هاروی کایتل
Keitel, Harvey
بازیگر (1939، برکلین نیویورک - امریکا)
بازیگری را در اکتورز استودیو، زیر نظر فرانک کورسارو، استلا آدلر و لی استراسبرگ، آموخت. اما در سومین دهه ی عمرش تا 1968 که به نخستین نقش آفرینی اش در چه کسی در اتاق مرا میزند؟، ساخته ی مارتین اسکورسیزی ختم شد کارهای مختلفی انجام داد. از فروشندگی لباس زنانه در فروشگاه های پوشاک تا منشی تندنویس دادگاهی در نیویورک. مدتی هم در خدمت نیروی دریایی بود. در کنار این ها روی صحنه نیز می رفت. پنج سال پس از نخستین هم کاری با اسکورسیزی، در پایین شهر (1973) بود که ارزش های بازیگری اش شناخته شد؛ نقش «چارلی» در مقابل بازیگری مثل رابرت دنیرو آن قدر جای کار داشت که به یک باره دیده شود. در ادامه ی دهه به یکی از معدود بازیگران خوب نقش های دوم تبدیل شد و البته دایره ی نقش هایش هم گستردگی خاص داشت. از همسر تندخو و پرخاشگر گرفته تا پلیس های آرام و البته رفیقی از جنس رفقای فیلم های اسکورسیزی. اگر از برخی اتفاقات مثل در گیری با فرانسیس فورد کوپولا و کنار کشیدن از اینک آخرالزمان (1979) بگذریم، مهم ترین نقش آفرینی هایش در دهه های 1970 و 1980 باز به همکاری با اسکورسیزی برمی گشت. راننده ی تاکسی در 1976 و آخرین وسوسه ی مسیح در 1988، اما در این میان بازیگر پُرکاری هم بود. تا آستانه ی دهه ی 1990 تقریباً سالی دو فیلم در کارنامه دارد اما آن چه به شکلی محسوس دیده شد، کنار رفتنش از سینمای هنری و نقش های خاص در دهه ی 1980 بود؛ معدود تلاش هایش در این دهه هم نتایج درخشانی نداشتند. با شروع دهه ی 1990 کارنامه اش متحول شد. این تحول با بازی در دو چشم شریر جرج رومرو و دو جیک که دنباله ای بر محله ی چینی های رومن پولانسکی (1975)، با کارگردانی جک نیکلسن بود آغاز و با باگزی ادامه پیدا کرد. نقشی که برای کایتل تنها نامزدی اسکار کارنامه اش را به ارمغان آورد. این روند ادامه پیدا کرد. در تلما و لوییز و پیانو درخشان بود و در ستوان خبیثِ آبل فرارا یکی از شاه نقش هایش را بازی کرد. هم کاری با کوئنتین تارانتینو در نخسین تجربه اش، سگ های سگدانی و هجو همین شخصیت در داستان عامه پسند، اعتباری دیگر به کایتل داد. در ادامه ی دهه به هم کاری با کارگردانان محبوبش ادامه داد و اصلی ترین فیلم های کارنامه اش را همین هم کاری چندباره شکل دادند. در همین ایام بود که کمپانی فیلم سازی اش با نام «گوت سینگرز» را به هم راه پگی گورملی تشکیل داد و به تولید آثار کم خرج و مستقل تمایل نشان داد. در 1999 هم کاری مجددش با جین کمپیون در دود مقدس و نقش آفرینی اش در مقابل کیت وینسلت، خیلی ها را شگفت زده کرد. در همین سال رابطه ی کوتاهش با اندی مک داول به هم خورد. کایتل پیش تر و در 1993 پس از یازده سال زندگی مشترک از همسرش، لورین براکوی بازیگر جدا شده بود.
