هوبارت بازوورت
Bosworth, Hobart
بازیگر، کارگردان، فیلم نامه نویس، تهیه کننده (1867، ماری یتای اوهایو- امریکا؛ 1943)
در دوازده سالگی از خانه فرار کرد تا دریانورد شود. از هجده سالگی روی صحنه رفت. تا سال 1902 در چندین نقش برجسته در برودوی ظاهر شد اما در همین سال به دلیل از دست دادن صدایش مجبور به ترک صحنه شد. در 1909 کارش را در سینما با کمپانی سلیگ آغاز کرد. سپس، در بسیاری از فیلم های یک حلقه ای این کمپانی بازی کرد و در فیلم های دیگری، تهیه کننده، کارگردان و فیلم نامه نویس بود. در 1913 کمپانی خود را تأسیس کرد و فیلم جاه طلبانه و هفت حلقه ای گرگ دریا را ساخت و در آن بازی کرد. بیش از یک دهه ی از ستارگان هالیوود به شمار می آمد. اما در دهه ی 1920 به بازی در نقش های دوم- و اغلب، نقش های منفی- روی آورد.
تماشاگران معاصر بازوورن را نمی شناسند، و حتی دانش جویان سینما هم آشنایی چندانی با کارهای او ندارند، مگر آن که در مورد سینمای صامت مطالعه داشته باشند. اما با وجود این گم نامی فعلی، در دوران صامت از شاخص ترین بازیگران (و هم چنین، نویسندگان، تهیه کنندگان و کارگردانان) سینما بود. او یکی از نخستین ستارگان سینما به شمار می آید که کمپانی فیلم سازی خودش را دایر کرد، کاری که بعدها، در دوران حکومت مطلق کمپانی ها، منسوخ شد. بازیگری سینما را در میان سالی و پس از کار در تآتر آغاز کرد و برای همین هم، با وجود نقش های بسیار متنوعش در سینما، به ندرت به عنوان بازیگر نقش های اول رُمانتیک شناخته شد. با این حال، یکی از بزرگ ترین ستارگان دهه ی 1910 هالیوود به شمار می آمد و در مهم ترین فیلم های این دوره، بازیگر، تهیه کننده و یا کارگردان بود، که از آن میان می توان به بازی اش در نقش «بیل سایکس» در یک نسخه ی قدیمی آلیور توییست (1916) اشاره کرد که در آن، صورت چهار گوش و هیکل درشتش کاملاً مناسب نقش (یکی از مشهورترین «آدم بد»های ادبیات) به نظر می آید. با بالا رفتن سنش در نقش های منفی تر و کوتاه تر بازی کرد، مثل نقش پدر سخت گیر جان گیلبرت در رژه بزرگ و پدر کم تر سخت گیر بادی راجرز در بهترین دوست دختر من.با ظهور ناطق، کاملاً به یک بازیگر نقش های دوم بدل شد و در فیلم هایی مثل خانمی برای یک روز، جنگ های صلیبی و یک قدم در بهشت، در نقش هایی کوتاه بازی کرد.
از فیلم ها (به عنوان بازیگر): 1909- در قدرت سلطان (باگز)؛ 1910- دیوی کراکت (باگز)، از میان دشت ها (اینس)؛ 1912- کنت مونته کریستو (کامبل)، یک یاغی اصلاح شده (کامبل)؛ 1913- قربان گاه آزتک ها (مکری)، گرگ دریا (+ ت.، ک.، ف.)؛ 1914- روستایی خجالتی (+ ک.، ف.)، یک سفر طولانی پُرماجرا در شمال (+ ت.، ک.، ف.)؛ 1915- پدر بودن (+ ک.، ف.، طر)، برادر کوچک ثروتمندان (ترنر) (+ ف)؛ 1916- آلیور توییست (ج. بانگ)؛ 1917- زنی به نام ژان (س. ب. دمیل)، امریکایی کوچک (س. ب. دمیل)، زنی که خدا فراموشش کرد (س. ب. دمیل)؛ 1919- سپاه مرزی (هانتر)؛ 1921- جام زندگی (ر. و. لی)، بانوان احمق (م. تورنر و ک. براون)؛ 1922- ضیافت یک بیگانه (نیلان)، دست های سفید (هیلی یر)؛ 1923- عرف (آرچینباد)، سه گانه ی ابدی (نیلان)، در قصر شاه(فلین)، مرد تنها (کلیفورد)؛ 1924- نان (شرتسینگر)، قلب های بلوطی (ج. فورد)؛ 1925- ناظر خاموش (لوید)، رژه ی بزرگ (ک. ویدور)، اگر دوباره ازدواج کنم (دیلن)، بادهای سخت (لوید)، زاندر بزرگ (ج. و. هیل)؛ 1926- فاصله ی دور (بالبونی)، پولک ها (اوکانر)؛ 1927- آنی لوری (رابر تسن)، کشتی خون (سایتس)، طوطی چینی (لنی)، بهترین دوست دختر من (س. تیلر)؛ 1928- خانه ی جلاد (ج. فورد)، بهشت خاک اره (ل. رید)، بالا نشین ها (کانوی)، زن کارساز (ک. براون)؛ 1929- عشق ابدی (لوبیچ)؛ 1930- ایبراهم لینکلن (د. و. گریفیث)، تعطیلات شیطان (گلدینگ)، دوباری، زن پُرشور (س. تیلر)، فقط تصور کن (باتلر)، ماما (کورتیز)، همسر اداری (بیکن)، اخطار سوم (ا. جانسن)؛ 1932- آخرین نفر از موهیکان ها (بی بی)(سریال)، پاهای میلیون دلاری (کلاین)، معجزه گر (مک لیود)؛ 1933- خانمی برای یک روز (کاپرا)؛ 1934- موسیقی در هوا (مای)، کسانی که خدایان نابودشان می کنند (و. لانگ)؛ 1935- جنگ های صلیبی (س. ب. دمیل)، کشتی بخار در خم رودخانه (ج. فورد)؛ 1941- یک قدم در بهشت (ا. راپر)، آنان چکمه به پا مردند (والش)؛ 1942- شهر گناه (انرایت).