يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

محمد رضا پارساییان

محمد رضا پارساییان
محمد رضا پارساییان : فرمانده گردان امام علی (ع) تیپ 18 الغدیر (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) بیائید همگی یک بار دیگر هم، پای شیرمردانی بنشینیم که رفتند و با رفتنشان رسم پایداری و جانفشانی به ما آموختند. آنها با رفتنشان شهادت را امضا کردند و با عروجشان به ما خاکیان فهماندند که همسفر نور بودن همت می خواهد. بیایید بر پاهای زنجیر شده مان رنگ رهایی بزنیم و چون لاله های خفته در کویر سرخ شویم. بیایید بگذاریم باران ببارد و قطرات اشکمان بر بیابان خشکیده دلمان بماند و سیلی از سر جنون و دلدادگی جاری گرداند و نسیم بهاری وزیده و به دل های خسته جانی دوباره بخشد. بیایید به یاد شهدا باشیم و دلهایمان را عاشورایی کنیم و نگذاریم یزید نفسمان بر حسین قلبمان پیروزشود، چرا که با یاد شهدا هر خسته دلی آرام می گیرد و آرامش می یابد. همان ها که همسفر خورشید گشته و نور بودند. در یکی از روزهای سال 1343 در خانه ای محقر و باصفا و خانواده ای با تقوی کودکی چشم به جهان دوخت که نامش را محمدرضا گذاشتند. این کودک نو رسیده روز به روز با احکام و مسائل اسلامی توسط پدر و مادر خود آشناتر می شد و برای آغاز زندگی نوجوانی آماده تر می گشت. در کودکی با شرکت در مکتب خانه روح متعالی خود را با قرآن جلی داد و به فراگیری قرآن و روش بهره برداری آن پرداخت. دارای استعداد خوب و اخلاق پسندیده بود و آن چه را لازم بود فرا می گرفت. در سن 6 سالگی برای تحصیل به دبستان رفت و به فراگیری علم و دانش مشغول شد و تمام مراحل تحصیل خود را با پشتکار و جدیت فراوان پشت سر نهاد. در دوران دبیرستان بود که حرکت شکوهمند انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)به اوج خود رسید، وی چون سایر فرزندان این خطه کویری در اکثر محافل و مجالس انقلابی حضور می یافت و در راه پیمایی ها نقش فعالی داشت. پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی در صف خداجویان بسیجی قرار گرفت و با پایه گذاری پایگاه مقاومت در محل خود، بسیجی وار به انقلاب خدمت نمود . چون ماندن در شهر را جایز نمی دانست به منطقه کردستان رفت تا وظیفه خود را در جایی دیگر به عرصه ظهور نشاند. سپس به منطقه گیلانغرب رفت و در عملیات مطلع الفجر شرکت نمود و مجروح شد. پس از بهبودی نیز دوباره سراسیمه به جبهه شتافت و در علمیات رمضان و محرم به عنوان فرمانده گروهان به هدایت و فرماندهی نیروهای سپاه اسلام مشغول شد. علاقه زیادی به تحصیل داشت. در سال های پر حماسه دفاع مقدس هزمان با شرکت در آزمون سراسری در رشته مهندسی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد، ولی باز هم عشق به شهادت و تکلیف الهی او را واداشت تا تحصیل را رها نموده و در عملیات والفجر مقدماتی والفجر یک و دو و چهار حضور یابد و دوشادوش سایر فرماندهان شجاع جنگ به حماسه آفرینی بپردازد. چند نوبت مجروح شد و باز هم جهاد در راه خدا را فراموش نکرد. در نهایت این سردار سرافراز در عملیات والفجر هشت در حالی که فرمانده گردان امام علی (ع) درتیپ 18 الغدیر بود در منطقه ام الرصاص به شهادت رسید. سه سال بعدنیز برادرکوچکتر اومحمد حسین پارساییان در تاریخ 6/3/1367 در 16سالگی در جبهه خرمشهر به شهادت رسید. تمام دوستانش معترفند او خصلتهای زیر را در تمام عمرش داشت: ـ بسیار متواضع و فروتن بود. ـ در انجام امور، بسیار دقت داشت. ـ سرعت عمل بالایی داشت. ـ نظم و ترتیب او زبانزد بود. ـ در کارها بسیار جدی و قاطع بود.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.