ فردى را ناامید نمى‏كرد و هركس را مى‏پذیرفت خواه صدا داشت خواه صدا نداشت، زیرا معتقد بود افرادى هم كه صدا ندارند چنانچه در كلاس حضور یابند، حداقل با ردیف‏ها و گوشه‏هاى آوازى آشنا مى‏شوند و در موقع شنیدن آواز لذت بیشترى مى‏برند و همین آشنا شدن ایشان با موسیقى سنتى موجب رواج این هنر والا و آسمانى در خانواده‏ها مى‏گردد. به همین جهت براى مدتى شاید حدود یكى دو ماه هنرجو در كلاس به آنچه نواخته و خوانده مى‏شد گوش مى‏كرد و بعد از چندین جلسه شنیدن استاد سؤال مى‏كرد: «آیا در این مدت از كلاس استفاده برده‏اى یا خیر؟» لذا من هم همچون سایر هنرجویان جدیدالورود چندین جلسه فقط به ساز استاد گوش فراداده و از صداى دلنشین هنرجویان قدیمى مانند: جمال وفائى، منتشرى و سایرین كه در حال حاضر نامشان در خاطرم نیست لذت مى‏بردم، تا این كه یك روز، استاد پرسیدند: «آیا آنچه آقایان خواندند مى‏دانى چه نام دارد؟» گفتم: «سه‏گاه». فرمودند: «مى‏توانى، بخوانى». گفتم: «شاید». سپس آواز «سه‏گاه» را كه چندین جلسه شنیده بودم درآمد كردم و در ادامه آن یكى دو گوشه دیگر از آواز «سه‏گاه» را خواندم، استاد با لبخندى كه همیشه بر لب داشت، با تكان دادن سر تأیید كرد ولى از آن جایى كه استاد معتقد بود كه آواز از دو قسمت تشكیل مى‏گردد: صدا و شعر، لذا از اداى كلماتى مانند: «جانم»، «عزیزم»، «حبیبم»، و غیره به شدت ناراحت مى‏شدند و كراراً توصیه مى‏كردند هنگام آواز خواندن از به كارگیرى این قبیل كلمات جداً خوددارى گردد و ایرادى كه از من گرفتند اداى كلمات مذكور بود كه در شروع خواندن به كار گرفته بودم. از ویژگى‏هاى استاد، زیاد به خاطر دارم ولى چون بیان آن موجب طولانى شدن مى‏گردد، لذا به همین یكى دو مورد اكتفا كردم. به هر حال من از سال 1340 تا سال 1350، در محضر مرحوم استاد اسماعیل مهرتاش مشغول یادگیرى ردیف‏ها و گوشه‏هاى آواز موسیقى سنتى ایران گردیدم و با این كه از سال 1345 توسط استاد فقید شادروان مهدى خالدى به كلاس آواز تلویزیون كه زیر نظر زنده‏یاد مرتضى حنانه اداره مى‏شد معرفى گردیدم و تا مدت سه سال تئورى موسیقى، ریتم‏شناسى و سلفژ را آموختم، معذلك به سبب ارادتى كه به استاد داشتم، تا اواخر دوران حیات او، از ایشان جدا نبودم. ناگفته نماند كه در خلال این مدت از محضر استادان فقید همچون سلیمان امیرقاسمى، عبداللَّه‏خان دوامى، محمود كریمى، حسین قوامى و بخصوص دوست خوب و گرانمایه‏ام محمودى خوانسارى كسب فیض مى‏كردم. من از سال 1347 در تلویزیون با توجه به قرارداد منعقده فعالیت هنرى خود را رسماً شروع و تا سال 1352 به دلیل این كه وضعیت موسیقى در این دستگاه به صورت هركى هركى درآمد و با توجه به مشكلات ادارى كه به قولى: «آب باریك زندگى را نباید از دست داد»، دست از فعالیت‏هاى هنرى رسمى برداشتم ولى هیچوقت خود را از موسیقى جدا نكردم و بین خود و این هنر والا، نگذاشتم فاصله ایجاد شود و بیشتر اوقات را با مرحوم محمودى خوانسارى كه سال‏هاى متمادى با او افتخار دوستى داشتم به بحث و تبادل‏نظر در رابطه با موسیقى مى‏گذراندم و به همین مناسبت پس از وفات نابهنگام او، استاد شاپور نیاكان به دلیل ارادتى كه به وى داشت به یاد او آهنگى در مایه «افشارى» ساخت كه من به همراهى تار آقاى مهندس ناصر كشاورز و ضرب عزیزاللَّه حكیمى اجرا نمودم و شاید همین امر باعث شد كه مجدداً فعالیت خود را در رادیو، با برنامه «ره‏آورد»، با آهنگى در «سه‏گاه» از مجتبى میرزاده شروع نمودم».
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.