خوشبخت فرازمندیان
خوشبخت فرازمندیان یكى از هنرمندان به نام و خودساخته كرمانشاه مىباشد كه به سال 1339 پا به عرصه گیتى نهاد. وى فرزند میرزا محمدقاسم فرازمندیان است كه در خطه كرمانشاه به شغل شریف آموزگارى مشغول بود و در خطاطى و سروده اشعار در این منطقه صاحب نام بود كه در ضمن با صنایع ظریفه از قبیل ساختن مجسمههاى چوبى، قلمدانهاى نفیس و منبتكارى آشنایى كامل داشت و آثار به یاد ماندنى از خود به یادگار نهاده است.
خوشبخت فرازمندیان به موسیقى از دوران كودكى علاقه پیدا كرد و مدت سه سال نزد هنرمندى جهت نواختن این ساز وقت صرف كرد ولى عاقبت ساز تنبور را برگزید و خود در این باره مىگوید:
«من ابتدا ویولن مىنواختم و براى پیشرفت كارم روزانه چندین ساعت ویولن مىنواختم ولى روزى نواى دلنشین تنبور درویش امیر حیاتى را كه به حق از استادان مسلم این ساز عارفانه مىباشد شنیدم به شدت تحت تأثیر ساز او قرار گرفتم و مبادرت به خرید نتبور كردم و به علت این كه در مناطق كردنشین تنبور و تنبورنوازى متداول مىباشد با كسانى كه در این زمینه اطلاعاتى داشتند مقدمات را شروع و سپس در محضر استاد بزرگوار و بینانگذار تنبور كلاسیك سید امراللَّه شاهابراهیمى كه از دوستان صمیمى پدرم مىباشد كسب فیض نمودم و همزمان تمرینات جزئى در زمینه سهتار و تار نیز داشتم.
پس از چندى بنا به عللى به تهران آمدم و زندگى در این شهر را انتخاب كردم. روزى به اتفاق چند تن از دوستان هنرمند خود خدمت زندهیاد استاد احمد عبادى رسیدیم كه این امر باعث شد پنجهشیرین و سحار وى تمام وجودم را تسخیر كند و از آن میان در صدد برآمدم كه نزد استاد رفته و از محضر پربار و فیاض او كسب علم و دانش موسیقى نمایم، لذا دست به دامن یكى از دوستان خود كه از اقوام نزدیك استاد بود شدم و ایشان مرا نزد استاد برد و من مدت دو سال به طور مداوم نزد استاد على عبادى بودم و كسب فیض نمودم و اكنون نواختن سازهاى سهتار، تنبور را به خوبى آشنایى دارم و تا حدودى هم به نواختن ساز تار، در مورد سازندگى ساز و در واقع سازگرى باید بگویم در همان زمان كه میل به آموختن موسیقى داشتم سازهایى كه خریدارى كرده بودم از كیفیت خوبى برخوردار نبودند، روزى تنبور خوبى دیدیم درصدد مقایسه برآمدم و كمكم حس كنجكاوى من باعث شد كه تنبورى بسازم و ساختم و حدودى هم موفق گشتم و با تشویق دوستانم امیدوار شدم و مجددا تنبور دیگرى ساختم، این بار نیز بهتر از تنبور قبلى بود و مقدارى ابزار ابتدایى تهیه و جهت امتحان تارى ساختم از نظر فرم و شكل ظاهرى زیبا بود اما كیفیت صدایى نداشت و روز به روز عشق و علاقهام به ساختن بیشتر مىگردید و در زندگى فقط به كارم فكر مىكردم، خلاصه باید اعتراف كنم كه شبها هنگام استراحت و خواب فقط در پى گمشدهاى بودم و به آن پى برده بودم كه حقیقتى است كه ساز را خوشآهنگ مىكند و این حقیقت كدام است. در عالم خیال خود را درون كاسه تار مىكردم، در تصور تار پوست كشیده و آماده دست نوازنده، گاهى ایراد را از قطر، گاهى از پوست، گاهى از خرك و... تا اینكه خوابم مىبرد و الحق كه هرچه پیدا كردم در همان خواب و خیالهاى شب و كار و فعالیت و به كار بستن همان خواب و خیال در روز مىبود و این حقیقت چیزى جزء تجربه و صبر و فعالیت نبود.
به هر حال ساختم سازها و تارهایى كه حدود 103 تار را مىتوانم نام ببرم كه 35 عدد آنها داراى پروندههایى است كه مشخصات عمده آنها از قبیل نوع چوب، قطر و خلاصه بیوگرافى كاملى دارند و صاحب شناسنامه مىباشند. شكل ظاهرى این تارها كاملا از تارهاى استاد یحیى تقلید شده و با ابزارهاى بسیار دقیق اندازهگیرى و ساخته شدهاند و داراى مهر بیضى كه اسم خوشبخت در آنها نوشته شده جزء تارهاى درجه دوم محسوب مىشوند و تارهایى كه به مهر گرد ممهور گردیدهاند كه بیش از پانزده سال از فعالیت و كار و زحمت و تجربهاندوزىام در این صنعت گفتگو مىكند و آموختم كه خرك و پوست نیز باید از موادى كه صداگیر هست تخلیه و موفق به كشف مادهیى شدهام كه این نقیصه را از بین برده و تار صداى خوشترى نیز پیدا مىكند».
خوشبخت فرازمندیان غیر از ساخت ساز، نوازندهیى خوب و هنرمند است كه مدت هشت سال است مشغول تدریس سازهاى سهتار و تنبور به هنرجویان مىباشد.
تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.