يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

آکیوا گلدزرمن

آکیوا گلدزرمن
آکيواگلدزمن Akiva Goldsman متولد:1943، نيويورک (آمريکا) آکيوا حاصل ازدواج يک پزشک (توگلدزمن) ويک روانشناس (ميرا روتنبرگ) است. او نوشتن را از دوران نوجواني شروع کرده و داستانهايش را به مجله نيويورکر و ديگر ناشران ارائه مي کرده اما آنها هر بار از چاپ داستانهايش سرباز مي زدند. با اين وجود او از علاقه اش به نوشتن دست برهداشت واين علاقه تا وارد شدن او به دنشگاه وسلي ادامه يافت.او بعدها مؤسسه مشاوره اي را براي کارگران رواني تأسيس کرد و همچنان به نوشتن داستان و فيلمنامه ادامه داد. سقوط خاموش (1994)فيلمنامه اي بود که براساس يک ماجراي واقعي نوشته شده بود. او دراين کار، روانشناسي را محور قرار داده بود که به پليس کمک مي کرد تا از راز يک جنايت پرده برداشته شود. اين فيلم با وجود آن که در گيشه موفق نبود اما راه را براي ورود آکيوا گلدزمن به دنياي فيلمنامه نويسي هموار کرد و او اين فرصت را ايجاد کرد تا اين نويسنده از روي رمان پرفروش جان گريشام، موکل، فيلمنامه اي را اقتباس کند. موکل توسط مايکل شوماخر کارگرداني شد وستاره اول آن سوزان ساراندون بود؛ هنرپيشه اي که براي اين نقش، نامزد اسکار شد. در سال 1995 به گلدزمن پيشنهاد شد که فيلمنامه بتمن براي هميشه را بازنويسي کند اما سبک سريهاي بيش از اندازه فيلمنامه براي او شکستي فاحش را به بار آورد. بتمن براي هميشه که در ادامه فيلمهاي موفق تيم برتن ساخته شده بود، باعث آبروريزي دو اثر قبل بود. گلدزمن دوباره به سراغ جان گريشام رفت و رمان زماني براي کشتن را به فيلمنامه تبديل کرد. اين فيلمنامه مورد استقبال منتقدان و مردم قرار گرفت و با واکنشهاي مثبت روبه رو شد. گلدزمن دراين کار به موضوع قتل و نژادپرستي در مي سي سي پي مي پرداخت . تيم دو نفره شوماخر و گلدزمن در گمشده در فضا(1998)موفقيتي نسبي به دست آورد، اما راجر ابرت کار او را به کار يک تندنويس تشبيه کرد. در همان سال او، به همراه دو نويسنده ديگر( رابين سوئيکورد و آدم بروکس) فيلمنامه جادوي کاربردي را براساس رماني از آليس هوفمان نوشت که درآن نيکول کيدمن و ساندرا بولاک خوش درخشيدند. در سال 1999، گلدزمن کار تهيه کنندگي خود را با درياي عميق آبي آغاز کرد و از آن به بعد، بين نوشتن و تهيه کنندگي در نوسان است. او اولين کسي بود که ميل داشت از روي رمان خلاصه همه ترسها ، فيلمنامه اي بنويسد، اما بعداً منصرف شد. در برگردان رمان خاطرات يک گيشا به فيلمنامه نيز همين اتفاق افتاد. در عوض او فرصت يافت تا از روي زندگي جان فوربس نش که يک رياضيدان سيزوفرني بود، فيلمنامه يک ذهن زيبا را بنويسد که تا به حال بهترين اثر او بوده است. او در مورد اين فيلمنامه گفته: «من قصد نداشته ام حقايق را ثبت کنم، بلکه بيشتر به يک زندگي نظر داشته ام، نوشتن اين فيلمنامه باعث شد تا آکيواگلدزمن، جايزه گلدن گلوب، جايزه انجمن نويسندگان آمريکا و جايزه اسکار در رشته فيلمنامه اقتباسي را به خانه ببرد. فيلمشناسي: موکل (1994)،سقوط خاموش(1994)،بتمن براي هميشه(1995)زماني براي کشتن(1996)، بتمن و رابين (1997)، گمشده در فضا(1998) ،جادوي کاربردي(1998) ، يک ذهن زيبا(2001).
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.