ابوالفتح قاجار
ملقب به سالارالدوله، سومین فرزند ذكور مظفرالدینشاه از بطن خانم نورالدوله در 1260 در تبریز تولد یافت. وقتى به سن رشد رسید، تحصیلات خود را تحتنظر معلمین داخلى و خارجى آغاز كرد. در رشتههاى مختلف از جمله ادبیات فارسى، مقدمات عربى، تاریخ و جغرافیا و فنون ریاضى پیشرفت نمود. زبان فرانسه را به طور كامل فراگرفت. در تعلیمات نظامى ذوق و شوق بیشترى از خود نشان مىداد. همه روزه در پادگان حضور یافته در معیت سایر سربازان به آموزش نظامى مىپرداخت به طورى كه اطلاعات وى در همهى زمینهها موجب اعجاب بود. وى از دوران كودكى مردى جسور، بیشىطلب، سركش، جاهجو، مقتدر و خودخواه بود. ناصرالدینشاه در سفر سوم خود به اروپا چند روزى در تبریز توقف كرد، نوههاى خود را از لحاظ تحصیل و آموزش نظامى امتحان كرد. اطلاعات و شجاعت ابوالفتح میرزا نوهى دهسالهاش او را تحتتاثیر قرار داد، به او منصب سلطانى در فوج امیریه و قراولى مخصوص كه از اهم مشاغل نظام بود داد و دستور صادر كرد همه ساله از وضع تحصیلى او گزارشى تهیه و ارسال دارند. در سال 1312 گزارش ارسالى براى شاه موید این نكته بود كه ابوالفتح در كلیه شئون درسى در حد كمال قرار گرفته است. شاه او را به تهران فراخواند، پس از آزمایشات زیادى كه به عمل آورد، درجهى نظامى نوهى چهاردهسالهى خود را از سلطانى به امیرتومانى (سپهبدى) ارتقاء داد و لقب سالارالدوله به او بخشید و قرار شد هفتهاى دو شب نگهبان مخصوص خوابگاه شاه باشد.
مظفرالدین میرزا در اولین سال سلطنت خود، ایالت كرمانشاه و سرحددارى عراق را به او سپرد. از همان روزهاى اول دست چپاول و غارت به اموال مردم دراز كرد، شكایت و سر و صدا به تهران رسید. شاه تلگراف سختى به او زد و پیشكارش را تغییر داد ولى سالارالدوله چون خیالاتى در سر داشت، به جمع مال پرداخت و چند ازدواج مصلحتى با اكراد به عمل آورد و از مداخلى كه به دست آورده بود، چندین ده آباد خرید. پس از چندى حكومت خوزستان و لرستان و بروجرد را به او دادند. او خواست منطقهى عشیرهنشین لرستان را براى خود نیمه مستقل گرداند و روى این اصل با دختر والى پشت كوه ازدواج كرد و كوشید برخى از عشایر را مسلح سازد. هدفش از این كار تصاحب تاج و تخت ایران بعد از پدرش بود. در سال 1323 ه.ق والى كردستان گردید. پس از ورود به سنندج اعلام نمود كه پدرم كردستان را به من بخشیده است و من نسبت به جان و مال مردم اختیار دارم. چند نفر را سر برید، عدهاى را به حبس انداخت، وجوه زیادى از ملاكین گرفت و تمام آنها را قریه و ده خرید. ظلم و فشار به مردم و رعیت به حدى رسید كه عدهاى از كردستان به تهران رفتند و مظالم شاهزاده سركش و قلدر را به گوش شاه رساندند. سرانجام از كردستان تغییر كرد. پس از چندى مجددا والى كرمانشاه شد. وقتى برادرش محمدعلىشاه به تخت نشست، او مدعى سلطنت ایران شد و در كرمانشاه و لرستان تاجگذارى كرد و سكه به نام خود ضرب نمود ولى پس از مدتى با صلاحاندیشى رجال و روساى ایل قاجار مخصوصا میرزا علىاصغرخان اتابك، به همان حكومت اكتفا نمود.
وقتى مجلس اول مستمرىها و حقوق شاهزادگان را تقلیل داد و مستمرى او را از بیست و چهار هزار تومان به دوازده هزار تومان رسانید، كمر قتل مشروطیت را بست و منتظر فرصت نشست تا اینكه محمدعلى شاه پس از خلع خود براى تصاحب سلطنت وارد ایران شد، سالارالدوله با وى همراهى نمود و سپاه عظیمى از كرمانشاه و لرستان گردآورى كرد و اراك و همدان و شهرهاى مسیر خود را تحت سلطهى خویش قرار داد و هدایاى زیادى از مردم گرفت ولى سرانجام از قواى دولتى و مجاهدین شكست خورد و از ایران خارج گردید و به سوئیس رفت. در سال 1329 شوستر آمریكائى خزانهدار، براى وصول مالیات معوقه شاهزادگان از جمله همین سالارالدوله اقدام كرد و املاك آنها را تصرف نمود ولى با دخالت قزاقخانه كه تحتنظر روس بود، دولت عقبنشینى كرد. ظاهرا دولت روس مدعى بود كه سالارالدوله تبعه روسیه است.
