ملامحمود زاهدی
ميرزا ملا محمود زاهدي از وعاظ برجسته و توانمند قم بود.گروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي همسر و فرزندان : محمود زاهدي (ره) پنج پسر داشت. سه نفر از آنها كه اهل علم و روحاني بودند، عبارتند از:- 1آقا حسين زاهدي؛ كه دانشمندي خوش حافظه و قريب الاجتهاد بود و در جواني دار دنيا را وداع گفت. مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري كه از استادانش بود، در تشييع جنازه او گريه ميكرد. سرانجام جنازه وي را در قبرستان شيخان، نزديك مرقد مطهّر زكريا بن آدم و در ناحيه شرقي آن، به خاك سپردند.- 2آقا مصطفي زاهدي(ره)؛ به زبان فرانسه تسلط كامل داشت.- 3حضرت آيت الله حاج ميرزا ابوالفضل زاهدي كه شرح زندگي اش را در اين مقاله ميخوانيم. او وصيت كرد كه پيكرش را در قبر برادرش آقا حسين دفن كنند و به اين وصيت عمل شدوقايع ميانسالي : محمود زاهدي در اين باره خود ميگويد: «در كتابخانهام، بي خبر نشسته بودم كه خبر آوردند، مردم شما را براي نمايندگي و وكالت مجلس شورا برگزيدهاند.» او با اجازه مراجع تقليد آن عصر، روانه مجلس شد و در دفاع از حق، عدالت و حريم تشيّع علوي به خوبي از عهده اين مسؤوليّت مهم برآمده؛ ولي به خاطر دفاع از حق، استعفا داد و مجلس را ترك كرد.زمان و علت فوت : محمود زاهدي سرانجام در 87سالگي، در سال 1351ه. ق هنگامي كه فرزندش آيت الله ميرزا ابوالفضل زاهدي حدود 41سال داشت، رخت از جهان بربست. مردم به صورتي كم نظير، جنازهاش را به حرم مطهّر حضرت معصومه(س)آوردند و پس از طواف، در صحن عتيق، مقابل بقعه محمد شاه به خاك سپردند.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : حسن سلوك و مقبوليّت عمومي ملامحمود موجب شد قميها او را به عنوان نماينده شان در مجلس شوراي ملي در دوره دوم مشروطيّت، برگزيدند و جالب اينكه وي از اين امر خبر نداشت و مردم به طور خودجوش، متوجّه او شدند و چنين تصميم گرفتند كه محمود زاهدي را كه - بيان شيوا و رسا در دفاع از حق و عدالت داشت و درد آشنا و دلسوز مردم بود. - به مجلس بفرستند. وي در يك قسمت از مسجد امام، اقامه نماز جماعت ميكرد و مرحوم آيت الله العظمي شيخ ابوالقاسم قمي(ره) در قسمت ديگر نماز ميخواند. يك روز پس از نماز ظهر، ديد مردم در نماز جماعت او بيشتر از مأمومين آيت الله شيخ ابوالقاسم قمي(ره) شركت كردهاند، برخاست و به مردم گفت: «به من اقتدا نكنيد، به آيت الله العظمي حاج شيخ ابوالقاسم قمي اقتدا كنيد.» آنگاه صحنه را براي توجه بيشتر به مقام مرجعيت و تقواي آيت الله حاج شيخ ابوالقاسم قمي، ترك كرد. به اين ترتيب با نفس خود مبارزه كرد و تجليل از عالم ربّاني زمان آيت الله العظمي شيخ ابوالقاسم قمي را آشكار ساخت.در زمان ناصرالدين شاه بين ظلّ السلطان، حاكم اصفهان و آيت الله آقا نجفي، مرجع تقليد آن عصر كه در اصفهان ميزيست، رابطه خوبي برقرار نبود. آيت الله حاج ملّا محمود، (پدر آيت الله العظمي حاج ميرزا ابوالفضل زاهدي) به اصفهان رفت و با سخنرانيها و ظرافتهاي خاصي، كار را به جايي رساند كه در خانه ظلّ السلطان براي آيت الله آقا نجفي(ره) دعا كرد و همين امر براي واعظان ديگر نيز سنّت شد و موجبات افزايش قدرت و شوكت آيت الله آقاي نجفي و تضعيف دستگاه ظلّ السلطان را فراهم ساخت.فعاليتهاي آموزشي : محمود زاهدي ، مجتهد بود، مجتهدي كه منبر ميرفت با وعظ و خطابه پرمحتوا و شيوا، عام و خاص را بهرهمند ميكرد. علمي صحبت ميكرد. از ويژگيهاي او در منبر، «شجاعت خواني» بود. او با اين شيوه، شجاعت خاندان رسالت، از جمله امام حسين(ع)و حضرت عباس(ع)و امام سجّاد(ع)را بازگو ميكرد و مردم سييل آسا به پاي منبر او ميآمدند تا شجاعت خاندان رسالت را از زبان او بشنوند.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : علت منبري شدن محمود زاهدي ، اين بود كه در آن عصر در مجلسي كه علما و مراجع قم حاضر بودند، يك روز منبري نيامده بود؛ از ايشان ميخواهند كه به منبر برود. وقتي تسلّط ايشان را بر مباحث و مطالب ديني با استدلال و تمسّك به آيات و روايات مشاهده كردند، براي جلوگيري از رونق كار افراد ضعيف و كم اطلاع، ايشان را تشويق كردند تا در مكانهاي حساس و پر جمعيت به منبر برود، به اين ترتيب او واعظ معروف شهر شد.آرا و گرايشهاي خاص : محمود زاهدي ، از وعاظ و شخصيتهاي برجسته و توانمند قم بود و همه مردم، خاص و عام، از گفتار متين و پرمحتوايش استفاده ميكردند. او به ويژه از ذوقي سليم و طبعي سرشار از استعداد و خلّاقيت برخوردار بود. و قصايد و اشعار پرمحتوا و رواني در مدح و سوگ خاندان رسالت ميسرود. آيت الله حاج ملّا محمود، مردي غيور، ملّا و صاحب نفوذ بود. سخن درباره حافظه، استعداد، اطلاعات وسيع در علوم مختلف، توانمندي و كفايت در امور اجتماعي و سياسي ايشان بسيار استچگونگي عرضه آثار : محمود زاهدي چهار جلد كتاب در مواعظ و مطالب سودمند بر جاي ماند كه با شيوهاي زيبا، متني روان، سليقهاي خوب و نتيجهگيريهاي ارزشمند، تدوين شده است. همچنين در اواخر عمر، كتابي در فضيلت صلوات تأليف كرد.آيت الله آقاي حاج ملّا محمود(ره) اديب زبردست بود و در سرودن شعرهاي متين و پرمحتوا تسلّط فراوان داشت. وقتي به مكه رفت، وضع ايرانيان را در جدّه، نامناسب ديد، ضعف و ناتواني سفير ايران در جده را مشاهده كرد. لذا به انتقاد از او پرداخت. زماني كه به ايران بازگشت، قصيدهاي غرّا پيرامون سفرش به حج، نامناسب بودن وضع ايرانيان در جده و انتقاد از سفير ايران، سرود. اين قصيده بين مردم گسترش يافت و سرانجام به گوش ناصرالدين شاه رسيد. شاه از انتقاد به سفير خود ناراحت شد و از ايشان خواست تا اشعارش را منتشر نكند
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.