حسن یزدانیان
مرحوم حسن یزدانیان، از خوانندگان خوش صوت بود كه بیشتر به خواندن سرودها و اشعار مرثیهاى مىپرداخت وى در سال 1317 شمسى در شهر نجفآباد اصفهان متولد شد و چون پدر وى داراى صدایى خوش و زیبا بود، حسن صداى خوش خود را از پدر به ارث برده و در نوجوانى و جوانى براى دل خود و دوستان بیشتر وقتها مىخواند، شادروان حسن یزدانیان درباره فعالیتهاى خوانندگى و نحوه كشیدن شدن خود به رادیو و تلویزیون چنین بیان داشته بود:
«در سالهاى كودكى به دنبال كار و فعالیت بودم، یعنى این كه به رسم آن روز ولایت كه تحصیل كردن كار هر كسى نبود و توان و بودجه خاصى را لازم داشت، من حرفه «كارگرى» را پیشه كرده بودم و امیدم به این بود كه روزى شغلى یاد خواهم گرفت و وقتى به استادى رسیدم براى خود مغازه و كارگاهى باز خواهم كرد و شاگرد و شاگردهایى خواهم داشت. آنچه در كودكى به آموختنش پرداخته بودم تا همین چند وقت پیش و حتى كم و بیش تا همین امروز هم با من بوده و هست و آنان كه آشنایى بیشترى با من دارند مىدانند كه نخستین شغلى كه داشتم خیاطى بوده و هنوز هم با وجود اینكه به سبب برخى كسالتها ناگزیر هستم كمتر به این كار بپردازم، اما هر چند گاه و هر وقت كه نیازى باشد به دوخت و دوز مىپردازم و براى خود و دیگران كت و شلوار مىدوزم.
باید یادآور شوم كه پدرم صداى خوشى داشت و هرچند هرگز نخواسته یا نتوانسته بود نان خوشصدایىاش را بخورد اما كارى هم نكرده بود كه كسى از خوش صدایى او خبر نشود به همین دلیل هم افراد خانواده و فامیل اغلب فرصت یافته بودیم كه صداى خوش او را به هنگام خواندن «شعر» و آواز بشنویم. ظاهرا بین افراد خانواده، من بیشتر از همه به صداى پدر علاقه داشتم و تحت تأثیر قرار مىگرفتم و گویا پدرم نیز بیشتر از همه به این علاقه داشت كه من در شنیدن آواز وى و آموختن موسیقى دقت بكنم. بعدها فهمیدم وقتى شش، هفت ساله بودم از طریق حركات حرف ها و گرایشهایى كه از خود نشان داده بودم، پدرم متوجه استعداد و علاقهام به موسیقى شده بود، به همین خاطر هم تشویقم كرده بود كه پیش خودش به تمرین آواز بپردازم.
اگر قبول داشته باشیم كه داشتن صداى خوش هم مثل چیزهایى از قبیل موروثى است در آن صورت باید بگویم كه در بین افراد خانوادهمان این ارث از پدر به من رسیده است.
یادم هست كه اوایل كار را با خواندن آوازهاى مثنوى شروع كردم و سیزده ساله بودم كه پیش یكى از بستگانم به نام آقاى غلامعلى پوراحمد رفتم تا از آگاهىهایش درباره نواهاى موسیقى استفاده كنم. لازم است بگویم كه آقاى غلامعلى پوراحمد در آن ایام یكى از بهترین نوازندگان نى در شهر ما بود و در این كار تسلط فراوان داشت. در مدتى كه پیش ایشان بودم توانستم نه در حد یك كاردان بلكه در حد یك شیفته و علاقمند اعتبار محضرش را درك كنم و همین بس كه هنوز هم گوشهایم پر از حرف ها و صداهایى است كه از او شنیدهام».
دوران كودكى را حسن یزدانیان بهسرعت پشت سر نهاد و در سن پانزده سالگى به تهران آمد، مدتى نزد استاد احمد عبادى رفت و پس از چندى كه از محضر این هنرمند بزرگ فیض برد به كلاس مرحوم استاد مهرتاش رفت و این دو استاد، بسیارى نیاموختهها را به وى آموختند و در كلاس اینها بود كه ردیفها و گوشههاى موسیقى ایرانى را به خوبى شناخت و فراگرفت و به رادیو و تلویزیون راه یافت و هر بامداد از رادیو ایران سالها صداى مناجات وى و شركت او را در مراسم جشنهاى مذهبى و یا ایام سوگوارى شاهد بودیم، حسن یزدانیان به رحمت ایزدى پیوسته، روانش شاد.
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.