چهارشنبه، 18 دی 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

ارول فلین

ارول فلین

 

Flynn, Errol

بازیگر (1909، هوبارت - تاسمانی؛ 1959)

با نام ارول لسلی تامسن فلین به دنیا آمد. فرزند یک جانورشناس و زیست شناس دریایی استرالیایی بود. از پانزده سالگی کار در یک شرک کشتی رانی را آغاز کرد و یک سال بعد به گینه ی جدید رفت تا کارمند دولت شود. اما روحیه ی ماجراجویی اش او را وادار کرد تا در 1930 به استرالیا بازگردد، قایقی بخرد و در پی یافتن طلا دوباره رهسپار گینه ی جدید شود. در آن جا سرپرست یک مزرعه ی تنباکو شد و به طور مرتب برای یکی از مجلات سیدنی مقاله می فرستاد. پس از بازگشت به استرالیا، و در سال 1933، برای نخستین بار در فیلمی نیمه مستند به نام در پی کشتن بونتی در نقش «فلچر کریستیان» جلوی دوربین قرار گرفت. در همان سال برای آموختن بازیگری به انگلستان رفت و در رپراتور نورث همپتن تجربیاتی کسب کرد. همان جا با کمپانی برادران وارنر قراردادی امضا کرد و در 1935 به هالیوود رفت.

فلین در هالیوود بلافاصله نقش ستاره ی فیلم کاپیتان بلاد را از آن خود کرد و با لی لی دامیتا (1935-1942) ازدواج کرد. موفقیت این فیلم، جایگاه و شهرت او را در سینما تثبیت کرد، و با برخورداری از بنیه ای قوی و چهره ای جذاب، در قالب قهرمانان ماجراجوی فیلم ها به ایفای نقش پرداخت. پرسونای تثبیت شده ی او در اوج دوران بازیگری اش، عمدتاً مرهون بازی در فیلم های دو کارگردان بود: مایکل کورتیز (از 1935 تا 1941) و رائول والش (از 1942تا 1945)، و نقش مقابل او را در بسیاری از این فیلم ها آلیویا د هاویلند به عهده داشت. فلین با این پرسونا به محبوبیت بسیار دست یافت، اما یکنواختی آن دل زده اش کرد و بازی در نقش های متفاوت را نیز تجربه کرد که با توفیق هم راه نبودند. در 1942 به اذیت و آزار دو دختر نوجوان متهم شد و در نزد مردم تصویر دیگری یافت. از اواخر دهه ی 1940 محبوبیت خود را از دست داد و به الکل و مواد مخدر روی آورد. در 1952، مقروض و مأیوس، هالیوود را ترک کرد تا به اروپا برود. پس از بازی در چند فیلم ناموفق در انگلستان و ایتالیا، بار دیگر در 1956 به هالیوود بازگشت و با بازی در خورشید هم چنان می دمد توجه منتقدان را جلب کرد. سپس، شروع به نگارش زندگی نامه ی خود کرد که در سال 1959 با نام شیوه های شریر شریرِ من، پس از مرگش، منتشر شد. بر اثر سکته ی قلبی درگذشت.

فلین اگرچه نقش های متفاوتی را بازی کرد، اما در سه فیلم آخر عمر، نقش خود واقعی اش را به تصویر کشید؛ مردی معتاد و دائم الخمر. او نیز مثل داگلاس فربنکس، نقش قهرمانان جسور و شکست ناپذیر را به عهده می گرفت و تصویری که ارائه می داد، تیپ مرد ایده آل امریکایی بود. اما جالب این که، وقتی در زمان جنگ جهانی دوم به خدمت اعزام شد، به دلیل بیماری و عدم توانایی جسمی معاف شد. در نظر بسیاری از مردم، بهترین بازی او در جنتلمن جیم است، که به خوبی توانسته نقش «جیمز کوربت»، بوکسور حرفه ای و مشهور را با مهارت تمام به تصویر بکشد و توان بازیگری اش را به تماشا بگذارد. فلین دستی هم در نوشتن داشت و علاوه بر زندگی نامه اش، سه کتاب دیگر هم نوشت که یکی از آن ها شرح ماجراجویی های هفت ماهه اش در گینه ی جدید است. او پس از جدایی از همسر دومش، نورا ادینگتن، با پاتریس وایمور (1950-1957) ازدواج کرد. پسرش، شان فلین نیز در چند فیلم اروپایی بازی کرده است. چارلز هایم در زندگی نامه ای با نام ارول فلین، داستان ناگفته (1980) ناگفته هایی از زندگی این ستاره را بازگو کرد و او را به عنوان جاسوس نازی ها معرفی کرد.

از فیلم ها:

1933 - در پی کشتی بونتی (چاول)؛ 1935 - کاپیتان بلاد (کورتیز)، پرنده ی جنایی عروس عجیب (کورتیز)؛ 1936 - حمله ی هنگ سبک (کورتیز)؛ 1937 - شاهزاده و گدا (کیتلی)، نور سبز (بورزیگی)، سپیده دم دیگر (دیترله)، نمونه ی کامل (کورتیز)؛ 1938 - خواهران (لیتواک)، نگهبان گشتی سپیده دم (گُلدینگ)، ماجراهای رابین هود (کورتیز)؛ 1939 - داج سیتی (کورتیز)، زندگی خصوصی الیزابت و اسکس (کورتیز)؛ 1940 - ویرجینیا سیتی (کورتیز)، شاهین دریا (کورتیز)، گذرگاه سانتا فه (کورتیز)؛ 1941 - گام هایی در تاریکی (بیکن)، آنان چکمه به پا مردند (والش)؛ 1942 - جنتلمن جیم (والش)، سفر پُر التهاب (والش)؛ 1943 - تعقیب شمالی (والش)، لبه ی تاریکی (مایلستون)؛ 1944 - افتخار نامشخص (والش)؛ 1945 - سن آنتونیو (باتلر)، هدف برمه (والش)؛ 1946 - هرگز نگو خداحافظ (کرن)؛ 1947 - هرگز از من فرار نکن (گادفری)؛ 1948 - رودخانه ی نقره یی (والش)؛ 1949 - ماجراهای دون ژوان (و. شرمن)، احساس بزرگی است (باتلر)؛ 1950 - راکی مانتن (کیتلی)، مونتانا (انرایت)، کیم (ساویل)؛ 1951 - ماجراهای کاپیتان فابیان (و. مارشال)؛ 1952 - علیه تمام پرچم ها (ج. شرمن)؛ 1953 - ارباب بالانتری (کیتلی)؛ 1955 - گل های یاس در بهار (ه. ویلکاکس)؛ 1957 - استانبول (پونی)، خورشید هم چنان می دمد (ه. کینگ)؛ 1958 - ریشه های آسمان (هیوستن)؛ 1959 - دختران یاغی کوبایی (ماهون).  

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.