محمد سعید
محمد سعید، از هنرمندان بااستعداد در موسیقى ایران است كه به سال 1335 در تهران متولد شد. خانواده او همگى اهل هنر و به موسیقى به خصوص موسیقى ایرانى علاقمند بودند. پدر او، نى را بسیار شیرین مىنواخت و بیشتر روزها، صداى این ساز دلانگیز به گوش اهل منزل مىرسید و آنان را محظوظ مىكرد.
محمد سعید از همان كودكى از یكى از گلدانهایى كه در منزل آنها موجود بود، براى خود تنبكى درست كرد و از روى موسیقى رادیو شروع به تمرین نواختن ضرب نزد خویش نمود و به قدرى از خود استعداد و قریحه در این كار نشان داد كه خیلى زود توانست ریتمهاى 2 / 4 و 3 / 4 8 / 6 را به خوبى بنوازد و در مدرسه آوازه نواختن ضرب وى به گوش اولیاء مدرسه رسید و از وى خواستند كه او در جشنهاى مدرسه شركت نماید و از همین زمان، رسما صاحب یك تنبك خوب ولى معمولى شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایى، وى وارد دبیرستان جهت تحصیلات متوسطه گردید ، او درباره فعالیتهاى هنرى خود مىگوید:
«پس از اینكه، دوره ابتدایى را به پایان بردم، به دبیرستان رفتم، در دبیرستان دبیرى داشتم به نام آقاى ماجدى كه فن نواختن فلوت و ویولن را براى دانشآموزان تدریس و بیان مىكرد كه من توسط وى با نواختن اصول اولیه فلوت و ویولن آشنا گردیدم، در سال دوم دبیرستان به نواختن سنتور علاقمند شدم و با تهیه سنتور مشغول فراگیرى نواختن این ساز شدم، تا اینكه سال سوم دبیرستان را به پایان بردم، در این سال بنا به تشویق برادر اندیشمند و هنرمندم رحمان سعید، در كنكور ورودى دانشسراى هنر شركت كردم و پس از قبولى براى اینكه بتوانم همزمان با تحصیل در دانشكده هنر، از سبك و كار استادان و هنرمندان دیگر خوشهاى بچینم به كلاس محمد بهارلو كه از شاگردان خوب و دلسوز استاد ابوالحسن صبا مىباشد رفتم و به فراگیرى ویولن و نواختن این ساز پرداختم».
در این كلاس، كتابهاى دوم و سوم و تكنیكهاى آرشه و انگشت را فراگرفته و نواختم، سال بعد ضمن ادامه تكنیكها و آشنایى هرچه بیشتر با فن نواختن این ساز، اقدام به فراگیرى فلوت بوهم نزد استاد عباس خوشدل پرداختم و پس از چندى در كلاس ریتمشناسى هنرمند سرشناس بهمن رجبى رفتم و به فراگیرى نواختن صحیح ضرب پرداختم.
چون محیط دانشسرا، بسیار علمى و هنرى بود، پیوسته برایم فرصت آشنایى و یادگیرى با سازهاى دیگر پیش مىآمد: كلارینت را نزد هنرمند باارزش رضا یاورى، تار را، در خدمت هنرمند ارجمند فریدون حافظى، پیانو را از رومانو ، سلفژ و تئورى موسیقى را از روئیفر و هنرمند باارزش كامبیز روشنروان فراگرفتم و علاوه بر موسیقى با شاخههاى هنرى دیگر از جمله: همآوازى، نقاشى و خوشنویسى، مجمسهسازى، سینما و تئاتر آشنا شدم و پس از فارغالتحصیل شدن هم باز به تحصیل و سیر و تفحص در دنیاى بىكران موسیقى ایران ادامه دادم و با عشق و ارادتى كه به استاد ابوالحسن صبا طى دوران تحصیل به آن مرد بزرگ پیدا كرده بودم، با مجالست با اساتید روز و پرس و جو درباره آثار استاد صبا، هر روز بر دانش خود افزودم.
سال 1356 به خدمت سربازى رفتم و در گروه سپاه بهداشت در منطقه كهگیلویه و بویراحمد مشغول خدمت گردیدم، در آنجا از مسئول فرهنگ و هنر شهر خواستم تا مرا به یاسوج مركز بویراحمد روانه كند تا بتوانم در زمینه موسیقى و اشاعه آن در آن دیار محروم كمك نمایم. ایشان با این درخواست من موافقت كرد و من به عنوان معلم موسیقى در خانه فرهنگ شهر مشغول كار شدم، و به شناسایى هنرمندان آن شهر پرداختم.
پس از چندى با جمعآورى چند تن از هنرمندان آنجا كنسرتى در تنها سالن آن شهر كه یك سالن سینما بود، برپا نمودم. این نخستین قدم هنرى من در این شهر بود، با پیوندى كه طى دوران خدمت سربازى با این مردم پیدا كردم، توانستم زبان و موسیقى و آداب خاص محلى این قسمت از وطن عزیزمان ایران را فراگیرم و در سراسر زندگى از آن بهرهور شوم.
پس از پایان خدمت سربازى، به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدم و در یكى از مناطق جنوب شهر به تدریس مشغول گردیدم و با ساختن آهنگها و سرودهاى كودكانه موسیقى اصیل ایران را به ایشان آموختم كه كمكم تجربه تدریس علم موسیقى برایم لذتبخش شد و بیشتر ساعات روزم را با كودكان بااستعداد در موسیقى بسر مىبردم و به ایشان درس اضافى مىدادم تا هرچه بیشتر در این باره بارور گردند.
پس از چندى به تهران آمدم و چون همیشه طلبه و جویاى یادگیرى بوده و هستم، نزد حبیباللَّه صالحى استاد تار رفتم و پیشدرآمدهاى استاد علىاكبر خان شهنازى را فراگرفتم و پس از آن نزد هنرمند باارزش عطاءاللَّه جنكوك رفتم و از راه حضور و همنوازى از استادانى مثل رضا ورزنده و فضلاللَّه توكل آموختم وساز سهتار را مجددا به كلاس استاد محمد بهارلو رفتم و در این كلاس با نواختن این ساز عرفانى نیز آشنا گردیدم.
پس از مدتى به كلاس خوشنویسى استاد میرخانى رفتم و مشغول فراگیرى خوشنویسى در كلاس این استاد شدم و پس از یك سال به تركیه رهسپار گردیدم، در آنجا با هنرمند مشهور و نوزانده قانون و عود آن دیار آشنا شدم، این هنرمند، بر خلاف دیگر نوازندگان قانون، این ساز را با ده انگشت مىنواخت و آكوردهایى را با دست چپ و ملودىهایى را با دست راست مىگرفت، این شیوه را از ایشان آموختم و پس از مراجعت به وطن، براى نوازندگان قانون بیان كردم كه مورد توجه ایشان قرار گرفت.
به هر حال هنوز مدتى از بازگشتم به وطن نگذشته بود كه به مدرسه تیزهوشان منتقل شدم و با عنوان معلم رسمى هنر، 10 كلاس 30 نفرى را اداره میكردم و با روشهاى تدریسى كه داشتم، در بچههاى بااستعداد انگیزه و رغبت شایانى ایجاد كردم كه در زمینه موسیقى فعال شدند و اركسترى از همین دانشآموزان تشكیل شد كه با برپایى كنسرت، كارهاى هنرى مدرسه را پیش مىبرد و اداره مىكرد.
پس از چندى سفرى به چند كشور عربى كردم و با هنرمندان و سازهاى آن ممالك آشنا شدم كه در بازگشت جعبه نى مرحوم حجازى را خریدارى و با خود به ایران آوردم. در سال 1363 از طرف سازمان جهانى یونسكو مأمور جمعآورى گروهى موسیقى سنتى براى اجراى برنامه موسیقى در فستیوال جهانى كه در فرانسه برپا مىشد گردیدم، سپس خود را چون طلبه مىدانم و آنچه تاكنون فراگرفتهام را كافى نمىدانم و معتقدم كه هنوز چیزى نمىدانم، لذا به كلاس محمد موسوى رفتم و روش نىنوازى وى به شیوه ایشان آموختم كه در اینجا لازم مىدانم از این مربى و معلم خوب دلسوز تشكر نمایم. عطش من براى یادگیرى و نواختن كلیه سازها و اصولا دانستن همه چیز مربوط به موسیقى به خصوص موسیقى ایرانى، مانند كسى بود كه مىخواهد به چند زبان صحبت كند.
در اسفندماه سال 1368 همراه با سایر هنرمندان، در اركستر سنتى معراج در تالار وحدت ظاهر شدم و مدت 4 شب به اجراى برنامه در این تالار پرداختم. سپس با توجه به شغل معلمى، من در جنوب شهر در تالار اجتماعات شریعتى در چهارصد دستگاه نازىآباد كنسرتى گذاشتم و باب جدیدى در اجراى برنامههاى هنرى خود باز نمودم، و بهطور كلى علاوه بر تدریس موسیقى به معلمین منطقه جنوب، كار كنسرتى خود را در دانشگاههاى ایران همراه با دوستان هنرمندم شروع كردیم كه ابتدا كنسرتى در دانشگاه آزاد، سپس دانشكده پزشكى تهران و پس از آن دانشگاه علوم انسانى مشهد بود و پس از مدتى همكارى با سازمانهایى مثل رادیو و تلویزیون همكارى جانبى را ادامه داده و دست به اجراى برنامههاى هنرى مكرر در تالار اندیشه زدم كه حدود یكصد كنسرت مىگردد.
به عنوان سلیست نى در فیلم «آفتاب و عشق» و سلیست ویولن فیلم «مخترع 2001» شركت داشتم و در بزرگداشت شاعره بلند آوازه ایران پروین اعتصامى بنا به دعوت هنرمند باارزش مهندس همایون خرم در جمع شعراى ایران تكنوازى سنتور و ضرب داشتم كه قطعاتى از ساختههاى خود را در دستگاه همایون نواختم كه مورد استقبال قرار گرفت.
من ابتكاراتى روى سازهاى مختلف انجام دادهام كه بدین طریق مىباشد:
1-سرى و كرن كردن فلوت بوهم را به وسیله واشر براى نواختن ردیفهاى موسیقى ایرانى.
2-اضافه كردن سه سوراخ به نى براى سرعت و سهولت در نوازندگى.
3-سرى و كرن كردن ماندولین و گیتار براى قطعات ایرانى.
4-ساختن سپنین (با سنتور كروماتیك) كه داراى 80 خرك است و وسعت اجرایى بسیار دارد.
5-مضرابهاى مختلفى براى سنتور مضراب آكورد».
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.