دلهم
وی دختر عمر و از زنان شجاع و مبارز و سخنور شیعه و همسر زهیر بن قین از یاران امام حسین علیهم السلام بوده است. وقتی سیدالشهدا علیه السلام زهیر را به یاری خود دعوت کرد، او استقبالی نکرد. گویند دلهم به همسرش زهیر چنین گفت: «سبحان الله! فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم از تو دعوت می کند که به یاریش بشتابی و هر چه زودتر خود را به او برسانی!» گویند سخنان دلهم بر دل زهیر نشست. سپس زهیر برخاست و به دیدار امام شتافت و با چهره ای باز نزد همسر بازگشت و به وی گفت: «می خواهم تو را طلاق دهم و با امام حسین علیه السلام باشم تا تو پس از مرگ من تحمل رنجی نشوی» گویند زهیر همسرش دلهم را به بعضی از خویشاوندان خود سپرد. دلهم که تأثیر سخنان خود را در زهیر دید گفت: «برو خدا به تو خیر دهد. خواهش من این است که در روز قیامت، در پیشگاه جدّ بزرگوار حسین علیه السلام یادی هم از من بکنی». زهیر پس از کشتن 120 نفر به شهادت رسید.