کیت وینسلت
عنوان : ستاره اي که نمي خواهد ستاره باشد !
«کيت وينسلت» متولد 1976 از خانواده اي بازيگر است. پدرش راجر وينسلت و مادرش ليندا بريج هر دو از بازيگران تئاتر انگلستان بودند و همين امر کيت را به سمت بازيگري سوق داد. وي درسن 11سالگي به روي سِن رفت و کارتصويري را با آگاهي هاي تجاري آغاز کرد. اين کليپ تبليغاتي براي يک کارخانه توليد شکر ساخته شده بود بسيار مورد توجه قرار گرفت و سالهاي بعد ماجراي بامزه اي را به وجود آورد که ذکر آن خالي از لطف نيست. چند سال قبل وينسلت به دعوت يکي از تاک شوهاي آمريکايي جواب مثبت داده و مجري برنامه براي غافلگيرکردن وي همان آگهي تلويزيوني شکر را پخش کرده ودرباره آن سوالاتي از اين بازيگر جوان مي کند غافل از کيت در تبليغ پخش شده است بازي نکرد و اين کار اشتباهي پخش شده است! اما اين بازيگر اين گاف بزرگ را به منظورعدم اخراج مجري برنامه پنهان کرد به اين خاطراز سوي نشريات مورد تقدير قرار گرفت. اين درحالي است که کمتر از سوي ستارگان سينما شاهد رفتار هاي فروتنانه هستيم. به عنوان مثال مي گوييد: هنگامي که براي فيلم مخلوقات آسماني انتخاب شدم از بي پولي در يک اغذيه فروشي مشغول کار بودم. «پيتر جکسن»کارگردان مشهور هاليوود که با سه گانه ارباب حلقه ها به شهرتي جهاني دست پيدا کرد براي فيلم « مخلوقات بهشتي » وينسلت هفده ساله را انتخاب نمود و نقشي عجيب و بسيار جسورانه را به وي پيشنهاد نمود. اين فيلم براساس داستاني واقعي و پرونده جنايي در نيوزلند شاخته شده داستان دوستي دو دختر محصل نوجوان است که علا قه بيمار گونه اي به يکديگر دارند. هنگامي که مجبور به جداي از هم مي شوند (به خاطرتغيير محل سکونت) يکي از آن دو مادر ديگري را به طرز فجيهي به قتل رساند. وينسلت در نقش دختري با چهره اي معصوم که در آخر مرتکب قتل مي شود فوق العاده ظاهر شده و توانسته حالات دروني نقش را به خوبي به تصوير کشيده و روي مخاطبينش تأثير بگذارد. فيلم ياد شده با آنکه محصولي غير آمريکايي بود توانست در کشورهاي مختلف به نمايش در آيد (البته با محدويت هاي سني) و نام وينسلت جوان و ناشناخته در ذهن سينما دوستان به عنوان چهره اي جديد و با استعدادحک شد.
بسياري از کارشناسان معتقد بودند که ايفاي چنين نقشي در اين سن وينسلت را نابود خواهد کرد و دريک چنين نقش هايي کليشه خواهد شد.تئوري که گذشت زمان رأي به ابطال آن داد. بازي در فيلم«حس حساسيت » براي اويي که هميشه به ريشه هاي انگلوساکسوني اش افتخار مي کرد آرزوي بزرگي بود که برآورده شد و وي توانست در کنار بازيگران بزرگي همچون: آنتوني هاپکينزو.... ايفاي نقش کند.فروش نسبتاً معقول اين فيلم راه را براي وينسلت هموارتر کرده و اينگونه بود که پا به هاليوودي گذاشت که چند روزپيش اسکار بهترين بازيگررا برايش به ارمغان آورد. پيش از بازي در تايتانيک که موجب شهرت فوق العاده اش شد بازي در يکي از فيلم هاي اسکاري آن سال يعني شکسپير عاشق را رد کرد که گوئينت پالترو جايگزين او شد و با همان نقش مشهورشد.
« تايتانيک » ساخته جميز کامرون که بيشتر به عنوان يک فن سالار مشهور است تا کارگرداني مؤلف نقطه عطفي در کارنامه بازيگري او محسو ب مي شود. وي درنقش رز نجيب زاده اي که درگير ماجرايي عشقي با جک از مسافرين فقير کشتي مي شود درخشش خيره کننده اي داشته و پارتنر خوبي براي «دي کاپريوي »جوان بوده است. تايتانيک هر چند که بخاطر جلوه ويژه و هنرهاي سرسام آور مشهور شد اما بي انصاف است که از بازي کيت و وينسلت و ظرافت هاي بازيش چشم بپوشيم. البته يکي از معدود انتقاداتي که به وينسلت در همه اين سالها شده بود وجود بازي در برخي سکانس هاي ضد اخلاقي است که بازيگري همچون: ميشل فاير هرگز حاضر به حضور در چنين نماهايي نشدو کارگردان را به استفاده از بدل مجبور نمود. از نکات حاشيه اي اين فيلم پر سر و صدا عدم حضور رز انگليسي (لقب وينسلت ) در مراسم اسکار بود چرا که در همان روز مراسم تدفين دوست صميمي اش برگزار مي شد و وي وداع آخر با دوستش را به حضور در شوي اسکار ترجيح داد!
