يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

جنت

جنت
1295 ق- رمضان 1318 ش، فصل بهار خانم ملقب به ایران‏الدوله از شعرا و هنرمندان. وى دختر سلطان حسین میرزا نیرالدوله فرزند فتحعلى شاه قاجار (1250 -1212 ق) و از طرف مادر نوه فرهاد میرزا معتمدالدوله فرزند عباس میرزاى قاجار بود. وى در خانواده‏اى اشرافى متولد شد و در كودكى خواندن و نوشتن و دانش‏هاى متداول را توسط معلم سرخانه فراگرفت. پس از مدتى تمایل زیادى به شعر پیدا كرد و بیشتر اوقاتش را به مطالعه‏ى شعراى نامدار گذشته مى‏گذارند. در سیزده سالگى با مصطفى قلیخان حاج‏الدوله ازدواج كرد و صاحب فرزندانى شد. جنت در فضاى نسبتاً آزاد سیاسى، اجتماعى و فرهنگى پس از مشروطه، در محافل و مجامع ادبى حضور مى‏یافت و در مسابقات ادبى نیز شركت مى‏كرد و اشعارش در اغلب مجلات آن زمان بویژه محله ارمغان (به مدیریت وحید دستگردى) چاپ و منتشر مى‏شد. وى علاوه بر سرودن شعر در نقاشى و موسیقى نیز تسلط داشت. نقاشى را زیر نظر كمال‏الملك فراگرفته بود. جنت در سن شصت و چهار سالگى در تهران درگذشت و برحسب وصیت خودش در جوار حضرت معصومه (ع) در قم دفن شد. دیوان او به نام بهار جنت كه مشتمل بر غزلیات، رباعیات و مخمسات است در سال 1356 ش به چاپ رسید. از اشعار اوست: در خم زلف تو از اهل جنون شد دل من اندرین سلسله عمرى است كه خون شد دل من از ازل با سر زلف تو چه پیوندى داشت كه پریشان شد و از خویش برون شد دل من در كمند سر زلف تو به ویرانه عشق آنقدر گشت كه از اهل جنون شد دل من آنچه گفتم به دل از روى نصیحت نشنید عاقبت عشق تو ورزید و زبون شد دل من حاصل هر دو جهان در ره عشقت دادم جان و تن سوخت ز هجر تو و خون شد دل من بر سر كوى تو نتوان گذر از بیم رقیب تا دمى با تو دهم شرح كه چون شد دل من در دور فلك هر چه كشیدیم گذشت رنج و بدو راحت آنچه دیدیم گذشت افسوس در این چمن كه عمرش نامند یك گل به مراد دل نچیدیم و گذشت آن چنان مهر رخش رفته مرا در رگ و پوست كه ز من نیست اثر آنچه به جا مانده از اوست نه چنان رفته ز كف طاقت و صبر و هوشم كه توان لاف تحمل بزنم در غم دوست یا رب تو مرا به حشر شرمنده مكن در پیش خلایقم سرافكنده مكن من بنده عاصى و تو دریاى كرم از راه كرم عذاب این بنده مكن
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.