چهارشنبه، 11 دی 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

سام جافی

سام جافی

Jaffe, Sam

بازیگر (1891، نیویورک- امریکا؛ 1984)

تحصیلاتش را در رشته ی مهندسی و سپس مدرسه ی عالی مهندسی کلمبیا به پایان برد. در سال 1915، پس از دو سال تدریس ریاضیات در انستیتوی فرهنگی برانکس، به گروه تآتری «بازیگران میدان واشینگتن» در نیویورک پیوست و در نمایش نامه های بسیاری به روی صحنه رفت. در 1919 به خدمت ارتش درآمد و پس از پایان دوره، در 1921 وارد برودوی شد. نخستین بار در 1934 جلوی دوربین رفت و در دوباره زندگی می کنیم بازی کرد. به رغم جثه ی ضعیف و کوچکش، به بازیگر نقش های دوم مردان پویا و با شهامت بدل شد. در اواخر دهه ی 1940 «اکوییتی لیبراری تیه یر» را در نیویورک بنیان گذاشت و با راه یافتن به تلویزیون، در چند مجموعه نقش هایی را ایفا کرد/ به خاطر بازی در جنگل آسفالت کاندیدای دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش دوم شد و جایزه ی بهترین بازیگر جشنواره ی ونیز را به خاطر همین فیلم از آن خود کرد. او را نباید با تهیه کننده ای با همین نام اشتباه گرفت.

جافی پیش از راه یافتن به هالیوود، بیش از یک دهه ی بر روی صحنه مشغول کسب تجربه بازیگری بود. به عنوان یکی از بزرگ ترین بازیگران نقش های دوم، همواره در ایفای نقش شخصیت های نامتعارف استاد بود: «گراند دوک پتر» مخبط در ملکه ی سرخ، «دکتر اسنایدر» خلاف کار در جنگل آسفالت و «گونگا دین» فروتن و وفادار در گونگا دین. اما مشهورترین و دوست داشتنی ترین بازی او ایفای نقش یک عابد بودایی 250 ساله در افق گم شده است؛ هر چند که جافی در این فیلم، فقط در یک صحنه ظاهر شد، اما بازی او نقطه ی اوج فیلم بود. توانایی جافی در تبدیل صحنه های نقش های کوتاه به لحظات پُر ارزش فیلم ها، عامل اصلی موفقیت او بود. این استعداد هم چنان تا سال های دهه ی 1960 شکوفا بود و با ایفای نقش «دکتر زوربا» در مجموعه ی بن کیسی (1961-1965) در تلویزیون نیز خود را نشان داد. در عین حال، در طول پیش از پنجاه سال فعالیت بازیگری در سینما و تلویزیون، تآتر را به آن دوی دیگر ترجیح می داد و به رغم گذشت بیش از نود سال از عمرش، هنوز برای ایفای نقش اظهار آمادگی می کرد.                                  

از فیلم ها: 1934- ملکه ی سرخ (فون استرنبرگ)، دوباره زندگی می کنیم (مامولیان)؛ 1937- افق گم شده (کاپرا)؛ 1939- گونگا دین (ج. استیونز)؛ 1943- رستوران استیج دور (بورزیگی)؛ 1946- شمار سیزدهم خیابان مادلن (هاتاوی)؛ 1947- قرارداد شرافتمندانه (کازان)؛ 1948- متهم (دیترله)؛ 1949- خط شنی (دیترله)؛ 1950- جنگل آسفالت (هیوستن)؛ 1951- روزی که زمین از حرکت ایستاد (وایز)، می توانم آن را یک جا برای تو بگیرم (م. گوردون)؛ 1955- جاسوسان (کلوزو)؛ 1958- وحشی و گیشا (هیوستن)؛ 1959- بن هور (وایلر)؛ 1967- راهنمای مرد متأهل (ج. کلی)، نبرد سان سباستیان (ورنوی)؛ 1969- سرقت بزرگ بانک (ایوربک)؛ 1970- نامه ی کرملین (هیوستن)، وحشت در دانویچ (هالر)؛ 1971- میله های تخت خواب و دسته های جارو (استیونسن)؛ 1980- نبرد در آن سوی ستارگان (موراکامی)، هیچ چیز ابدی نیست (شیلر).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.