سه‌شنبه، 26 آذر 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

سرگئی بوندارچوک

سرگئی بوندارچوک

 

 Bondarchuk, Sergei       

بازیگر، کارگردان (1920، بلوزرسک- اوکراین؛ 1994)

با نام سرگئی فیودرویچ بوندار چوک به دنیا آمد. از همان دوران کودکی بازیگری آماتور بود. در سال های نوجوانی در نمایش های نیمه حرفه ای بازی می کرد. در هفده سالگی وارد مدرسه نمایش روستوف شد و با روش استانیسلافسکی آشنایی پیدا کرد. پس از خدمت در جنگ جهانی دوم، وارد انستیتوی سینماتوگرافی مسکو شد و زیر نظر استادانی، مثل سرگئی گراسیموف، فسیه والات پودوفکین و ایگور ساوچنکو تحصیل کرد. در سال 1948 نخستین نقش سینمایی اش را در گارد جوان، در نقش مردی با دو برابر سن واقعی خودش، تجربه کرد و سپس با بازی در نقش های به یاد ماندنی، مثل نقش «تاراس شوچنکو» و «اتللو»، به یکی از مهم ترین شخصیت های سینمای شوروی بدل شد. بازیگر نقش «دزدمونا» در اتللو، ایرینا اسکوبتسه وا، بعدها (در 1959) همسرش شد. به دلیل علاقه ای که به رمان شولوخف، سرنوشت یک انسان داشت، پس از نسخه ی تلویزیونی ناموفق آن، تصمیم گرفت تا نسخه ی سینمایی خودش را کارگردانی کند. پس از آن، فیلم حماسی چهار قمستی جنگ و صلح و سپس، یک اثر حماسی دیگر، واترلو (محصول مشترک ایتالیا/ شوروی/ انگلستان) را کارگردانی کرد. بوندارچوک نشان های افتخار زیادی، از جمله هنرمند خلقی شوروی، قهرمان کارگردان سوسیالیست، نشان سرخ و نشان لنین (دوبار) را دریافت کرده است. بازی اش در نقش «پی یر» در جنگ و صلح نیر، برایش جایزه ی جشنواره ی مسکو و یک جایزه ی اسکار به ارمغان آورد.

استعداد بوندارچوک نخستین بار در تاراس شوچنکو، و با بازی اش در نقش این شاعر بزرگ اوکراینی، بروز کرد. نقایص فیلم نامه باعث شده بود، صحنه های معرفی این شخصیت سرد و بی روح به نظر بیاید، ولی بوندارچوک توانست در صحنه های زندگی خصوصی «شوچنکو»، بر ضعف های فیلم نامه ی ساچنکو غلبه کند. در فصل تبعید، که رفتار غیر انسانی سربازان تزار را نشان می دهد، بازی او فیلم را قابل توجه ساخت. موفقیت هایش در این فیلم و آثار بعدی، در نهایت به خلق اثر باشکوهی مثل جنگ و صلح انجامید که یکی از پرخرج ترین و عظیم ترین فیلم های ساخت شوروی است. او، به عنوان کارگردان، می بایست سیر گسترش درونی رمان را به زبان سینما بر می گرداند و با استفاده از تکنیک های معاصر فیلم سازی، بر مفهوم فلسفی اثر تأکید می کرد. اما فیلم های بعدی اش، با علاقه های قبلی او تناقض داشتند و در نهایت به عنوان سینماگری «حکومتی» آرام آرام، از بادها رفت. دخترش، ناتالیا، نیز بازیگر است.               

از فیلم ها (به عنوان بازیگر): 1948- گارد جوان (گراسیموف)، میچورین (داوژنکو)، داستان یک مرد واقعی (استولیر)؛ 1950- شوالیه ی ستاره ی طلایی (رایزمن)؛ 1951- تاراس شوچنکو (ساوچنکو)؛ 1953- کشتی ها به استحکامات حمله می کنند (م. روم)؛ 1954- نباید فراموش شود (لوکوف)؛ 1955- خرمگس (سامسونوف)، قصه ناتمام (ارملر)، اتللو (یوتکه ویچ)؛ 1957- صفحاتی از داستان (کریژانوفسکی)؛ 1958- سرباز پیش رفت (ترائوبرگ)؛ 1959- سرنوشت یک انسان (+ ک.)؛ 1960- در رم شب بود (روسلینی)؛ 1967- جنگ و صلح (+ ک.، ف.)؛ 1970- نبرد نرتوا (بولاییچ)، دایی وانیا (کونچالوفسکی)، واترلو (+ ک.، هف.)؛ 1974- کوه هایی چنین بلند (سولنتسه وا)؛ 1975- آنان برای میهن خود جنگیدند (+ ک.، هف)، انتخاب یک هدف (تالاکین)؛ 1977- استپ (فقط ک.، ف.)؛ 1978- پدر سرگئی (تالانکین)؛ 1982- مکزیک در آتش (فقط ک.)؛ 1986- بوریس گودونف (+ ک.، ف.).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.