شنبه، 7 دی 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

شان پن

شان پن

Penn, Sean  

بازیگر، کارگردان (1960، بربنکِ کالیفرنیا- امریکا)

با نام شان جاستیس پن به دنیا آمد. پدرش، لیو پن، کارگردان سینما و تلویزیون و مادرش، آیلین رایان، بازیگر بود. پس از پایان تحصیلاتش در دبیرستان سانتا مانیکا، به جای ادامه ی تحصیل در دانشگاه، به یک گروه تآتری لس آنجلس پیوست. نخستین بازی حرفه ای اش در سال 1979 و در قسمتی از مجموعه ی تلویزیونی بارنابی جونز بود که به عنوان بازیگر مهمان در آن به ایفای نقش پرداخت. دو سال بعد وارد سینما شد و در نخستین فیلم خود، شیپور خاموشی، بازی کرد. از همان ابتدا به عنوان بازیگری متفاوت، و با استعدادی ذاتی، مورد توجه قرار گرفت و با ایفای نقش شخصیت های تند و پرحرارت حتی در فیلم های معمولی و کم ارزش نیز خوش درخشید. اما اشتهار او به «پسر بدِ» هالیوود، قابلیت هایش را تحت الشعاع قرار داد و به ویژه پس از ازدواج با خواننده/ بازیگر جنجالی، مادونا (1985-1989) بدنام تر شد. تا سرانجام با جدایی از مادونا تمام دعواها خاتمه یافت و با ازدواج با رابین رایت بازیگر (از 1996)، آرامش دوباره اش را به دست آورد. در 1991 با اعلام کناره گیری از بازیگری، به فیلم نامه نویسی و کارگردانی روی آورد و نخستین فیلمش، دونده ی سرخ پوست، را که درامی خام و مغشوش درباره ی دو برادر متعارض با یک دیگر بود، ساخت. اما بار دیگر جلوی دوربین رفت و در راه کارلیتو بازی قابل توجهی ارائه داد. برای به سوی اعدام و لطیف و عاطفی کاندیدای دریافت اسکار بهترین بازیگر بود. برادرش، کریستوفر، نیز بازیگر سینماست.

به سختی می توان جاذبه ی پن را در سینما تحلیل کرد. او به دلیل برخی مسایل خصوصی زندگی اش، به شهرت (یا بدنامی) رسید و به خاطر چهره ی نامتعارفش، بیش تر در نقش خارجیان یا افراد سرکش و ناسازگار ظاهر شد. اما به رغم تصویری که از او ترسیم می شد، حضوری آمرانه و مقتدر بر روی پرده دارد و میزانی غیر منتظره از شور و هیجان را به دست می دهد. پن در تصویر کردن شخصیت هایی غیر عادی، نوعی اعتماد به نفس را نمایان می سازد و باعث جلب توجه تماشاگر می شود. با وجود این، کم تر می توان او را در نقشی خوش آیند، که هم دلی و هم راهی تمام و کمال تماشاگران را در پی داشته باشد، مجسم کرد.                   

از فیلم ها (به عنوان بازیگر): 1981- شیپور خاموشی (هـ . بکر)؛ 1982- اوقات خوش در ریج مانت های (هکرلینگ)؛ 1983- پسران بد (رزنتال)؛ 1984- مسابقه با ماه (بنجامین)؛ 1985- شاهین و آدم برفی (شله زینجر)؛ 1986- در فاصله ی نزدیک (فولی)، غافلگیری شانگهای (گادارد)؛ 1988- نیروی انتظامی (د. هاپر)، داوری در برلین (ل. پن)؛ 1989- ضایعات جنگ (د پالما)، ما فرشته نیستیم (ن. جوردان)؛ 1990- لطف خدا (جونو)؛ 1991- دونده ی سرخ پوست (فقط ت.، ک.، ف.)؛ 1993- راه کارلیتو (د پالما)؛ 1995- به سوی اعدام (رابینز)، نگهبان (فقط ت.، ک.، ف.)؛ 1997- بازی (فینچر) چرخش کامل (آ. استون)؛ 1998- خط سرخ باریک (مالیک)؛ 1999- جان مالکوویچ بودن (ا. جونز)، لطیف و عاطفی (و. آلن)؛ 2000- قول (فقط ک.، ف.).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما