بایسنغر
فرزند شاهرخ پسر تیمور (837 -802) كه خود از خوشنویسان و هنرمندان بود و اهل هنر را تشویق بسیار مىكرد و در كتابخانهى او پیوسته چهل تن از خوشنویسان و مذهبان و مصوران مشغول كتابت و تذهیب و تصویر بودند. بایسنقر میرزا در خطوط اصول (شش- قلم) شاگرد شمسالدین محمد بن حسام هروى معروف به شمس بایسنغر بوده است و خود در خط محقق و ثلث از استادان برجسته. كتیبهى پیش طاق مسجد گوهرشاد مشهد به خط ثلث اوست كه در بیست سالگى نوشته و از قدرت و قوت قلم سحر و معجزهاى به یادگار گذاشته است. كتابت بزرگترین قرآن موجود به خط محقق نیز اثر ارزندهى اوست كه هماكنون بعض صفحات آن در موزهى آستان قدس رضوى و كتابخانهى سلطنتى و كتابخانهى ملى و موزهى ایران باستان و كتابخانهى ملك و بعضى مجموعههاى خصوصى موجود است و منسوب به او مىدانند و بعضى از اوراق آن هم در امامزادهاى در قوچان بوده است چه در حدیقالحقایق است كه:
«... از زلزله جز همان امامزاده سلطان ابراهیم بن على بن موسىالرضا (در قوچان) چیزى باقى نمانده و بعضى اوراق قرآن خط میرزا بایسنغر بن میرزا شاهرخ ابن امیر تیمور گوركانى در آنجاست. گویند نادرشاه افشار از سمرقند به آنجا آورده از عجایب آثار است: طول صفحه دو ذرع و نیم، عرض یك ذرع و ده گره، طول سطر یك ذرع، عرض سطر پنج گره، بینالسطور یك چارك اندازهى قلم صد یك ذرع، و شاه شهید در سفر خراسان دو صفحه از آن را براى اطاق موزه به تهران آورد». حدایقالحقایق ج 3، ص 313.
بایسنغر میرزا در سنین جوانى (سى و پنج سالگى یا سى و هشت سالگى) در هرات بدرود حیات گفت. مولف «حبیبالسیر» دربارهى او مىنویسد: «به مجالست ارباب عالم و كمال به غایت مایل و راغب بود و در تعظیم و تبجیل اصحاب فضل و هنر در هیچ وقتى از اوقات اهمال و اغفال نمىنمود و خردمندان كامل از اطراف و اكناف ایران و توران به هرات آمده در آستان مكرمت آشیانش مجتمع مىبودند، و بلغاى وافر كیاست و فصحاى صاحب فراست از اصار و امصار عراق و فارس و آذربایجان به درگاه عالم پناهش شتافته صبح و شام ملازمت مىنمودند و آن شاهزاده عالى شأن در تربیت و رعایت تمامى آن طایفه گرامى كوشیده همه را به وفور انعام و احسان مسرور و شادمان مىساخت و هر كس از خوشنویسان و مصوران و نقاشان و مجلدان در كار خویش ترقى مىكرد به همگى همت، به حالش مىپرداخت».
بایسنغر میرزا دوستترین و بانى زیباترین مكتب كتابسازى در ایران بوده است و در هیچ دورانى به اندازهى زمان او نسخههاى نفیس و زیبا نوشته و تصویر نشده است به طورى كه در كمتر كتابخانهاى در جهان ممكن است از كتابهاى كتابخانهى بایسنغر نسخهاى یافته نشود.
(837 -802 / 801 ق)، خطاط، ادیب و شاعر. در سال 820 ق پدرش سمت قاضى القضاة دربار خود را به او داد و در سال 835 ق تبریز را تصرف كرد و در همان سال حاكم استرآباد شد. در اواخر عمر به علت اینكه اخترشناسان عمر او را چهل سال بیشتر تخمین نزده بودند، به میگسارى پرداخت و دست به كارهاى ناشایست زد. وى ذوقى ادبى و هنرى داشت و اشعار و آثار فارسى را به دقت مطالعه مىكرد و در سرودن اشعار فارسى و تركى نیز مهارت داشت. مجلس او مجمع شاعران، مورخان، خوشنویسان و نقاشان ایرانى بود. خود در خط استاد بود و شاگرد شمسالدین محمد هروى خوشنویس. خطوط محقق و ثلث را به مهارت مىنوشت و اوراق قرآنهایى كه به خط خود نوشته، هنوز در دست است و رقم استادانه او بر طاق و اطراف سر در مسجد گوهرشاد كه آیاتى از قرآن مجید نوشته، ظاهر است. میر على، خوشنویس معروف، و بسیارى دیگر از خوشنویسان آن عصر در كتابخانه او كار مىكردند، بایسنقر در نقاشى و تهذیب نیز دست داشته و بانى زیباترین مكتب كتابسازى در ایران بوده است. نسخهاى از شاهنامه به دستور وى فراهم شد و خود مقدمهاى بر آن نوشت كه به «دیباچه بایسنقرى» و یا «شاهنامهى بایسنقرى» معروف شد. در تذكرهى «صبح گلشن» سال ولادت او 835 ق و سال وفاتش 865 ق ذكر كرده است. از آثار او: كتیبهى پیش طاق مسجد گوهرشاد مشهد به خط ثلث كه در بیست سالگى نوشته است.[1]
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.