حسنعلی منصور
در 1302 در تهران متولد شد. پدرش على منصور (منصورالملك) و مادرش دختر ظهیرالملك رئیس بود. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در تهران انجام داد و از دبیرستان فیروز بهرام دیپلم گرفت و وارد دانشكده حقوق شد و پس از اخذ دانشنامه در رشته علوم سیاسى به خدمت در وزارت امور خارجه درآمد. تدریجا مشاغلى را در تهران و سایر كشورهاى اروپایى طى كرد. در 1330 به ریاست دفتر نخستوزیر منصوب شد ولى به علت سقوط دولت دوامى نكرد و مجددا به وزارت امور خارجه بازگشت و مأموریت خارج گرفت. در 1334 مجددا رئیس دفتر نخستوزیر شد و قریب دو سال در آن سمت باقى ماند. در 1336 در كابینه دكتر منوچهر اقبال به معاونت وزارت بازرگانى و قائممقامى دبیر كل شوراى عالى اقتصاد برگزیده شد. پس از یك سال معاون نخستوزیر و دبیر كل شوراى عالى اقتصاد شد. در 1338 ابتدا به وزارت كار و بعد به وزارت بازرگانى منصوب گردید و تا شهریور 1339 كه پایان كار دكتر اقبال بود در آن سمت باقى ماند. ضمنا در همان ایام با عدهاى از دوستان خود كانونى مترقى را تشكیل داد. ظاهرا این كانون براى كشور برنامههاى اقتصادى تنظیم مىكرد ولى باطنا در مغز گرداننده گروه داعیه صدارت وجود داشت.
منصور در كابینهى شریف امامى دبیر كلى شوراى عالى اقتصاد را با معاونت نخستوزیرى حفظ كرد ولى در كابینهى دكتر على امینى از كار كنار گذاشته شد و در وزارت امور خارجه مشاورى داشت.
در كابینه امیر اسدالله علم به جاى دكتر مشرف نفیسى به ریاست هیئت مدیره و مدیر عاملى شركت بیمه ایران منصوب شد و تا افتتاح مجلس بیست و یكم داراى آن سمت بود.
منصور در دوران حكومت علم فعالیت خود را در انتخابات متمركز كرد و تدریجا كارگردان اصلى و گرداننده انتخابات شد. در انتخابات دوره بیست و یكم كه پس از اجراى قانون اصلاحات ارضى انجام مىگرفت بایستى طبقات خاصى وارد مجلس شوند از اینرو براى طبقات مختلف مانند كارگران، كشاورزان، اصناف، كارمندان، روزنامهنویسان، هنرپیشگان، كشتىگیران و زنان سهمیهاى قائل شدند. منصور هم براى كانون مترقى كه روشنفكران و تحصیلكردهها بودند سهمیه خوبى گرفت و تمام افراد كانون به استثناى هویدا و كشفیان كه مایل به كار اجرائى بودند وارد پارلمان شدند.
انتخابات دوره بیست و یكم در روز 26 شهریور 1342 در سرتاسر كشور آغاز شد و نمایندگان انتخاب شدند. در همان روز انتخابات مجلس سنا هم انجام گرفت و طبق لیستى كه قبلا انتشار یافته بود همان افراد به نمایندگى مجلس سنا و شوراى ملى انتخاب شدند و منصور در این انتخابات وكیل دوم تهران شد. در انتخابات این دوره به زنان هم حق انتخاب كردن و انتخاب شدن داده شده بود. مجلس سنا و شوراى ملى روز 14 مهر در حالى كه بازار تهران تعطیل بود و اصناف و بازاریان در تظاهرات خود علیه مجلسین با پلیس مشغول زدوخورد بودند افتتاح شد. دادگاه نظامى در همان روز حكم اعدام طیب حاج رضائى و برادرش را صادر كرد و به سایرین حبسهاى طویلالمدت داد. مجلس آماده كار شد. علم استعفا داد و مجددا مأمور تشكیل كابینه شد.
حسنعلى منصور هم در مجلس به لیدرى اكثریت انتخاب شد و حزب ایران نوین را بنیاد نهاد و قریب 175 نفر از نمایندگان عضو حزب شدند. این حزب فراتر رفت و دو تن از اعضاء كابینه (خسروانى وزیر كار و معینیان وزیر مشاور و سرپرست تبلیغات) را نیز به عضویت پذیرفت.
منصور با این ترتیب مقدمات كار خود را براى صدارت فراهم ساخت و از همانروز معلوم بود كه خیلى زود علم جاى خود را به حسنعلى منصور خواهد داد.
در روز هفدهم اسفند 1342 علم از نخستوزیرى استعفا داد و منصور نماینده مجلس و دبیر كل حزب ایران نوین فرمان رئیسالوزرائى گرفت و بعدازظهر همانروز وزیران و معاونین خود را به شاه معرفى كرد و سه وزارتخانه جدید به نامهاى آب و برق، اطلاعات و آبادانى و مسكن ایجاد كرد و همانروز معرفى كابینه، تمام وزیران بجز نظامىها عضویت حزب ایران نوین را پذیرفتند. منصور در اوایل 1343 در فكر ترضیه خاطر علماء افتاد و خواست رفتار و اعمال علم را نسبت به جامعه روحانیت جبران كند. از اینرو یكى از وزراى كابینه را نزد امام خمینى كه در آن تاریخ در یكى از خانههاى قیطریه اقامت داشت فرستاد و از امام خواستند كه به قم بازگردند و منصور در همان روز طى مصاحبهاى اعلام كرد دین اسلام یكى از مترقىترین و برجستهترین ادیان جهان مىباشد. اینجانب مأموریت دارم كه مراحم و عطوفت خاص شاهنشاه را به مقامات روحانى ابلاغ نمایم.