در همين دوران وي با جيم ترپيلتون(دستيار کارگردان تايتانيک) ازدواج کرد و در سال 2000صاحب دختري به نام ميا شد. البته اين ازدواج يکسال بعد (2001) به جدايي ختم شد. همچنين وي در سال 2001 در فيلم آواز کريسمس علاوه بر ايفاي نقش آواز خواند که يکي ازکارهايش در ميان ده آهنگ برتر سال بريتانيا در رتبه ششم قرار گرفت. از ديگر کارهاي او مي توان به دود مقدس وانيگما ودر جستجوي با کجا آبادو.... اشاره کرد. وي در کنار جاني دپ در فيلم اخير توانست تخيلي را که در داستان موج مي زده را به تصوير بکشد و لحظات جذاب و زيبايي را براي تماشاگران خلق کنند. کيت وينسلت از معدود بازيگراني است که تا به حال چندين بار کانديد اسکار شده و حساسيت و آرامش ابدي يک ذهن پاک اشاره نمود.
اين بازيگر168سانتي متري که با وجود داشتن خانه و حضور اغلب اوقاتش در آمريکا خود را انگليسي مي داند درسال 2003 با سام مندس (کارگردان) ازدواج کرد.صاحب يک پسر به نام جو شد و درست از همين دوران پيشرفت هايش سير صعودي به خود گرفته و دريافت اسکار ختم شد. وي که در گفتگويي خود را با بازيگراستراليايي تبارهاليوود (نيکول کيدمن) مقايسه کرده بود علاقه ويژه اي به پوشيدن چکمه دارد و مي گويد حس مي کنم پاهايم روي زمين محکمتر هستند.
وينسلت در سال 2008 با دو فيلم بر روي پرده آماده جاده رولوشنري «revolotion road» ساخته همسرش و ديگري کتابخوان «readers» ساخته استفن دالري. کتابخوان داستان پسر نوجواني (ميشاييل) است که به زني جوان به نام هانا اشميت علاقه مند شده بودن آنکه چيزي از گذشته وي بداند. هنگامي که وي در رشته حقوق تحصيل مي کند با همان زن به عنوان متهم در کشتار يهوديان بدست آلمانها روبرو مي شود و....
فيلم نامه فوق العاده مهندس اين شانس را در اختيار او قرار داده تا بتواند تمامي آنچه را که در اين سالها آموخته به نمايش بگذارد. بازي در سکوت او به ويژه در سکانس هاي دادگاه به تنهايي براي ربودن اسکار کفايت مي کند. فيلم تم مورد علاقه فيلمسازان اين سالها يعني قضاوت را درخود دارد و اينکه هانا اشميت لايق حبس ابد هست يا نه تا مدتي تماشگر را رها نمي سازد. بازي وينسلت در کتابخوان مي تواند بسيارمرجع خوبي براي تازه کار سينما در هرکجاي دنيا باشد.
نقش آفرين اش در سکانس هاي پيري هانا را با آن گريم فوق العاده ظريف و هوشمندانه تلخي ملاقات دوباره ميشاييل و هانا را صد چندان کرده و ذهن تماشاگر را تا ساعت ها پس از اتمام فيلم به خود مشغول مي کند.( دور نمايه فيلم بي شباهت به فيلم در باره الي ساخته اصغر فرهادي نيست و فيلم فوق نيز چنين تأثيري بر تماشاچي مي گذارد).
جاده رولوشنري راجع به زوجي جواني است که تنش هايي در زندگي مشترکشان دارند و براي بهبود آن در تلاش هستند. کيت وينسلت براي دومين بار از پس از موفقيت تايتانيک بار ديگر با دوست قديمي اش دي کاپويو که نسبت به آن زمان پيشرفت چشمگيري کرده قرار گرفت و با بهره گيري از راهنمايي هاي همسر کارگردانش (سام مندس) توانست بازي درخور توجيهي ارائه دهد که نامزدي جايزه اسکار و گلدن گلاب رابرايش به ار مغان آورد.
اين بازيگر 33ساله بريتانيايي که در زمره گياهخوران قرار مي گيرد در چند سال گذشته علاوه بر موفقيت در بازيگري زندگي خانوادگي اش نيز بي حاشيه و آرام بوده است. او برخلاف بسياري از بازيگران هاليوود که يک دوجين فرزندخوانده و تعدادي زيادي پرستار و خدمه دارند به تنهايي فرزندانش را به مدرسه برده و از آنها مراقبت مي کند و اين يکي از وجه تمايزهاي بازيگري است که نمي خواهد ستاره باشد.
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.