يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

ابوالفضل محرابی

ابوالفضل محرابی
شهید ابوالفضل محرابی : فرمانده تیپ دوم لشکر 17 علی ابن ابیطالب (ع) (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) با طلوع سوم فروردین ماه سال 1341 ه. ش در روستای محمد آباد دامغان و در جوار آستان مبارک امامزاده جعفر (ع) در خانواده ای متدین و زحمتکش کودکی پا به عرصه گذاشت . بنا به عهد و سوگند والدین نامش را ابوالفضل نهادند . دوران کودکی ابوالفضل با آزمون های سخت و دشواری به پایان رسید . از سال 44 به علت وجود نظام ارباب رعیتی و مشکلات اقتصادی به ناچار به کلاته محمدیه در چند کیلومتری آن کوچ کردند . شهید دوران تحصیلات ابتدائی را در روستای محمد آباد طی کرد ودوران راهنمایی را در مدرسه شهید امینیان فعلی با موفقیت گذراند . در سال تحصیلی 57 و 58 در رشته تحصیلی خدمات اداری و بازرگانی ثبت نام کرد . اودر کنار کار به تحصیل نیز می پرداخت و با علاقه فراوانی درسش را دنبال می کرد . بارها اتفاق افتاد که در اثر پیاده روی از منزل تا مدرسه کفشهایش پاره و پاهایش مصدوم می شد . او با خنده خارهایی را که به درون پاهایش فرو می رفتند ، خارج می کرد و می گفت: مادر جان هر کس طاووس می خواهد جور هندوستان می کشد . در سال 1357 نوای امام راحل را شنید و با نهضت پرشور اسلامی همراه شد و در بیداری مردم روستا پیش قدم گردید. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به کمک محرومین و مستضعفین شتافت . او پس از فعالیت در گروه ضربت مبارزه با مواد مخدر بنا بر نیازی که می دید وارد سپاه شد . از نیروهای مخلص ، فداکار و مدیر سپاه بود . با چند نفر از برادران سپاه ، اردوگاه چشمه علی را راه انداری نمودند تا نییروهای بسیجی مقدمات آشنایی با اسلحه و سایر موارد رزمی را به دست آورند . شهید محرابی در عملیات مختلف از کردستان گرفته تا جنوب کشور از جمله والفجر مقدماتی ، کربلای یک ، بیت المقدس ، خیبر شرکت داشت . در اسفند ماه سال 1361 ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک فرزند دختر بود . در اسفند ماه سال 1362 در عملیات خیبر شرکت کرد .این عملیات آخرین عملیاتی بود که او در آن حضور داشت.ابوالفضل محرابی در این عملیات به شهادت رسید تا پس از سالها مبارزه با طاغوت ودشمنان اسلام وایران در کنار بندگان خاص خدا قرار گیرد. پیکر پاکش در روستای محمد آباد به خاک سپرده شد . اودر بخشی از وصیت نامه اش چنین می گوید : شما را به صبر دعوت می کنم و به یاد صحرای کربلا می اندازم . شما می دانید که به زینب چه گذشت و ماهم تابع آن شیرزن می باشیم . باید این طور باشد . مگر اینکه دست از اسلام بردارید و باز قول به شما می دهم که اگر دست از اسلام هم بردارید شما را رها نکنند .
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.