در دوران فترت بین مجلس بیستم و بیست و یكم دولتهاى امینى و علم قریب ششصد تصویبنامه هیئت وزیران به جاى قانون صادر كرده بودند تا پس از افتتاح مجلس تصویبنامهها مورد بررسى مجلسین قرار گیرد و در صورت موافقیت مجلسین جنبه قانونى پیدا كند. یكى از تصویبنامههاى صادره مصونیت مستشاران نظامى امریكا بود كه تصویبنامه آن در دولت علم صادر شده بود و علم در شش ماهه اول مجلس رئیس دولت بود ولى جرأت طرح و دفاع از این تصویبنامه را در خود ندید. فشار امریكاییها به شاه موجب شد در دولت منصور به طور ناگهانى این تصویبنامه ابتدا در مجلس سنا و سپس در مجلس شوراى ملى طرح شود. در تعطیلات تابستانى مجلس منصور تقاضا كرد براى بعضى از مسائل كه مبتلا به دولت است مجلس سنا تشكیل شود و از اینرو روز سوم مرداد ماه 1343 مجلس سنا تشكیل یافت. مسائل مختلفى را در مجلس طرح كرد ولى ناگهان تقاضا كرد ماده واحده منضم به قرارداد وین كه همان مصونیت مستشاران نظامى امریكا بود طرح و مورد تصویب قرار گیرد. این جلسه تا نیمههاى شب ادامه داشت و سرانجام در حالیكه غالب سناتورها در خواب خوش بودند تصویب آن اعلام شد. منصور براى تصویب آن در مجلس شوراى ملى عجله به خرج نداد تا اینكه در جلسه 21 مهر در وضع خاصى موضوع را مطرح و تقاضاى تصویب نمود. بر خلاف مجلس سنا كه در خاموشى محض لایحه را به تصویب رسانیدند در مجلس شوراى ملى سر و صداى زیادى بلند شد و نطقهاى متعددى ایراد گردید. مخالفین لایحه نیمى از نمایندگان را تشكیل مىداد ولى با هر ترفندى بود لایحه را به تصویب رسانیدند. ولى این تصمیم مجلسین بازتاب بسیار وسیع و كوبندهاى پیدا كرد و امام خمینى در روز چهارم آبان ماه در مدرسه فیضیه قم نطق توفانزا و تاریخى خود را ایراد كردند و شاه، اسرائیل و امریكا را بشدت مورد انتقاد قرار دادند. نطق امام به سرعت توسط مردم در سرتاسر ایران پخش شد و نوار آن به دست تمام مردم رسید. روز 13 آبانماه در نخستین دقایق بامداد منزل امام محاصره و ایشان را وارد فرودگاه مهرآباد نموده از آنجا به تركیه تبعید نمودند و عدهاى از اطرافیان ایشان را به زندان انداختند. انعكاس خبر تبعید امام موجب تعطیل بازار و حوزههاى علمیه شد.
منصور براى تأمین كسر بودجه در شروع فصل سرما براساس محاسبات غلطى كه گروه اقتصادى وى به عمل آورده بودند بهاى نفت و بنزین را افزایش داد. بهاى بنزین از 5 ریال به ده ریال، نفت سفید از 2/ 5 به 3/ 5 ریال و علاوه بر آن عوارض سنگینى را براى اتومبیلهاى گازوئیلى در نظر گرفته بود. عوارض خروج از كشور هم به ده هزار ریال رسید. عوارضى نیز براى مشروبات غیرالكلى و صنعتى پیشبینى شده بود. این لایحه دولت همانروز به تصویب رسید و از همان دقیقه مورد اجرا قرار گرفت.
اقدام منصور نه تنها در درآمد دولت تأثیرى نكرد بلكه عوائد شركت نفت به علت تقلیل مصرف كم شد. ولى باز منصور كماكان به رجزخوانى پرداخته دم از اصطلاحات اقتصادى مىزد. ساعت 10 صبح روز اول بهمن ماه 1343 در مقابل در ورودى مجلس شوراى ملى وقتى منصور از اتومبیل پیاده مىشد با سه گلوله محمد بخارائى از پاى درآمد و پس از پنج روز مبارزه با مرگ سرانجام درگذشت.
حسنعلى منصور چند سال قبل از نخستوزیرى خود با فریده امامى دختر نظامالدین امامى و نوه دخترى وثوقالدوله پیوند زناشویى بست و صاحب یك پسر شد.
صاحب ترجمه، مردى متكبر، فرصتطلب و مغرور بود. سخنران و ناطق بود ولى گفتارش محتوا نداشت و بر خلاف پدرش تودار و محیل نبود. زبانهاى انگلیسى و فرانسه را به خوبى تكلم مىكرد ولى مقدمات زبان فارسى و عربى را در حد تحصیل یاد گرفته بود.
منصور پسر نوح سامانى (مدت حكومت از 350 تا 366 ه.ق) یكى از امراى سامانى بود كه پس از برادرش عبدالملك، امیر ماوراءالنهر و خراسان شد و با ركنالدوله و عضدالدولهى دیلمى در 362 ه.ق صلح كرد. منصور شانزده سال سلطنت كرد و در سنهى 366 ه.ق وفات یافت. وزارتش با ابوعلى محمد بلعمى «مترجم و مؤلف تاریخ بلعمى» بوده است.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.