کلینت ایست وود
Eastwood, Clint
بازیگر (1930، سن فرانسیسکوی کالیفرنیا- امریکا)
با نام کیلیتن ایست وود جونیر به دنیا آمد. در کودکی هم راه با پدر به کارهای سخت پرداخت. پس از خدمت در ارتش، مدتی را به مربی گری شنا گذراند و در سال 1954 در رشته ی مدیریت بازرگانی از دانشگاه لس آنجلس فارغ التحصیل شد. در همین دوران بود که نخستین بار در فیلم فرانسیس در نیروی دریایی نقشی کوچک را بازی کرد. سال بعد با یونیورسال قرارداد بست و به عنوان بازیگر نقش های کوتاه، کارش را آغاز کرد. موفقیت ایست وود در نقش «رودی یتس» در مجموعه ی تلویزیونی وسترن شلاق (1959-1966) او را آماده ی ایفای نقش های اصلی کرد. یک مشت دلار شروع بازی های حرفه ای ایست وود بود. چهار سال پس از این فیلم، کمپانی مالیاسو را بنیان گذاشت و در 1971، نخستین فیلم خود، آهنگ میستی را برایم بنواز، را کارگردانی کرد. در 1993 برای نابخشنوده، اسکار بهترین کارگردانی را برنده شد.

از اواسط دهه ی 1960، ایست وود یکی از محبوب ترین ستارگان تاریخ سینما به شمار می آید. او شهرت خود را مدیون سرجو لئونه و بازی در سه گانه وسترن اسپاگتی او (یک مشت دلار، به خاطر چند دلار بیش تر، خوب، بد، زشت) است که باعث تثبیت شدنش در نقش های اصلی گردید. در این فیلم ها، ایست وود هفت تیرکشی زمخت، مزدور و تنهاست که به ندرت حرف می زند و دائماً ته سیگارش را می جود؛ به زنان علاقه ای ندارد و فقط در فکر پول است و به خاطر آن یک دو جین آدم را از پا در می آورد. این سه فیلم گرچه سرشار از خشونت بودند، لیکن مورد توجه قرار گرفتند، محبوب شدند و ایست وود ضد قهرمان با آن ها به ستاره تبدیل شد. این خشنوت در فیلم های بعدی، و از جمله مجموعه ای که با دان سیگل (کارگردان) کار کرد، نیز تکرار شد. در هاری کثیف و دو فیلم پس از آن، ایست وود در نقش پلیسی خشن به نام «هاری کالاهان» ظاهر می شود؛ هر چند در کمدی موزیکال گاری خودت را رنگ بزن به ایفای نقشی متفاوت با گذشته می پردازد. ایست وود بسیاری از فیلم هایش را از اواخر دهه ی 1970، خود کارگردانی کرده و هم زمان با جلب نظر مساعد منتقدان، محبوبیتش را هم حفظ کرده است. تثبیت او در مقام کارگردان، مرهون دو کارگردان برجسته، لئونه و سیگل است. در وسترن های لئونه، نه زن و نه اجتماع، هیچ کدام برای شخصیت ایست وود اهمیتی ندارند و تعارض او به مرزهایی خارج از این دو ارتباط دارد. اما در فیلم های سیگل، برعکس، تضاد مرد و زن و فرد و جامعه درون مایه ی اصلی داستان هایی است که زندگی مردانه ایست وود را شکل می دهد. اما این تضاد یا اصلاً از میان برداشته نمی شود و یا در سطحی جزیی حل می گردد. در فیلم هایی که خود ایست وود کارگردانی کرده، تضاد و رویایی باز هم ادامه می یابد، ولی این بار از میان برداشته می شود. مرد و زن در فیلم های او با یکدیگر هم آهنگی دارند و فرد در درون اجتماع زندگی می کند. در مجموع، ایست وود فیلم سازی است که تمام جوانب را در نظر می گیرد و ضمن آن که متوجه ی خلاقیت شخصی خود است، مخطبان را نیز به خوبی درک و پروژه هایش را با دقت تمام انتخاب می کند. سپس، منطق با برنامه ریزی های از پیش تعیین شده، آن ها را به مرحله ی اجرا در می آورد.
از فیلم ها (به عنوان بازیگر): 1955- فرانسیس در نیروی دریایی (لوبین)، تارانتولا (آرنولد)؛ 1956- ستاره در غبار (هاس)، نخستین زن فروشنده ی سیار (لوبین)؛ 1958- واحد هوایی لافایت (ولمن)؛ 1964- یک مشت دلار (لئونه)؛ 1965- به خاطر چند دلار بیش تر (لئونه)؛ 1966- خوب، بد، زشت (لئونه)؛ 1968- آنان را به دار بیاویزید (پست)، بلوف کوگان (سیگل)؛ 1969- گاری خودت را رنگ بزن (لوگان)؛ 1970- قهرمانان کلی (هاتن)، دو قاطر برای خواهر سارا (سیگل)؛ 1971- هاری کثیف (سیگل)، فریب خورده (سیگل)، آهنگ میستی ر ا برای من بنواز (+ ک.)؛ 1972- جوکید (ج. استرجس)، ولگرد دشت های مرتفع (+ ک.)؛ 1973- قدرت مگنوم (پست)، بریزی (فقط ک. )؛ 1974- تندر بولت و لایت فوت (چیمینو)؛ 1975- آیگر سانکشن (+ ک.)، مجری قانون (فارگو)؛ 1976- جوزی ویلز یاغی (+ ک.)؛ 1977- مبارزه جویی (+ ک.)، هر چیزی غیر از رهایی (فارگو)؛ 1979- فرار از آلکاتراز (سیگل)؛ 1980- از هر راهی که می توانی (وان هورن)، برانکو بیلی (+ ک.)؛ 1982- آواز خوانی محلی (+ ت. ، ک.)، فایر فاکس (+ ت. ،
ک.)؛ 1983- برخورد ناگهانی (+ ت.، ک.)؛ 1984- موقعیت خطرناک (تاگل)، هیجان در شهر (ر. بنجامین)؛ 1985- سوار سرنوشت (+ ت.، ک.)؛ 1986- تپه ی هارت بریک (+ ت.، ک.)؛ 1989- کادیلاک صورتی رنگ (وان هورن)؛ 1990- شکارچی سفید، قلب سیاه (+ ک.)، تازه وارد (+ ک.)؛ 1992- نابخشوده (+ ت.، ک.)؛ 1993- در خط آتش (پترسن)، یک دنیای کامل (+ ت.، ک.)؛ 1995- پل های مدیسن کانتی (+ ت.، ک.)؛ 1997- قدرت مطلق (+ ک.)؛ 1999- جنایت حقیقی (+ ک.)؛ 2000- کابوی های فضایی (+ ک.).