وى یك بار دیگر به نفع محمدعلى میرزا به ایران حمله كرد. این بار هم كارى از پیش نبرد. وقتى برادرش از این كار منصرف شد، سالارالدوله دو بار براى گرفتن ایران و سلطنت خود از طریق كرمانشاه قیام نمود. بار اول در نزدیكىهاى كرمانشاه بین قواى او و قواى دولتى كه به سرپرستى یپرم مىجنگیدند، نبرد سختى درگرفت. یپرم در این جنگ كشته شد معذالك سالارالدوله شكست خورد. چند ماه بعد مجددا قوائى فراهم نمود، كرمانشاه را تصرف كرد. این بار عبدالحسین میرزا فرمانفرما شوهرخواهر او، مامور دفع غائله گردید و باز نبرد به نفع دولت مشروطه پایان پذیرفت. سالارالدوله پس از شكست از قواى دولتى، به كنسولگرى روس در كرمانشاه رفت و در آنجا متحصن شد و خروج خود را از ایران موكول به برقرارى مستمرى كرد. دولت ناچار در اثر فشار روسیه، با تقاضاى او موافقت نمود و قرار شد سالیانه مبلغى به وى بپردازند و از ایران خارج شود. سالارالدوله تا سال 1303 ش گاهى در سوئیس و زمانى در اطریش و عثمانى و روسیه در رفت و آمد و گردش بود. چون زوال احمدشاه برادرزادى خود را احساس نمود، به خرمشهر و اهواز وارد شد و با خزعل مذاكراتى انجام داد تا با مساعدت و كمك او سلطنت ایران را تصاحب كند. ولى سیمرغ براى حكومت ایران طرحى تازه و نو داشت و خود خزعل نیز در مسیر انهدام قرار گرفته بود. وقتى سلطنت ایران نو شد، سالارالدوله براى همیشه از خیالات خود صرفنظر كرد. به مصر رفت و در اسكندریه براى خود خانهاى خریدارى و در همانجا موطن اختیار كرد. با بازمانده مختصرى از اندوختهاى كه از غارت اموال مردم در دست داشت، گاهى در بازار بورس لندن شركت مىكرد و از این رهگذر درآمدى عاید او مىشد و با بهره سپردههایش در بانكهاى اروپا زندگانى آبرومند و بىسروصدائى داشت. در سال 1338 در سن 80 سالگى در همانجا درگذشت.
سالارالدوله مردى مسلمان و معتقد به مبانى مذهبى بود. تا آخر عمر وظایف شرعى خویش را انجام مىداد. به علماء و دانشمندان احترام مىگذاشت. در جوانى با مرحوم ملكالمتكلمین دوستى و مودت پیدا كرد و ملك جزء دوستان و محارم او بود. هنگامى كه والى كردستان شد، مرحوم مردوخ در تاریخ كردستان ملكالمتكلمین را یكى از همراهان او نام مىبرد. تردید نیست كه مخالفت ملك با محمدعلىشاه در نتیجهى تحریكات سالارالدوله باشد. وى به زبانهاى فرانسه و تركى اسلامبولى مسلط بود. تا حدى زبان انگلیسى و عربى هم مىدانست. قسمت اعظم قرآن را حفظ بود و در مكالمات خود غالبا به آن استناد مىنمود. او مادام كه در ایران بود همسران متعددى اختیار كرد و پس از اقامت در اروپا با یك خانم سوئیسى عقد ازدواج بست و صاحب یك پسر و چند دختر شد. به علت ارادت و احترامى كه به جدش ناصرالدینشاه داشت، او را بدان نام ملقب نمود. بعد از سال 1320 بعضى از افراد خانوادهى قاجاریه براى بازپس گرفتن املاك خود به ایران آمدند، از جمله ركنالدین میرزا پسر محمدحسن میرزا ولیعهد و همین ناصرالدین فرزند سالارالدوله بود و ادعاى مالكیت قریه مردآباد را در كرج داشت در حالى كه این قریه در آن روز متعلق به ملكتاج آیرملو مادر محمدرضاشاه
بود. تلاش او به جائى نرسید. روزى كه سالارالدوله از ایران خارج شد، چندین چمدان جواهر با خود برد. طبق روایت موثقى به نقل از خود سالارالدوله، انگلیسىها در عراق جواهرات او را ضبط نموده و مدتى هم در زندان به سر برده است. در دوران سلطنت رضاشاه و پسرش، چندین فقره مساعده براى سالارالدوله به اسكندریه ارسال گردید.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.