کارنامه ی کایتل پر از نام کارگردانان بزرگ است. او با رابرت آلتمن، آلن رودولف، ریدلی اسکات، برتران تاورنیه، نیکلاس روگ، تئو آنگلوپولوس و تونی ریچاردسن کار کرده و برای برخی کارگردانان به سبب رابطه ی دوستانه ای که با آنان دارد، همیشه از ارکان ثابت فیلم است. اسکورسیزی، تارانتینو یا حتی کمپیون از جمله ی این کارگردانان هستند. تارانتینو در گفت و گویی به صراحت این را گفته که وقتی نمی خواهد در فیلمش نقشی به کایتل بدهد باید او را از ذهنش و از فیلم نامه بیرون کند. اگر نه شخصیت هم مثل کایتل راه می رود و هم مثل او حرف می زند، حتی اگر اصلاً قرار باشد کس دیگری آن را جان ببخشد. این امتیاز البته از یک خصیصه حاصل شده است، روحیه ی تجربه گری کایتل که هیچ گاه از کار با کارگردانان تازه کار نترسیده؛ در واقع فهرست فیلم هایی که در آن ها بازی کرده پُر است از کارهای اول فیلم سازانی که بعدها اکثرشان به چهره هایی شاخص تبدیل شده اند. خود تارانتینو به هم راه پل شرید، ریدلی اسکات و جیمز توبک از این جمله اند. در سال های بازیگری، کایتل همواره با یک مشکل روبه رو بوده؛ به سبب چهره ی ناخوشایندش بسیاری از سپردن نقش های اصلی به امتناع کرده اند و بر همین اساس، او همواره یک بازیگر نقش های دوم (به معنای واقعی آن) به شمار آمده است. اما هرگاه هم که نقش نخستی ایفا کرده، به راحتی از پس مخاطب برآمده؛ ولی به هر حال این سرگردانی در شناخت جایگاه، بارها به نوع بازی او صدمه زده است. با همه ی این ها کایتل یکی از بهترین های سینمای معاصر امریکاست. چنان که او هم راه با ستاره های پُرشمار تجاری و هنری دهه ی 1990، در اکثر رای گیری های نشریات محبوب مردمی هم جزو فهرست اصلی قرار می گیرد. از این جمله است حضور در جمع بیست و پنج بازیگر هفته نامه ی اینترتینمنت و البته رتبه ی سی و هفتم صد بازیگر بزرگ همه ی دوران از سوی مجله انگلیسی امپایر.
از فیلم (به عنوان بازیگر):
1969 - چه کسی در اتاق مرا می زند؟ (اسکورسیزی)؛ 1970 - صحنه ی خیابانی (اسکورسیزی)؛ 1973 - پایین شهر (اسکورسیزی)؛ 1974 - آلیس دیگر این جا زندگی نمی کند (اسکورسیزی)؛ 1976 - مادر، زندان ها و سرعت (یتس)، بوفالو بیل و سرخ پوستان (آلتمن)، راننده ی تاکسی (اسکورسیزی)؛ 1977 - انگشت ها (توبک)، به لس آنجلس خوش آمدی (رودولف)، دوئل کنندگان (ر. اسکات)؛ 1978 - یقه آبی (شریدر)، بال عقاب (هاروی)؛ 1979 - نظارت بر مرگ (تارونیه)؛ 1980 - بدون موقع شناسی (روگ)، ساترن 3 (دانن)؛ 1982 - شب وارن (اسکولا)، مرز (ریچارد سن)؛ 1983 - نمایان شده (توبک)، دستور مرگ (فائنتسا)؛ 1984 - عاشق شدن (گروسبارد)؛ 1986 - غیرعادی (دینر)، قالتاق ها (د پالما)؛ 1987 - جوان زن باز (توبک)؛ 1988 - آخرین وسوسه ی مسیح (اسکورسیزی)؛ 1989 - مرد ژانویه (اوکانر)؛ 1990 - دو چشم شریر (رومرو)، دو جیک (نیکلسن)؛ 1991 - باگزی (لوینسن)، تلما و لوییز (ر. اسکات)؛ 1992 - راهبه ی بدلی (آردولینو)، ستوان خبیث (فرارا)، سگ های سگدانی (تارانتینو)؛ 1993 - آفتاب تابان (کافمن)، پیانو (کمپیون)، نقطه ی بدون بازگشت (بدهم)، بازی خطرناک (فرارا)؛ 1994 - داستان عامه پسند (تارانتینو)، دردسر میمون (آموری)؛ 1995 - دست خوش خشم (ونگ)، دود (ونگ)، گردفروشان (ا. لی)، شورتی را بکشید (ساننفلد)، نگاه اولیس (آنگلوپولوس)؛ 1996 - از غروب تا بامداد (رودریگس)؛ 1997 - شهر صنعتی (اروین)، شهرک پلیس (منگلد)؛ 1998 - لولو روی پل (آستر)؛ 1999 - دود مقدس (کمپیون)؛ 2000 - نیکی کوچولو (بریل)، شاهزاده پارک مرکزی (لیکلی).