رضا سجادی جزی
از صاحب منصبان قدیمى وزارت فرهنگ و اوقاف سابق و از سادات منطقه گز برخوار متولد سال 1287 ه. ش و متوفى 1356 ه . ش در سن 69 سالگى و مدفون به تخت فولاد تكیه ملك گلستان شهداى فعلى فرزند سید ابوتراب معروف به آقا معلم فرزند سیدمحمد حسین بن سید محمد باقر بن میر سید على امامىالحسینى بن سید عبدالله معروف به حاج میر سید از سادات درب امام و منطقه الیاران كه اجداد ایشان از ناحیه باب الدشت و منطقه درب امام اصفهان به گز مهاجرت و مقیم و بعلت داشتن بعد روحانى و علوم اسلامى در حل مسائل شرعى و امور دینى مردم منطقه مداخله و مورد احترام و مقبولیت خاص داشته و ایشان پس از آموزش تحصیلات اولیه در نزد پدر بزرگوار خود كه داراى مكتب خانه قدیمى بودهاند در نهایت با مسافرت به اصفهان و در كنار برادر بزرگتر خود مرحوم حجةالاسلام حاج سید محمدحسین سجادى جزى كه در مدرسه نیمآور مقیم و در آن محل و مدرسه كاسهگران مشغول تحصیل علوم حوزوى بودهاند ششم ابتدایى و تا سال 1305 سوم متوسطه علوم جدید را طى و با ادامه تحصیلات حوزورى خود در همان محل در نهایت به خدمت در وزارت فرهنگ و اوقاف و صنایع مستطرفه آن زمان مشغول و از همان ابتدا در مناطق مرتبط به موطن خویش در گز برخوار و مدرسه منوچهرى دهق علویجه منطقه عربستان نجف آباد بتدریس محصلین ابتدائى مشغول و بعلت تقوى و صحت در عمل و پشتكار و خدمت به دانشآموزان و تاسیس مدارس جدید به نمایندگى فرهنگ در نواحى نجف آباد- سده اصفهان و داران فریدن منصوب و در اواخر خدمت به دانشسراى مقدماتى در شهر اصفهان منتقل و در پایان به سمت مسؤول و رئیس اداره ساختمان فرهنگ استان اصفهان منصوب و نسبت به گسترش و تكمیل مدارس و فضاهاى آموزشى بشدت مورد نیاز زمان خویش تلاش و با رجال و خدمتگزاران فرهنگى آن دوره نظیر مرحومان بدرالدین كتابى- سید ابوطالب نوربخش- حشمت الله خان دهش- كریم خان فاطمى نائینى كه از صاحب منصبان و بنیانگزاران فرهنگى اصفهان در زمان خویش بودهاند همكارى داشته و در قسمتهاى آموزگارى مدیریت مدرسه- نمایندگى فرهنگ و رئیس اداره و تدریس رشتههاى ادبیات اشتغال و پس از انجام بیش از سى سال خدمات فراوان فرهنگى در سال 1346 ه . ش بازنشسته شده است.
با عنایت به فهم- صداقت و داشتن روحیه خدمتگزارى و دانشپرورى و وظیفهشناسى در خدمات اجتماعى در شناخت و توجه به كتب خطى و تاریخى به تلاش خویش ادامه و در اواخر عمر نسبت به بازنویسى چند جلد كتب خطى و منجمله كتاب ارشادالولد مرحوم درویش عباس گزى برخوارى كه به زبان محلى و در راستاى اشعار عرفانى- غزل- شعر- قصیده و حتى بعضى هزلیات بوده است بخط خودشان كه به صورت نسبتاً زیبا و خوش خط اقدام و به عنوان یك اثر ماندگار از خود به یادگار گذاشته و فرزندان ایشان آقایان دكتر سید سعید الدین- دكتر سید جمالالدین- دكتر سید ابراهیم و دكتر سیدعلى كه از اعضاء هیئت علمى واستادان دانشكدههاى پزشكى اصفهان و تهران بوده و داراى تالیفاتى نیز مىباشند و آقایان مهندس ابوطالب و آقاى محىالدین سجادى كه خود از كارشناسان میراث فرهنگى محسوب و فعلاً بازنشسته و دوران استراحت خویش را طى و فقط به تلاش در تربیت و تحصیل فرزندان خویش مشغول هستند.
مرحوم سید رضا سجادى گاهگاهى در طول خدمت و در زمان بازنشستگى با استقبال شعرى از بعضى شعرا (و مضامین شعرى آنها سرودههائى نیز داشته كه یكى از آنها بشرح زیر مىباشد:
شبى بازى جوان با مام خود گفت
كه بر اشكفت كُه تا كى توان خفت
نه ما را هست شمعى نه چراغى
نه بستر گرم و نه ما را پناهى
پى قوتى به كوه و دشت پران
گهى پائین گهى بالا هراسان
ز بال و پر زدن بر زیر و بالا
تَوانِمْ كم شد و ضعفم ببالا
مرا این زندگى بس ناپسند است
كه بر شصت شهان بودن پسند است
همیشه برفراز كوه و بردشت
پى طعمه بباید بود در گشت
هر آن بازى كه بر شصت شهان است
ز جور برف و باران در امان است
شكارش از كبوترهاى شهرى
خورش از سینههاى مرغ لارى
به شبها شمع كافورى چراغش
به روزان با شهان نخجیر كارش
به شبها وقت خفتن بستر او
براى راحتى بالش پر از قو
جوابش داد آن مام نكو راى
ندارى تجربه خام است تو را رأى
مرا صد سال در این كوهساران
جفاى برف باشد جور باران
كشم در هر دمى صد گونه خوارى
ز چنگال عقابان شكارى
بشب در زیر سنگى لانه جستن
بشبها گرسنه تا صبح خفتن
هزاران خار بر بالم خلیدن
ز جور دشمنان دل در طپیدن
دو پا اندر میان برف بودن
دو بال اندر میان قید ماندن
بسى بهتر كه در كاخى زراندود
دمى محكوم حكم دیگرى بود
قناعت اِسپُرى بر تلخ و بر شور
نه شرط انگبین نى نیش زنبور
ره آزادگى این است فرزند
اگر آزادهاى تو دل بر او بند
كه سجادى به آزادى است مشهور
بدین آزادگى باشى تو مامور
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.