ابوالقاسم امینی
متولد 1284، فرزند امینالدوله و اشرف فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه. تا 1320 هیچگونه فعالیت اجتماعى و سیاسى قابل توجهى نداشت و بیشتر وقتش صرف رسیدگى به املاك و مستغلات خود و مادرش مىشد. ظاهراً كارمند وزارت دارائى بود، ولى در كار دولتى سمت مهمى نداشت. مهمترین شغلى كه در وزارت دارائى گرفت، ریاست ادارهى پخش داخلى بود. بعد از رفتن رضاشاه و طلوع آزادى نسبى، روزنامهى معتبرى به نام امید به سردبیرى نصراللَّه فلسفى استاد دانشگاه دائر كرد. این روزنامه را عدهاى از نویسندگان معروف آن روز اداره مىكردند كه از لحاظ روزنامهنگارى موقعیت ممتازى داشت و برخلاف سایر مطبوعات آن روز حملات شدید و هتاكى نداشت و تمام طبقات از آن استفاده مىكردند. در دورهى چهاردهم از رشت به نمایندگى انتخاب شد و در ادوار پانزدهم و شانزدهم نیز وكیل بود. در فترت مجلس چهاردهم و پانزدهم مدتى هم سمت استاندارى اصفهان را داشت؛ البته این انتصاب در نخستوزیرى قوامالسلطنه انجام گرفت.
در 1331 كه دكتر محمد مصدق پس از چهار روز كنارهگیرى بار دیگر به نخستوزیرى رسید، اختیارات زیادى گرفت، گذشته از وزارت دفاع ملى و امور قشون، دربار پهلوى را نیز زیر نظر قرار داد و تعیین وزیر دربار جزو اختیارات وى قرار گرفت. او ابوالقاسم امینى را براى این سمت انتخاب كرد. گذشته از او، كسان دیگرى از خاندان امینى كه در واقع با خود وى قرابت نزدیكى داشتند به مشاغل مهمى رسیدند، از جمله دكتر على امینى مدتى وزیر اقتصاد ملى بود. سرتیپ محمود امینى فرماندهى ژاندارمرى كل كشور و سرلشكر حسن امینى بازرسى وزارت دفاع را به عهده داشتند و ظاهراً همهى آنها از هر حیث مورد حمایت و محبت بودند.
ابوالقاسم امینى تا 25 مرداد 1332 كه شاه از رامسر فرار كرد و به بغداد و سپس به رم رفت، در سمت وزارت دربار بود، اما كاسه و كوزه را سر وزیر دربار شكستند كه چرا قبلاً گزارش فرار شاه را به نخستوزیر نداده است. او را از وزارت دربار به زندان فرستادند و تحت بازجوئى قرار دادند. نتوانست بیش از 48 ساعت زندان را تحمل كند. نامهاى نوشت و به شاه توهینها كرد و او را «پسره» خطاب كرد. نامهاش چند بار در رادیو قرائت شد. بعد او را از زندان آزاد كردند، ولى از بخت بد چند روز بعد شاه بازگشت و این دفعه مأمورین حكومت نظامى شاه بازداشتش كردند و در سیاهچال زندان انداختند. از زندانى شدنش چند روزى نگذشته بود كه برادرش على امینى در كابینهى زاهدى مهرهى حساسى شد و وزارت دارائى و مسئولیت حل مسئلهى نفت را عهدهدار گردید. شفاعت او و زاهدى باعث شد ابوالقاسم امینى از بند آزاد گردد. او از آن پس دیگر گرد سیاست نچرخید. در جوانى با دختر ابراهیم زند ازدواج كرد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.